من اوز توبراقیمی سودیم اورکدن....اوزگه توبراقیندا گوزوم اولمادی
استادیوم سهند تبریز تبدیل به "قورولتای قلعه بابک" ملت آذربایجان شد...
بیش از یکصد هزارنفر فریاد کشیدند:" یاشاسین آذربایجان"
اخبار بسیار غرور آفرینی از تجمع قریب به یک صد هزار نفر از جوانان غیور ملت آذربایجان جنوبی در ورزشگاه سهند تبریز که جمهوری اسلامی از آن با نام ورزشگاه یادگار امام نام می برد دریافت کرده ایم.گفته می شود دهها هزار تن از جوانان تورک ضمن در دست داشتن پارچه نوشته های ملی، از اقصی نقاط آذربایجان جنوبی و حتی ایران جهت تشویق تیم تراختور در برابر تیم صبای قم، راهی دارالسلطنه تبریز شدند تا از دل و جان فریاد بر اورند" یاشاسین آذربایجان و یاشاسین تراختور...سراسر شهر در شادی پیروزی 3 بر یک تراختور غوطه ور شده و همه جای تبریز آکنده از فریاد و غوغای پیروزی است. جوانان تورک در حالیکه شعارها وسرودهای ملی آذربایجان را همخوانی می کردند، دستهای بسیاری به نشانه بورقوزد بالا رفته و گوئی آذربایجان در حال برگزار کردن یکی از پرشورترین قورولتاهای قلعه بابک بود.این در حالی است که خبرگزاریهای فارس رژیم نیز نتوانسته اند بی تفاوت از کنار این واقعه بزرگ ملی، رد شوند.
به خبر ذیل از خبرگزاری حکومتی فارس توجه کنید:
خبرگزاري فارس: تراكتورسازي بازهم در خانه پيروز شد و اين بار صباي قم قرباني جشن آذريها در ورزشگاه يادگار امام (ره) تبريز شد. به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز، دو تيم فوتبال تراكتور سازي تبريز و صباي قم از هفته هجدهم مسابقات فوتبال ليگ برتر باشگاههاي كشور هم مقابل هم صفآرايي كردند و تيم ميزبان توانست تيم صباي قم را با نتيجه سه بر يك با شكست بدرقه كند. شاگردان كمالوند كه اين روزها بيش از هر زمان ديگر آماده نشان ميدهند امروز نيز در حضور 70 هزار تماشاگر مشتاق آذري كه از چند ساعت مانده به بازي در ورزشگاه حضور يافته بودند بازي دلچسب و تماشاگر پسندي را از خود نشان دادند تا تماشاگران سردي ورزشگاه يادگار امام را از ياد ببرند. تيم تراكتورسازي تبريز از همان دقايق اوليه بازي هجومي را به نمايش گذاشت به طوري كه توانست در همان دقايق اوليه بازي يعني در دقيقه دوم توسط فرهاد خيرخواه به نخستين گل اين ديدار دست يابند.
بعد از اين گل بود كه دو تيم به حملات خود ادامه دادند اما نتيجهاي دربرنداشت و نيمه نخست بازي با نتيجه يك بر صفر به سود تراكتور سازي تبريز به پايان رسيد. در نيمه دوم اين بازي نيز دو تيم بازي تهاجمي و تماشاگرپسند را از خود نمايش گذاشتند به طوري كه محمد حسن ابراهيمي در دقيقه 70 و امير محبي در دقيقه 88 براي تراكتور سازي و محمد نوري در دقفيقه براي صباي قم گلزني كردند.
تشويق بيامان تماشاگران تراكتورسازي تبريز كه ورزشگاه يادگار امام راحل تبريز را به دره جهنمي براي هر تيمي كرده است امروز نيز بيشتر از بازيهاي قبل نمود داشت. البرز حاجيپور به كمكهاي رضا سخندان و مجيد ويشگاهي قضاوت اين ديدار را بر عهده داشت كه در اين ديدار در دقيقه 63 بازي بازيكن فرهاد خيرخواه از تراكتور سازي تبريز و مرتضي اسدي از صباي قم را با نشان دادن كارت قرمز از بازي اخراج كرد.
تراكتور سازي تبريز با اين پيروزي و كسب سه امتياز بازيجمع اندوخته هاي خود را به عدد 17 رساند و تا رده ششم جدول بالا آمد و صباي قم نيز همچنان 20 امتيازي باقي ماند.
به بهانه قتل عام بيش هفتاد وپنج هزار نفراز ملت آذربايجان در 21 آذر1325
در آستانه سالگرد نهضت ملی 21 آذر هستیم. فرقه دموکرات آذربایجان که سعی در استقرار یک دولت محلی بر مبنای فدرالیسم و در چارچوب تمامیت ارضی ایران داشت، یک سال بعد از تشکیل یعنی در 21 آذر 1325 به دست دژخیمان رژیم پهلوی قتل عام شد. در آخرین روزهای پاییز 1325 ، ارتش دولت مرکزی از طریق توپخانه های زمینی و هوایی زمستان سیاهی را برای مردم آذربایجان به ارمغان آورد. به روایت اسناد تاریخی، در چنین روزهایی کوههای مغرور قافلانکوه و کوچه های دل انگیز تبریز پر از جسد مردانی بود که یک سال پیشتر با تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان به ایرانیان گفتند: " ... امید ما بر این است که هر آذربایجانی وطن پرست-خواه در داخل و خواه در خارج آذربایجان- در راه رسیدن به این مقاصد مقدس با ما همصدا و همراه خواهد بود. طبیعی است که اگر انسان خانه خود را اصلاح نکند، نمی تواند برای اصلاح محله، شهر و یا مملکت خود بکوشد. ما ابتدا از آذربایجان که خانه ماست شروع می کنیم و ایمان داریم که اصلاح و ترقی آذربایجان موجب ترقی ایران خواهد شد و بدین وسیله میهن از دست قلدرها و مرتجعین نجات خواهد یافت.به گواه تاریخ، جنبش مردمي 21 آذر 1324 آذربايجان تحت رهبري فرقه دموكرات آذربايجان از درون جامعه آذربایجان جوشيده و بستر سیاسی و اجتماعی این جنبش نه از آن سوی مرزها, بلکه از شرایط نابسامان و ظلم های روا شده به مردم این خطه در دوره رضاخان و پسرش، فراهم شد. مهمترين ویژگی های اين جنبش را مي توان به صورت زير برشمرد:
الف: تداوم راه مبارزه ناتمام مردم ايران و آذربایجان در راه آزادي و دموکراسی.
ب: احقاق حقوق ملي و مدنی مردم آذربایجان و به عبارتی حل مسئله ملی در قالب فدرالیسم.
ج: دارا بودن خصلت ضد فئودالي و عدالت جویی.
براي اولين بار در ايران رهبران روشن بين انقلاب مشروطيت كه به طور عمده در انجمن ايالتي تبريز و نيز مجلس اول (شوراي ملي) جمع شده بودند با توجه به مليت هاي گوناگون ساكن در ايران به حل مساله ملي براي پايدار نمودن امر دمكراسي اهتمام جدي ورزيده و با تنظيم موادي به صورت متمم قانون اساسي و تصويب آن در مجلس اول شوراي ملي، گام بلند و ارزشمندي را در جهت احقاق حقوق مليت هاي تحت ستم برداشتند. بدين ترتيب اصول ٢٩ - ٩٠ - ٩١ - ٩٢ و ٩٣ قانون اساسي به تصويب مجلس رسيد كه متاسفانه از مجلس دوم به بعد به بوته فراموشي سپرده شد. گرچه اصطلاح فدراليسم در آن دوره مورد استفاده قرار نگرفت و اين امر به يك معنا طبيعي نيز بود، زيرا رهبران انقلاب مشروطه به شاه مشروطه اعتقاد داشتند نه به شيوه ديگر اداره جامعه. اما اگر اين پنج اصل متمم قانون اساسي به دقت مورد مطالعه قرار گيرد، متوجه خواهيم شد كه رهبران انقلاب در آن دوره عملا از مشروطيت ، مضمون يك جامعه فدراليستي را در نظر داشته اند. بي فايده نخواهد بود اگر سه اصول از اين ٥ اصل را نقل نماييم:
اصل 2٩ متمم قانون اساسي: منافع مخصوصه هر ايالت و ولايت و بلوك به تصويب انجمن هاي ايالتي و ولايتي به موجب قوانين مخصوصه آن مرتب و تسويه مي شود.
اصل ٩١: اعضاي انجمن هاي ايالتي و ولايتي بلاواسطه از طرف اهالي انتخاب مي شوند مطابق نظام نامه انجمن هاي ايالتي و ولايتي.
اصل ٩٢: انجمن هاي ايالتي و ولايتي اختيار نظارت تامه در اصلاحات راجع به منافع عامه دارند با رعايت قوانين.
متاسفانه سرنوشت اين اصول نيز مانند سرنوشت انقلاب مشروطيت گشت. مقاومت نيروي ماند جامعه تحت هدايت محمدعلي ميرزا و بعدتر ديكتاتوري رضا شاه ، مانع از اجرای اصول فوق گشت. در دوره رضا شاه نه تنها اصول فوق و نيز ساير اصول قانون اساسي به فراموشي سپرده شد، بلكه سياستي درست ضد آن اصول در پيش گرفته شد كه حاصلي جز ايجاد تفرقه در بين مليت هاي ساكن ايران نداشت. رضا خان و دار و دسته اش در زمينه سركوب خواست هاي مناطق ملي و بويژه آذربايجان هر چه در توان داشتند انجام دادند، گو اين كه آن ها مي خواستند انتقام سرنگوني خاندان قاجار و بخصوص محمدعلي ميرزا را از مردم متفكر و مبارز آذربايجان بگيرند. عبدالله مستوفي استاندار وقت آذربايجان سرشماري در تبريز را "خر شماري" ميناميد و محسني رئيس فرهنگ اين استان براي كسي كه تركي حرف مي زند مجازات سنگيني تعيين كرده بود. گرچه آذربايجان خود به غله نياز مبرمي داشت ، اما محصولات غذايي توليد شده در اين استان به زور شمشير با نازلترين قيمت خريداري و به استان مركزي ارسال مي گشت. فئودال ها، تحت حمايت دولت مركزي دهقانان را به بيگاري كشيده و از تجاوز به مال و جان و ناموس مردم اين خطه كوچكترين ابايي نداشتند. تحت چنين زمينه هاي عيني و ذهني بود كه اشغال ايران رخ داد و ديكتاتوري رضا خان از هم پاشيد و آزادي نسبي در كشور برقرار گشت. فرقه دموكرات آذربايجان محصول اين شرايط عيني و ذهني بود، و خواسته اي جز تحقق خواست ديرين مردم خطه آذربايجان و سعادت تمامي ايرانيان نداشت. فرقه دموكرات آذربايجان از بدو تاسيس خود بر اجراي اصول قانون اساسي در مورد انجمن هاي ايالتي و ولايتي تاكيد داشت. روزنامه آذربايجان تحت عنوان "نخستين كنگره فرقه دموكرات آذربايجان" چنين نوشت: "... ايران وقتي آباد و خوشبخت و داراي وحدت ملي حقيقي خواهد شد كه انجمن هاي ايالتي و ولايتي مطابق نص صريح قانون اساسي تشكيل يابد و مردم اختياردار خانه خود گردند" (آذربايجان شماره ٢ مورخه ١٧/٦/١٣٢٤)متاسفانه گرچه از تصويب اصول مورد درخواست مردم آذربايجان و حزب آن يك صد سال مي گذرد، ما هنوز در اول راه هستيم و صد افسوس هنوز هم كه هنوز است بسياري از روشنفكران جامعه ما، داراي موضع شوينيستي بوده و هرگونه انديشه و حركتي را كه در راستاي حل دموكراتيك مساله ملي باشد، تجزيه طلبي دانسته و عملا با سركوبگران هم نوا و هم جبهه مي گردند. از اين گونه روشنفكران بايد پرسيد: آيا به اين موضوع فكر كرده ايد كه چرا هر وقت ديكتاتوري ها در ايران فرو ريخته ، جنبش هاي ملي به سرعت شكل مي گيرند و مبارزاتشان جهت احقاق حقوق ملي خويش گسترش پيدا مي كند؟
تأثیرات منفی پیوند های فکری و عاطفی مربوط به جریانات گذشته
و عدم مرزبندی با اومانیسم سنتی در حرکت ملّی آذربایجان

عاملان و بانیان حرکت ملّی و سیاسی، برپایه یک تفکر مشترک و تعریف شده به هم اعتماد کرده و دست به یک حرکت جمعی می زنند، عدول از منافع ملّی و ارجحیت دادن به مسائل عاطفی و شخصی و ادغام آن با مسأله ملّی باعث نفاق و تفرقه و دلسردی افراد با ایمان می گردد.دخالت دادن پیوندهای قدیمی و اولویت دادن به ارتباطات جنبی و عاطفی مربوط به گذشته و غیر مثمر در حرکت ملّی، یعنی هوای همدیگر را داشتن، نه بخاطر مسأله ملّی، بلکه بخاطر عواطف شخصی متعلق به گذشته، که سودی هم به مسأله ملّی ندارد و فقط باعث تفرقه و دلسردی افراد معتقد به رهائی آذربایجان می گردد و مغایر با منافع ملّی و باعث پیدایش تفرقه و نفاق در در داخل حرکت ملّی می گردد، که منجر به ایجاد حلقه های غیر ضروری و خصوصی، استوار بر پیوند های گذشته، در حرکت ملّی ایجاد می گردد.توجه خاص به افرادی مربوط به جریانات گذشته، نسبت به افراد دیگر در داخل حرکت ملّی، باعث پیدایش یک نوع سؤظن و سوء تعبیر و نوعی بی اعتمادی و در نتیجه باعث صلب تفاهم و اعتماد می گردد، در واقع شروع و سرچشمه از هم پاشیدگی و فاصله گرفتن و بعضاّ نفرت و حتی بروز بیماری های روحی و سر خردگی و دپریسو، علی الخصوص در مورد افرادی خیلی فعال و با ایمان می گردد، ادغام نکردن مسأله عاطفی قدیمی با مسائل سیاسی و سپردن مسئولیتهای حساس و اعتماد کردن به افراد بر مبنای مسأله ملّی باید صورت گیرد، نه برمبنای فامیلگری یا همشهری گری یا هم ایلگری و یا هم حزبگری درگذشته، انتخاب و اعتماد به افراد باید بر حسب صداقت و ایمان افراد به مسأله ملّی باید سنجیده شود، و توجه استثنائی به هم حزب بودن و یا همشهری بودن و هم ایل بودن در گذشته، یعنی پایان یکپارچگی و فاتحه حرکت ملّی و نفوذ هر چه بیشر لومپن ها و خلافکارها و سؤ استفاده گران مالی **امیر بازاری ائوتدانسین منه بیر دستمال قالسین** و یا افرادی با مشکلات جنسی که حرکت ملی را می توانند به گند و رسوائی و بد نامی بکشند، و در واقع سپردن سیستم کلیدیی حرکت ملّی به دست اینگونه افراد می تواند فاجعه بیافریند.در مجموع ریشه های این نوع گرایشات دارای مشخصه یکسانی است و آن بر می گردد به این مسأله که در دنیای تاریخ گذشته زندگی کردن و عدم مرزبندی یک فرد سیاسی با عاطفه های اینچنینی و کودکانه و ارجحیت دادن به آن خاطرات تا مسأله ملّی، در واقع در هر نقطه ائی که اولویت مسأله ملّی فراموش گردیده و عاطفه و احساسات و خاطرات گذشته تعیین کننده می گردد، باعث نفوذ و رشد افرادی با ظرفیت پائین و لومپن و دلال و آدم فروش و حتی با مشکلات جنسی و اخلاقی و مخرب که باعث بد نام شدن حیثیت حرکت ملّی می گردد، که با سوء استفاده از روابط همشهریگری یا هم ایل بودن و هم حزب بودن، باعث ایجاد حلقه های نامقدس نوعی مافیا می گردد و و می تواند بعضی از رهبران ساده لوح با دنباله روی از این طیف متملق در آنها حل شوند و بتدریج از دیگر آذربایجانی های اکتیو و با ایمان فاصله بگیرند و دقیقاّ این نقطه شروع انشقاق و انشعاب شاقّه شاقّه شدن حرکت ملّی است، چون در حرکت ملّی آذربایجان عامل پیوند باید مسأله ملّی باشد، اولویت دادن به احساسات و روابط گذشته و پرواز کردن در تجدید رویاهای غیر واقعی و سپری شده و غیر قابل تکرار بازیها و شوخیهای گذشته، خود عامل تخریب روابط جدیدی است، که دارای مشخصه های دیگری است و سوای آن افکار و آن روابط عاطفی سپری شده می باشد.
تاثیرات مخرب و ارجحیت افکار و عواطف تاریخ گذشته و عدم مرزبندی و پالایش قاطع با آن و مغایرت آن با مسأله ملّی و ماندن و درجا زدن در گذشته شامل موارد زیر می تواند باشد.
١- حفظ عاطفه های بازمانده از هم حزبگری در گذشته و توجه خاص به هوداران قدیمی در گروههای کمونیستی، سازمان مجاهدین خلق، جبهه ملّی، شاهدوست و غیره که باعث ایجاد یک جو خودی و غیر خودی گردیده و باعث می گردد که افراد صدیق خود را در این جو بیگانه احساس کنند، و نطفه بد بینی و بی اعتمادی بسته می شود که به همه چیز بدببن می شوند، چون بنیان اعتماد برمبنای اعتماد گذشته و افکار حزبی گذشته گذارده می شود نه بر اساس مسأله هویت طلبی که این مغایر است با خواسته های حرکت ملّی ترک آذربایجان
٢- تاثیر روابط عاطفی گذشته، فامیل بازی، همشهری گری، و ایلگری مخربترین و قویترین رل را می تواند در حرکت ملّی بازی کند
اعتماد کردن به افراد بدون توجه به ظرفیت و صداقت آن افراد و صرفا بخاطر همشهری یا فامیل یا هم ایل بودن، باعث ایجاد یک جو خودی و غیر خودی گردیده و افراد صدیق خود را در این جو بیگانه احساس می کنند و به همه چیز بد بین می شوند و چون درجه و میزان اعتماد و چند و چون و زیر و بم هر خبری و هر جلسه ائی به شکل محرمانه ای با این افراد برگزار می گردد، در حالی که افراد کاردان و متفکر مورد بی توجهی و بی مهری واقع می گردند و بدین طریق آب از سر چشمه شروع به گل آلود شدن می کند و این یعنی شروع بدبینی و دلسردی و فاصله گرفتن از کار گروهی و افراد صدیق.
٣- تاثیر روابط عاطفی و دوستی و همکلاسی گری در گذشته:این روابط عاطفی تاریخ گذشته نیز نباید بتواند مرزبندی هویت طلبی را خدشه دار کند و عامل نفوذ افرادی به حرکت ملّی گردد که به نحوی حرک ملی با ورود آنها ضربه ببیند و یا حیثیت ملی خدشه دار گردد.
٤-فرق گذاشتن بین افراد قدیمی و جدید.دلسرد نمودن افراد تازه وارد به حرکت هویت خواهی و تکرار مرتب اینکه شما تازه واردین حالا خیلی مانده بدانید و مرتباّ به رخ کشیدن سوابق کاری خود در حرکت ملّی، که خود باعث از بین رفتن روابط صمیمیی و ایجاد نفاق و دلسردی می گردد.
٥- ارجحیت دادن به مهاجران به اروپا یا دیگر کشورها از شهرهای باکو و ترکیه، به خاطر عاطفه هم زیستی مشترکشان در گذشته.تأثیر فوق العاده منفی و تخریبی فرق گذاشتن بین افرادی که در گذشته در شهر باکو و یا ترکیه مدتی کوتاه و یا طولانی در کنار هم بوده اند و خاطراتی با هم دارند با کسانی که در آنجا نبوده اند و ایجاد یک دیوار نامرئی اعتماد بین هم و درجه دو شمردن دیگر آذربایجانی های هویت خواه که موجب دلسردی و سؤ تفاهم می گردد، و باعث بوجود آمدن یک جو خودی و غیر خودی می گردد.
٦- عدم مرزبندی با اومانیسم سنتی و در غلتیدن ملت ترک آذربایجان به آغوش راسیسم فارس با وساطت و میانجگری انواع مختلف دیدگاههای اومانیستی.
**از سیلی روزگار شکوه مدار، شاید این سیلی مست را کند هوشیار**
ملت ما سالیان سال درِ خانه خود را به روی میهمان باز گذاشته، ولی روح سؤ استفاده و خود بزرگ بینی و اشغالگری راسیسم فارس در مقابل بر خورد اومانیستی و انساندوستی ملت ما، ماجرای ترحم بر پلنگ تیزدندان است، و عملا ما را به این شرایط تاریخی مصیبت بار رسانده است، که ملت ما را بتدریج ذوب و آسیمله می شوند و کاری کرده اند که مانقورت های خودمان بدتر از راسیسم فارس برای نسل آینده مان گور می کنند.برخورد اومانیستی ملت ما از هر نوع دیدگاهی، عاملی دست و پا گیر و پاشنه آشیلی است که در حال حاظر و در آینده حرکت ملّی آذربایجان می تواند رل منفی ایفا نماید.اومانیسم خشن نیست اتفاقات افتاده در گذشته را می خواهد فراموش کند و مشکلات زمان حال حاظر را با مسالمت می خواهد حل و فصل کند و به آینده هم خوش بین است، اومانیستها به حاکمیت نمی رسند، اگر هم برسند نمی توانند حاکمیت را حفظ کنند و اگر هم بتوانند حفظ کنند، به دیکتاتورهای غیر نرمال تبدیل می شوند و به انتقام جو تبدیل می شوند، چون حاکمیت و سیاست یک دنیای نازک نارنجی نیست، چون حفظ حاکمیت، ضمن داشتن توانائی های فکری، توانائی ریسک و پشتکار و انرژی و قاطعیت و قدرت مقابله با خواسته های فردی و درونی و عاطفی و برخورد قدرتمندانه و غیر شک آلود و ارائه راه حل های مناسب و به موقع را در موقعیتهای حاّد اجتماعی طلب می کند.اومانیستها بر خلاف قوانین طبیعت می اندیشند و جامعه بشری را می خواهند در چهار چوب ایده آلهای فکری خود بگنجانند در کل تحمل دیدن شکنجه و درد و مرگ انسانها را ندارند اومانیسم اکنون را می بیند و گذشته را می خواهد فراموش کند و با خوش خیالی و اعتماد به آینده می نگرد و ظلمی را که در گذشت اتفاق افتاده را نمی خواهد کسی یاد آوری کند و اگر ظلمی در حق ملتی صورت گرفته، جای زخم آن را باید پوشیده نگه داشته شود و باعث رنجش کسی نگردد، نباید زخم را باز کرد و جلو چشم عموم گذاشت و یا اقدام جدی و قاطع جهت مرزبندی با راسیسم و تضمین واقعی و خدشه ناپذیر حیثیت ملّی ملت آذربایجان نمود، متاسفانه در طبیعت قانون بکش تا زنده بمانی حاکم است و **رو قوی شو اگر که راحتی جان طلبی که در نظام طبیعت طبیعت ضعیف پامال است** البته راسیست فارس با پی بردن به حماقت زیاده طلبی خود می تواند در محدوده توانائی خود به اندازه گلیمش پایش را دراز کند و برخورد ما در مقابل تکبر کاذب آنها است، ما از آنها چیزی نمی خواهیم، بلکه هر آن چیزی را که با تجاوز به حیثیت ملّی ما از ما صلب کرده اند می خواهیم پس بگیریم.در جامعه آینده آذربایجان رسیدگی واقعی به وضعیت ملت جزو اولویت های استراتژیک هویت طلبان باید واقع گردد در واقع هدف از نجات آذربایجان برای نجات ملت ما از بی هویتی و در ضمن تضمین رفاه نسبی و واقعی ملتمان است و انسداد هرگونه نقطه نفوذ راسیسم فارس برای سوء استفاده از عطوفت های انساندوستانه هموطنان آذربایجانی ما است.راسیسم فارس مزور و مذَبذَب و شیاد که در موضع ضعف شدیداّ مداح و ثناگو و متملق و چاپلوس و در موضع قدرت قدّار و بیرحم و ریشه کن و خانمان برانداز و قاتل زبان مادری است.اومانیستها با جهان بینی و خصوصیات خود می توانند طعمه خوبی باشند برای راسیسم فارس که با سوء استفاده از موقعیت آنها در درون جنبش ملّی ترکهای آذربایجان باشند، و با نامیدن هویت طلبان با القابی مثل ناسیونالیست های کور، عامل دو دستگی و نفاق در درون حرکت ملّی گردند.مشکل مسأله در اینجا حادّتر می شود، که با گوش دادن به عواطف، باعث ورود افراد نامتناسب با جریان هویت طلبی و قرار گرفتن در موقعتیی حساس و متعاقب آن باعث ورود افراد نامتناسب تر از خودشان می گردند، و عملا حرکت ملّی را به زیر سئوال می برند و تبدیل به یک گنداب می کنند و باعث دلسردی افراد جدَی و با ایمان و رسوائی و بی حیثیتی کل جریان می شوند، در واقع ورود خلافکاران در یک تشکیلات اینگونه صورت می گیرد.هدف از درج این مجموعه مسندات، مطرح کردن آن مسائلی است که جسته و گریخته در مجامع مختلف شنیده می شود، که باعث رنجش افراد می گردد و صرفاّ جهت رعایت و پرهیز از بعضی گفتارها و رفتارها و عادت ها در اینجا ذکر گردیده، تا با در نظر گرفتن موارد مذکور و با رعایت رفتارهای غیر تبعیض گرایانه و ندانسته موجب رنجش کسی نشویم و باعث انسجام و استحکام حرکت ملّی و اتحاد بیشتر بین ملتمان باشیم.
دیوار دانشکده های دانشگاه تبریز با آرم م "هلال و ستاره"
و نیز شعار ملی"تورک دیلینده مدرسه"تزئین شد
امروز سه شنبه 10 آذرماه، در آستانه سالگرد 21 آذر،دانشگاه تبریز شاهد اقدامی منحصر به فرد و بی نظیراز طرف تعدادی از فعالان هویت طلب این دانشگاه بود.
بنا به خبر های رسیده، فعالین هویت طلب در اقدامی هماهنگ با استفاده از شابلون و اسپری قرمز، اقدام به نوشتن شعار "تورک دیلینده مدرسه"با خط لاتین ترکی به همراه نماد "آی اولدوز"بر روی دیوار دانشکده های دانشگاه تبریز نمودند.
خبر ها حاکی از دیوار نویسی در اکثر دانشکده ها از جمله"دانشکده فنی مکانیک،دانشکده عمران،دانشکده علوم انسانی،دانشکده فیزیک،دانشکده شیمی و..."می باشد.
تصاویر زیر نیز مربوط به دانشکده های انسانی و مکانیک می باشد.
بعد از انتشار این خبر در بین دانشجویان دانشگاه تبریز و با توجه به شدت خفقان در چند ماه اخیر، موجی از شادی و غرور در بین همه دانشجویان ایجاد شده ومتعاقب آن فضای دانشگاه امنیتی گردید.
این حرکت نمادین فعالین هویت طلب دانشگاه تبریز در آستانه 16 آذر و در کنار کارهای مشابه دانشجویان منتسب به جنبش سبز، مفهومی خاص به همراه دارد.
سپاه - حزب سیاسی مسلح - کودتا... ۵
(پیشینه سران حزب سیاسی مسلح)








10 - سردار دکتر محمود احمدی نژاد :ازجمله سردارانی است که در جنگ تحمیلی در کنار برخی از سرداران قرار داشت . وی بعدها به لشکر ویزه سپاه که سپاه قدس نام دارد رفت و در برخی از ترورهای خارج از کشور، از جمله ترور قاسملو و فاضل رسول و قادری، در وین ، دخیل شد . او بعدها به استانداری اردبیل رسید و بعد از آن به شهرداری تهران و هم اکنون در مقام ریاست جمهوری ایران قرار گرفته است . با بر سر کار آمدن وی، دست سپاه برای ورود به کلیه ارگانها و سازمانها بازتر شد و جهت یاری وی بسیاری از سپاهیان وارد مجلس و حکومت شدند .با بر سر کار آمدن وی تقریبا کلیه افرادی که او به شهرداری تهران برده و صاحب مقام کرده بود، به مقاماتی بلند از استانداری تا وزارت و شهرداری و معاونت در بسیاری از سازمانها و ادارات رسیدند که در زیر اسامی یکچند از آنها آورده می شوند:
-علي سعيدلو، معاون سابق شهردار و وزير پيشهادي نفت كه نتوانست از مجلس راي اعتماد بگيرد، چندي است به عنوان معاون اجرايي رييسجمهور فعاليت خود را آغاز كرده است.
-مهدي هاشمي، معاون سابق امور استانهاي شهرداري تهران نيز كه نتوانست براي تصدي وزارت رفاه راي مناسب كسب كند، معاون عمراني وزير كشور شده است.
- محمدجواد محمديزاده كه معاون سابق خدمات شهري شهرداري بود به عنوان استاندار خراسان رضوي منصوب شده است
- شيخ الاسلام رييس دفتر احمدينژاد در شهرداري , استاندار هرمزگان شده است .
- اسفنديار رحيم مشايي كه رياست سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران را به عهده داشت، در مقام رييس سازمان جهانگردي و ميراث فرهنگي كار خود را آغاز كرده است.
- حسين علايي مسئولتشريفات رياستجمهوري شده است . وي قبلاً مسؤوليت مدير كلي روابط عمومي شهرداري را به عهده داشت.
- عليآبادي هم كه معاون عمراني و فني شهرداري تهران بود، به عنوان معاون رييسجمهور و رييس سازمان تربيت بدني فعاليت خود را آغاز كرده است.
- داوود مددي فردي است كه از شهرداري تهران که به حکومت آمده و سرپرستي وزارت رفاه را عهدهدار شده است. وي قبلا رييس سازمان سرمايهگذاري شهرداري تهران بود.
- مهرداد بذرباش، مشاور جوان سابق شهرداري تهران در مسؤوليت جديد خود يعني مشاور رييس جمهور در امور جوانان و رييس گروه مشاوران جوان رياستجمهوري به ايفاي نقش ميپردازد. به همراه وي نزديك به 20 نفر از اعضاي گروه مشاوران جوان شهرداري نيز به حکومت آمده و مشاوران جوان وزرا و معاونان رييس جمهور شدهاند.
- دكتر ابوالحسن فقيه، معاون مديركل روابط عمومي شهرداري تهران به سمت سرپرست سازمان بهزيستي منصوب شده است.
- علياكبر اشعري، مدير مؤسسه همشهري و مشاور فرهنگي شهردار تهران كه وزير پيشنهادي احمدينژاد براي وزارت آموزش و پرورش نيز بود. پس از عدم توفيق در كسب راي اعتماد مجلس به عنوان رييس كتابخانه ملي معرفي شد.
- محمدعلي فتحاللهي، مشاور سابق شهردار نيز به عنوان معاون دفتر رييسجمهور انتخاب شده است.
- قرباني از مديران شهرداري تهران به عنوان استاندار آذربايجان غربي معرفي شده است.
- جوانفكر از ديگر نيروهايي بود كه در دوره مسؤوليت احمدينژاد در شهرداري، مشاور مطبوعاتي وي بود و در دور جديد فعاليت كابينه به عنوان مشاور مطبوعاتي رييسجمهور شده است.
-احمد خادمالمله از نيروهاي با سابقه ايرنا و از دوستان نزديك جوانفكر نيز كه مدت كوتاهي با ستاد احمدينژاد همكاري داشت، مدير عاملي خبرگزاري جمهوري اسلاي ايران (ايرنا) را عهدهدار شده است .
- مسعود زريبافان علاوه بر عضويت در شوراي شهر، عنوان دبيري هيات وزیران را بر عهده گرفته و نسرين سلطانخواه از ديگر اعضاي شوراي شهر جايگزين زهرا شجاعي در مركز مشاركت امور زنان شده است.
این سردار سپاه که رییس جمهوری شده است در کنار همکاران خود در شهرداری ، زندان بانان را مقام های مختلف به کار گرفته است . از جمله :
● صولت مرتضوی، مدیر کل امور اداری سازمان زندانها، اولین کسی بود که از این سازمان به بدنه وزارت کشور تزریق شد و استانداری استان خراسان جنوبی را بر عهده گرفت.
● مرتضی بختیاری، رئیس سابق سازمان زندانهای کشور، که تنها چند ماهی از انتقال وی به سازمان زندانهای استان خراسان نگذشته بود به استاندار استان اصفهان منصوب شد
● قوام نوذری از مدیر کلی دفتر فنی مهندسی سازمان زندانها به استانداری استان زنجان رسید
● محمد رضا محسنی، مدیر کل سازمان زندانهای استان خراسان، به استانداری لرستان منصوب شد
● عباس رهی، معاون فرهنگی این سازمان، به استانداری استان مازندران منصوب شد
● مظفر الوندی نیز از مدیر کلی روابط عمومی سازمان زندانها به استانداری استان همدان رسید.
11 - سردار محمد حجازی فرمانده قبلی نیروی بسیج :
سردار حجازی سالها در مسئولیت فرماندهی بسیج در کلیه سرکوب های خیابانی از جمله حمله به دختران و پسران و دانشجویان و کارگران و معلمان دست داشته و در این سرکوبها از همین نیروهای دشمن شناس استفاده کرده است . وی از جمله مخوف ترین فرماندهان سپاه می باشد که در جریان سرکوب های بعد از 18 تیر به همراه دیگر سرداران قصد کودتا و سرنگونی خاتمی را داشتند . برای شناختن طرز فکر و رفتار او ، نمونه هائی از سخنان او را می آوریم :« ...دشمن به منظور دلسردکردن مردم اشکالات موجود را برجسته میکند؛ بنابراین قبل از کسب آمادگی نظامی، دشمنشناسی وظیفه هر بسیجی است. ...دشمن به واسطه عقدههایی که نسبت به کشور و مردم ما دارد، سعی در غیرمنطقی نشان دادن نیروهای بسیجی دارد.
البته همه این حرفها به نوعی اعتراف به جایگاه بالای جمهوری اسلامی ایران و بسیج است . آنان خود میدانند که اگر بخواهند علیه این نظام عملی انجام دهند، با مشت پولادین و آهنین بسیج مواجه میشوند و تا این مانع را از سر راه خود برندارند، نمیتوانند کاری انجام دهند. »
12 - « سردار دکتر» رحیم صفوی : فرمانده سابق سپاه کسی که در جریان 18 تیر اعلام کرده بود که خط قرمز نظام خیابان انقلاب به پایین به سمت بیت رهبری است . موضع گیری که گویای طرز فکر او بود و از او ماند، تهدید به بریدن دست ها و قطع کردن زبانهای و زدن گردنهای مخالفین است .وی در آخرین روزهای فرماندهی خود، زمانی که شایعه حمله امریکا به ایران رواج داشت در جلسه ای محرمانه گفته بود که برخی از فرماندهان سپاه را به دلیل اینکه نمی خواهیم مانند لشکر گارد ریاست جمهوری عراق شویم، دستگیر کرده ایم و در پی یافتن برخی های دیگر هستیم که امکان همکاری با امریکا را دارند .این « سردار دکتر » در جریانات کردستان و ترکمن صحرا و بعد از جنگ با سیاستهای خشن مورد انتقاد برخی از سرداران بود تا زمانی که سپاه را وارد مسائل اقتصادی کرد و از قبل آن توانست بسیاری از فرماندهان سپاه را به نان و نوایی برساند . وی در ابتدای سال 86 گفت: «... امسال را سال دفاع همه جانبه نام نهادهایم »« فرمانده كل » سپاه با اشاره به شرایط سیاسی،امنیتی و اقتصادی منطقه،محیط امنیت جهانی را ناپایدار،سیال و نامطمئن ارزیابی كرد و گفت: « سپاه باید برای هرگونه شرایطی در چارچوب ماموریتهای خود،آمادگی كامل داشته باشد . به این منظور امسال را سال دفاع همه جانبه نام نهادهایم. » و از سخنان او است این سخن : « ... هر كس میخواهد سرباز امام زمان (عج) باشد ابتدا باید سرباز خوبی برای نائب ایشان باشد. بنابراین همانطور كه جان خود را فدای امام(ره) میكردیم اكنون نیز جان خود را فدای رهبری میكنیم »
13 - « سردار دکتر» محمد باقر قالیباف از فرماندهان ابتدای اجنگ بود که به دلیل حضور پر فروع در سرکوب مردم به سرعت « مدارج ترقی » را طی کرد . امروزه، شاید مردم در او به چشم اصلاح طلب بنگرند . اما او همان کسی است که دستور سرکوب کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی را صادر کرد . در حالی که به آنان گفته بود حاضر به صحبت کردن با آنها است اما او که شهردار بود به نیروهای انتظامی دستور سرکوب آنها را داد . او همان فرماندهی است که در زمان ریاست وی بر نیروی انتظامی بسیاری از رد صلاحیت ها با نظر فرماندهان زیر نظر او صورت گرفته بود. در انتخابات مجلس هشتم، او با « سرداران » محسن رضایی و علی لاریجانی ائتلاف کرد و بعد از انتخابات نیز گفت : از سیاست حالم بهم می خورد !شکست در انتخابات ریاست جمهوری بعد از اینکه از سوی خامنه ای مورد حمایت قرار گرفت و در آخرین روزها مورد بی مهری و سلب حمایت شد و احمدی نزاد را رئیس جمهوری کردند، وی را بسیار ناراحت کرد. اما انتخاب وی به شهرداری تهران به دستور خامنه ای تنها یکی از کارهایی بوده که خامنه ای برای رفع دلخوری او انجام داده است .
برای روشن شدن طرز تفکر قالیباف در اینجا نام گروه ویژه انتخاباتی وی را معرفی می کنیم :
● ستاد انتخاباتی قالیباف :
1 - «سردارسرتيپ » نقدی فرمانده سابق اطلاعات ناجا كه باتهام دهها فقره قتل و تجاوز به زنان ودختران مردم مدت كوتاهی تحت تعقيب قرار گرفت و در مجلس ششم اسم او در ارتباط با همین جرائم چندبار تكرار شد.
2 سردار رمضانی فرمانده فعلی اطلاعات ناجا
3 - گردانندگان دفتر فيلترينگ سايت ها در دفتر قاضی مرتضوي
4 - محبی، از مجريان قتل های سیاسی که رژیم « قتلهای زنجيره ای» نامیدشان و بازجوی دهه 60
5 - كشاورز، بازجوی وبلاگ نويسان
6 ميثم، از تربيت شدگان زير دست اسدالله لاجوردی و مجريان قتل عام 67
7 - تيموری، بازجوی دهه 60
8 - صادق، بازجوی دهه 60
9 - فاضلی، بازجوی دهه 60
10 - حسينی بازجوی دهه 60 و از مسئولين پرونده توده ايها
11 - سيد مجيد، سربازجوی مخوف دهه 60
و...
14 - سردار محمد رضا نقدی یکی از سرداران معاود که به نام شمس رهبری معروف شده بود. وی از نیروهای قدس سپاه پاسداران بود که وارد نیروی انتظامی شد و در مسئولیت معاونت حفاظت اطلاعات این نیرو مشغول به کار بود . در این مقام، وی دست به کارهایی زد که هیچ دشمن خارجی در حق مردم خود نمی کند . وی مسئول دستگیری و شکنجه های غیر اخلاقی شهرداران تهران به دستور رازینی، قاضی جنایت پیشه، در زیر زمین زندان خیابان وصال بود . و او همچنین مسئول حمله به دو وزیر حکومت خاتمی یعنی عبدالله نوری و مهاجرانی با همکاری حسین الله کرم و دارو دسته حزب الله بود . او، در واپسین دوره تصدی این مقام، کار سرقت مسلحانه از خانه سرمایه داران را رهبری میکرد و تا جایی پیش رفت که به جرم دهها تجاوز و قتل به همراه برخی از مأموران اطلاعاتی و انتظامی و امنیتی دستگیر شد. ولی به دستور « رهبر فرزانه » آزاد گشت . بعد از آزادی، او مسئولیت ستاد تبلیغاتی « سردار » قالیباف را در جریان انتخابات ریاست جمهوری، بر عهده گرفت . اما قالیباف بدستور خامنه ای مأمور به شکست خوردن شد . بعد ازانتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری از سوی او به معاونت وی در ستاد مبارزه با کالای قاچاق و ارز رسید که به دلیل مزاحمت با باند دیگری که از حمایت بیشتری برخوردار بود، از این مقام معزول شد .
15 - « سردار » محسن رفیقدوست :از سرداران ارشد سپاه پاسداران و قاتلان اصلی 4 تن از سران ترکمن صحرا است. وی بعد از آن جریان، به دلیل اینکه رییس جمهوری دستور بازداشت وی را صادر کرده بود از کشور گریخت . بعد از کودتای خرداد 60 ، صاحب مقام شد . زمانی به وزارت سپاه پاسداران رسید و سپس سرپرست بنیاد مستضعفان شد : رفیق دوست، به دلیل برداشت های غیر قانونی از سپاه به بنیاد مستضعفان فرستاده شد . در آن بنیاد نیز به دلیل در اختیار قرار دادن اموال آن بنیاد به دوستان و نزدیکان، از کار نیز برکنار شد . برادر این « سردار » معروف سپاه در همان سالهایی که او مسئول بنیاد مستضعفان بود به دلیل اختلاس 132 میلیارد تومان از بانک، به دادگاهی که محسنی اژه ای رییس آن بود برده شد. ولی امری باور نکردنی روی داد و آن این که شخص دیگری به جای وی اعدام شد. او به حبس ابد محکوم شد ولی در زندان به مقام مسئول خرید زندان رسید و بعدها هم آزاد شد .
16 - « سردار» رضا سیف اللهی از سرداران اولیه سپاه که با نزدیک شدن به دانشجویان پیرو خط امام وارد سفارت امریکا شد و از آنجا کلیه اطلاعات را به سپاه می داد . وی از جمله کسانی بود که در جریان کودتای سال 60 در کنار محسن رضایی قرار داشت و از آلتهای فعل کودتاچیان و از مأموران سرکوب مردم معترض به کودتا و استبداد بود .توطئه چینی های وی و محسن رضایی از سوی اطلاعات سپاه پاسداران با هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطرات این «آیت الله » ( عبور از بحران ) مضبوط هستند . .
17 - « سردار » فرهاد نظری سردار معروف نیروی انتظامی که در حمله به خوابگاه دانشگاه تهران دخیل بود . او یکی از سرداران سرکوبگر نظام است که در آن ماجرا، به دستور مستقیم شیخ محمد یزدی، « رئیس » وقت قوه قضائیه، اجازه ورود نیروهای سرکوبگر انصار حزب الله را به خوابگاه دانشگاه داد و آن فاجعه را ببار آورد . بعد از ایلغار خوابگاه دانشگاه، او در دادگاهی محاکمه شد و طبق معمول بدون اینکه اتهامات وارده بر وی تایید شود آزاد گشت و تنها یک سرباز به جرم دزدیدن یک ماشین صورت تراشی محکوم به پرداخت خسارت شد !
18 - « سردار دکتر» علی شمخانی
از سرداران ارشد سپاه پاسداران می باشد که در جریان جنگ فرمانده سپاه خوزستان شد و بعد به دلیل شرکت در کودتای سال 60 به مقامات بالایی رسید. از جمله فرماندهی نیروی دریایی . در حکومت خاتمی نیز به عنوان وزیر دفاع مشغول به کار بود .افراد تحت فرمان او، برای انجام کودتا ، به جای شرکت در جنگ، بدون اطلاع فرمانده کل قوا، به تهران آمدند و در سرکوب مردم تهران شرکت داده شدند .در حال حاضر، شمعخانی از کسانی است که معتقد است برخی بدون اینکه به جبهه رفته باشند و یا در انقلاب شرکت داشته باشند دم از اصولگرایی و انقلابی بودن می زنند . وی در کنار محسن رضایی و دیگر « سرداران » مؤتلف مخالف احمدی نژاد و حکومت او است .
19 « سردار » ضیایی فر :فرمانده اطلاعات نیروی انتظامی است . او کسی است که در شهریور ماه سال پیش، اظهار کرد کشور در وضعیت بحرانی قرار دارد و این شش ماه آینده باید از کشور به خوبی مراقبت کرد تا مبادا دچار مشکل شویم .
20 - « سردار دکتر» محمد رئوفی نژاد:از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران که فرمانده لشکر کرمان بود و در حال حاضر از سوی احمدی نژاد به استانداری کرمان منصوب شده است . وی از جمله سردارانی بود که علیه خاتمی نامه نگاری کرده بود و در جمع دیگر سرداران وی را تهدید به کودتا و مقابله کرده بودند . وی که پاسدار است و به مقام استانداری رسیده است، در اظهاراتی بی سابقه ، پیش از خطبه های نماز جمعه ، گفته است :« مردم افرادي را انتخاب كنند كه در راستاي دولت نهم و رويكرد اصولگرايي و رويكرد ولايتمداري باشند. يكي از صحنههاي سرنوشت ساز و مهم و با اهميت كه در پيش رو داريم انتخابات هشتم مجلس شوراي اسلامي است. مردم بايد با حضور گسترده خود در اين صحنه سرنوشت ساز و مهم كه شركت در آن از تاكيدات مقام معظم رهبري ميباشد، افرادي را انتخاب كنند كه مجلسي، ولايي، خدمتگزار باشد. مردم بايد افرادي را برگزينند كه با مواضع قاطع در مقابل استكبار جهاني بايستد و مجلسي كه تعامل جدي در راستاي خدمترساني به ميهن اسلامي دارد انتخاب كنند. لازم است به ماجرائی که در زمان فرماندهی لشکر این استاندار در کرمان روی داد، اشاره ای بشود . زیرا وی در آن زمان در فرماندهی لشکری قرار داشت که برخی از فرزندان خانواده های وابسته به آن لشکر در این قتل ها شرکت داشتند .روزنامه انتخاب در گزارشی که از نحوه ارتکاب قتلهای زنجيره ای در کرمان به چاپ رسانده در مورد شيوه قتلها نوشته است که قربانيان در آب خفه شده و به وسيله حيوانات وحشی تکه تکه شده اند. يکی از قاتلان اعتراف کرده است که يکی از قربانيان را سنگسار کرده اند. به نوشته اين روزنامه يکی از افرادی که توانسته است از چنگ قاتلان جان سالم به در برد می گويد علت اينکه او را نکشته اند اين بوده که سه بار استخاره کرده اند اما هر سه بار استخاره خوش نيامده است.با اينکه قاتلان انگيزه خود را برخورد با فساد اعلام کرده اند روزنامه انتخاب به نقل از مقامی آگاه نوشته است که هيچ دليلی دال بر فساد اخلاق قربانيان به دست نيامده است....قتل های زنجیره ای کرمان توسط نیروهای بسیج در دوران سردار رئوفی بوده است . بنابر گزارشها، متهمان پرونده مأموران يکی از نهادهای امنيتی بوده اند و محاکمه شان به صورت غير علنی و پشت درهای بسته انجام می گيرد.گزارشها حاکی از اين است که فرزند يکی از مقامهای استان که از او با عنوان سردار "ر، ک" ياد می شود نيز در ميان متهمان است اما حاضر نشده است در دادگاه حضور يابد.قاضي دادگاه كرمان گفت: تمامي 6 متهم باند قتلهاي زنجيرهيي كرمان عضو پايگاه مقاومت بسيج علياصغر مولا بودند و با انگيزه پاك كردن جامعه از فساد اين قتلها را انجام دادهاند. به گزارش خبرنگار ما، قاضي اميري تبار رييس شعبه 9 دادگستري كرمان و مسوول رسيدگي به پرونده قتلهاي زنجيره اي در كرمان ضمن بيان اين مطلب گفت:رياست اين باند را محمد حمزه مصطفوي برعهده داشت كه سرباز مركز كنترل فرماندهي ناجا است و بقيه افراد طبق فرمان او عمل ميكردهاند. وي گفت: نخستين قرباني اين باند جوان 19 سالهيي به نام مصيب افشاري بود كه 22 شهريور سال گذشته به قتل رسيده است. متهمان به قتل در بازجوييها گفتهاند مصيب در ميدان امامخميني كرمان مواد مخدر ميفروخت. ما بعد از شناسايي او چندين بار تذكر داديم تا دست از كارهايش بردارد، اما او بياعتنا بود تا اينكه به دستور حمزه يك روز او را به زور سوار ماشيني كرديم و به محله هفت باغ برديم. در آنجا حمزه ابتدا سنگي به سر مصيب كوبيد و او را داخل چاله اي استخرمانند انداخت. سپس هر كدام از ما سنگي به او كوبيديم اما مصيب نميمرد تا اينكه حمزه گفت بهتر است او را زنده به گور كنيم. بعد چالهيي كنديم و پيكر نيمهجان مصيب را به داخل آن انداختيم و با شن و ماسه روي چاله را پوشانديم و به اين ترتيب مصيب را زنده به گور كرديم. قتل دوم: يك هفته بعد از قتل مصيب، محسن كمالي را شناسايي كرديم. او فساد اخلاقي داشت، بنابراين يك روز كه در حال خروج از خانه بود، او را گرفتيم و به هفت باغ برديم و در آنجا محسن را هم خفه كرديم و جسدش را در همانجا مدفون كرديم، سپس به فرمان حمزه، موبايل و موتور محسن را برداشتيم تا از آنها براي كارمان استفاده كنيم. قتل سوم: نفر سوم جميله اميراسماعيلي، زن جواني بود كه او هم خريد و فروش مواد مخدر ميكرد و فساد اخلاقي داشت. از آنجا كه اين زن، ازدواج هم كرده بود، پس از ربودن وي او را خفه نكرديم، بلكه چالهيي كنديم و با روش سنگسار او را به قتل رسانديم، بعد جسد اين زن شوهردار را به بيابانهاي اطراف كرمان برديم و در آنجا انداختيم تا طعمه حيوانات شود. در قتل زوج جوان متهمان اعتراف كردهاند: به ما گفته بودند كه محمد رضا و شهره، دختر و پسر فاسدي هستند كه با هم ارتباط نامشروع دارند به همين خاطر،آنها را هنگامي كه سوار خودروي پژوي محمدرضا بودند شناسايي كرديم و بعد از اينكه جلويشان را در جاده گرفتيم آنها را به چاله پر از آب هفت باغ برديم و هر دو را در آنجا خفه كرديم. بعد اجسادشان را داخل پژو گذاشتيم و به بيابان برديم، پس از آنكه اجساد را به بيرون انداختيم، ماشين پژو را به آتش كشيديم و موبايل محمدرضا را برداشتيم. ( به گفته خانواده اين دختر و پسر جوان، شهره و محمدرضا با هم نامزد عقد كرده بودند و آن شب با اتومبيل پژو براي ديدن خانه جديدشان ميرفتند كه گرفتار باند قاتلان شدهاند).چگونه دستگير شدند ؟ قاضي اميريتبار درباره نحوه بازداشت متهمان گفت: گروه متهمان به قتل، در ششمين آدمربايي، پسر جواني به نام هادي را طعمه قرار دادند كه پس از ربودن، وي را آزاد كردند. ما هادي را به بازجويي خواستيم تا گروه رباينده را شناسايي كنيم. در اين بازجويي متوجه شديم چند تن از ربايندگان همراه خود موبايل داشتهاند و حدس زديم اين موبايلها متعلق به قربانيان است بنابراين بعد از استعلام از مخابرات تهران و گرفتن پرينت تماسهايي كه با شماره موبايلهاي مقتولان گرفته شده بود، متوجه شديم بيش از 2 هزار تماس تلفني با اين موبايلها انجام شده كه بيشتر آنها با مركز كنترل فرماندهي ناجا و با شخصي به نام محمد حمزه مصطفوي بوده است. بنابراين اين فرد را بازداشت كرديم و او را مورد بازجويي قرار داديم. اما محمد حمزه در جريان بازجويي هيچ اعترافي نكرد. بعدها و بعد از برکناری فرمانده نیروی انتظامی کرمان، برای ماست مالی کردن پرونده یکی از دوستان سردار رئوفی نژاد به فرماندهی نیروی انتظامی رسید . « سردار » دارایی فرمانده جدید نیروی انتظامی کرمان به خبرنگاران گفته است: من با سردار رئوفی هم رزم وهم سنگر بودم وبنده ارادت خاصی به ایشان دارم. ودر جریان پرونده قتلها کمال همکاری را با ایشان خواهم کرد...قاتلین در اعترافات خود گفته اند که خانم وآقای ملایری را به اشتباه به قتل رسانده اند. یکی از آنها گفته است : یک ر وز که ما به همراه چهار نفر از دوستانمان در حال گشت زنی بودیم (البته با ماشین ودستبند وسایر امکانات ستاد امربه معروف ونهی از منکر)در پارک نشاط با یک خانم وآقا برخورد کردیم که به ظاهر دوست به نظر می رسیدند وما آنها را به جرم اینکه روابط نامشروع با هم دارند بازداشت کرده واین زوج جوان که چند روزی از جشن نامزدی آنها می گذشت بدون کوچکترین مقاومتی همراه ما آمدند این زوج جوان که فکر می کردند بعد از مراجعت به ستاد امر به معروف و روشن شدن قضیه آزاد خواهند شد نمی دانستند چه در انتظار آنها می باشد. ما آنها را همراه خود به یکی از باغات اطراف کرمان برده ودختر جوان را در حوض آب انداحته وبر روی کمرش نشسته واورا خفه کردیم واو مانند یک انسان بخت برگشته دست وپا می زد وسر پسر جوان را برای مدتی در آب نگه داشته و خفه کردیم ... سردار جورکش در يک جلسه خصوصی گفته است نيروی انتظامی و شخص بنده به دليل نوع رفتار وعقايدم در دوران خدمتم در کرمان چندين بار با سپاه در مورد مسائل مختلف درگير شدم وبنده ودوستانم هميشه با ستادهای امر به معروف وساير ارگانهای وابسته به سپاه وخودسريهای آنها در شهر مخالف بودم وآنها سعی در حذف بنده کردند وحتی يک سری موتور سوار که در شهر اقدام به ضرب وشتم مردم ومغازه داران می کردند از طرف همين افراد اجير شده بودندودر آخرين مورد که چندين نفر بيگناه به قتل رسيدند وبنده سعی در برملا کردن اصل قضيه داشتم آنها با توجه به نفوذی که در رده های بالای نيروی انتظامی وبيوت دارند تونستند حکم عزل وبازنشستگی بنده را از مقامات بالا بگيرند...اسم دو تن از افراد اصلی اين گروه نيز از ليست خارج شده است (فرزند « سردار » کرمی از اعضای ارشد سپاه پاسدارن و فرزند سلطانی از فرماندهان سپاه کرمان).حال این سردار استاندار جدید که در جنایات روی استانداران زمان شاه را سفید کرده است دستور دخالت در انتخابات را می دهد .
21- « سردار » علیرضا افشار : سردار افشار از نیروهای ابتدای انقلاب بود که در جریانات تصرف سفارت امریکا وارد این سفارتخانه شد. این بسیجی بعد از سالها حضور در این نهاد به مسئولیت فرهنگی این نهاد رسید و در انجا مشغول به کار شد . حضور او در سرکوب نیروهای مردمی و دانشجویی در پرونده سیاه این پاسدار مستبد ضبط است . در 2 خرداد 76 که خاتمی به ریاست جمهوری انتخاب شد، او گروهی بسیجی را در برابر « بیت » خامنه ای گرد آورد . او و گروهش شعار می دادند : ما بنی صدر دوم را نمی خواهیم !او با بر سر کار آمدن احمدی نژاد و قرار گرفتن ذوالقدر در وزارت کشور ، برای مدیری کلی اداره انتخابات وزارت کشور معرفی شد . الحق هم خود از پس همه « نفوذی ها » ( نامزدهائی که « اصول گرا » نبودند ) بر آمد و در بررسی صلاحیت آنان با توجه به افرادی که در اختیار داشت مانع ورود همه «جاسوسان و نفوذی ها » به صحنه و تنور داغ انتخابات شد . در انتخابات کار تقلب را به جائی رساند که حتی صدای پور محمدی را هم درآورد . او نامه ای در باره تخلفات انتخاباتی به « مقام بالائی» نوشته و خشم شدید احمدی نژاد را بر انگیخته است .
22 - « سردار » دورکی :از سرداران ارشد سپاه پاسداران که فرمانده سپاه شیراز بوده و در مجلس فعلی مقام نمایندگی را اشغال کرده است . در انتخابات مجلس هشتم نیز ، او خود را نامزد کرده بود . کارش به مرحله دوم رسیده است .
23 - « سردار » فرهنگی :فرهنگی از نمایندگان فعلی مجلس است . وی در زمان حرکت های دانشجویی مسئولیت نیروهای انتظامی شهرستان تبریز را عهده دار بود. در جریان درگیری های ان شهر برادر وی با تیر غیبی که هنوز هم معلوم نشده است که از کجا شلیک شده بود به قتل رسید . برادر وی که بسیجی روحانی بود در جنبش اعتراضی دانشجویان در تبریز، در حال حمله به دانشجویان بود که کشته شد . برادر مقتول، همین سردار فرهنگی به خوبی توانست دانشجویان را با بدترین شکل سرکوب کند که برخی از اعمال وی در شنائت هنوز ورد زبان دانشجویان است .وی بعد از سرکوب دانشجویان به انتخابات پا گذاشت . مورد تایید نیروهای نظامی و انتظامی وسپاهی قرار گرفت و وارد مجلس شد .
24 - « سردار » جنگروی : از سرداران سپاه پاسداران که در حال حاضر در نیروی انتظامی مسئولیت یکی از پایگاههای امنیتی تهران را بر عهده دارد .
25 - « سردار » حسین علایی : از سرداران معروف دوران جنگ 8 ساله است . او کاندیدای نمایندگی از شهر اراک ، شد. وی از جمله سردارانی است که رابطه خوبی با احمدی نژاد دارند . در دورانی که احمدی نژاد در شهرداری بود در کنار وی قرار داشت و بعد هم که رییس جمهوری شد، مسئولیت تشریفات وی را عهده دار گشت .
26- « سردار دکتر» امین حیاتی از جمله سرداران سپاه است که با بر سر کار آمدن احمدی نژاد، به این و آن مقام رسیده اند . او به استانداری استان خوزستان رسید اما بعد از مدتی به دلیل داشتن رابطه نا مشروع از این کار استعفا داد و در همین زمان بود که وزیر کشور از ماده های برای ازدواج موقت سخن به میان آورد و گفت که باید در این مورد کاری کرد
27 - « سردار» مصلحی ;از سرداران اولیه سپاه که در امور سرمایه اندوزی یدی طولا دارد. وی در حال حاضر علاوه بر سرداری در سپاه کلیه پیتزا فروشی های بوف تهران را در اختیار دارد و علاوه بر آن شهر بازی مخصوصی را در تهران نیز دارد .
28 - « سردار » غفور درجزی :« سردار » درجزی از نیروهای لشکر ویژه سپاه پاسداران است و در بسیاری از ترورهای خارج از کشور دخیل بوده است . وی بعدها به فرماندهی انتظامات و حراست صدا و سیما منصوب شد و بعد از مدتی وارد کارهای ساختمانی گشت. هم اکنون به برد و خورد رانت های خاص این کار و افزایش سرمایه مشغول است . در ضمن، هم اکنون نیز ، در مورد مسائل اطلاعاتی با سپاه همکاری نزدیک دارد
.28 - « سردار مهدی هاشمی » از سرداران مجروح سپاه که بعد ازجنگ در مقاماتی بلند قرار گرفته بود وی در زمان شهرداری احمدی نژاد ، متصدی معاونت شهرداری بود. بعد از رسیدن وی به ریاست جمهوری، به معاونت عمرانی وزارت کشور رسیده است که هم اکنون در این مقام مشغول بکار است .
29 - « سردار» عباس محتاج :سردار عباس محتاج از فرماندهان قدیمی سپاه است. یک زمان نیز فرماندهی نیروی دریایی سپاه را برعهده داشت . این « سردار » سیاسی با بر سر کار آمدن احمدی نژاد به مقام استانداری قم رسید و بعد از رفتن سردار ذوالقدر بنا به درخواست پور محمدی به وزارت کشور آمد و جانشین ذوالقدر شد .
30 - « سردار » مصطفی ایزدی :از سرداران قدیمی سپاه پاسداران که در ستاد نجف اشرف در غرب کشور مشغول به کار بوده است و تا به حال در سپاه دارای مسئولیت مهم فرماندهی بوده است .
31- « سردار » محمد نجار : وزیر دفاع در حکومت احمدی نژاد و از نزدیکان خامنه ای است . به دستور خامنه ای، احمدی نژاد حکم انتصاب او را به وزارت دفاع امضاء کرده است . وی از جمله افرادی است که کمتر در مسائل سیاسی دخالت می کند و بیشتر به امور نظامی می پردازد .
32 - « سردار » حسین نجات : از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و رییس حفاظت « بیت رهبری » است . وی سالهاست که در سرکوب حرکت اعتراضی مردم شرکت دارد . او کسی است که گفت : اگر مردم به سوی بیت رهبری بیایند با دوشکا آنها را مورد حمله قرار خواهم داد . این « سردار » یکی از گردانندگان سایت یک خبر بود که بعدها نام سایت افشا را پیدا کرد . این سایت برای مقابله با اصلاح طلبان به کمک سرافراز معاون صدا وسیما راه اندازی شده بود . گروه اداره کننده در صدا و سیما مستقر بود که بعدها از انجا به محل دیگری منتقل شد . در این سایت، افراد دیگری از قوه قضاییه و نیز مدیر مسئول نشریه همشهری که از نزدیکان آیت الله جنتی بود، کار می کردند . وی همان کسی بود که آرای رجایی را در مجلس ششم باطل کرد و موجب رفتن حداد عادل به مجلس شد . باز از جمله کسانی که با این سایت همکاری می کنند ، عباس ملکی است که از یاران ولایتی می باشد و در نشریه همشهری مسئولیت بخش خارجی را در اختیار داشته است . سایت یه خبر ، وقتی که با اعتراض روبرو شد پرونده آن به دادگاه رفت ولی کسی پیگیر آن نشد مانند پرونده های دیگر از جمله قتل های زنجیره ای و حمله به اتوبوس امریکاییان و برنامه عاشورا و پوستر خاتمی و مصدق
33 - « سردار » نوجوان ، جانشین ستاد بازسازی عتبات عالیات او یکی از عوامل اصلی سرکوب های خیابانی و از اعضای برجسته حزب الله است. او اینک، در عراق، در حال هزینه کردن بیت المال مردم ایران است. او ساخت برج نور، سالن و مهمانسرا را از فعالیتهای این ستاد در نجف اشرف برشمرده و گفته است : از سوی این ستاد سالن مسقف برای زائران، کتابخانه و سرویس بهداشتی مجهزی احداث شده است.در شهر کاظمین یازده هزار مترمربع از سنگهای صحنهای متبرکه و نیز دربهای حجرهها تعویض شده است و در آینده نزدیک طلاکاری گنبد امام جواد(ع) به پایان خواهد رسید. در شهر نجف مرکز تحقیقاتی با چهار هزار مترمربع، کتابخانهای با هفت هزار مترمربع با گنجایش سیصد هزار کتاب با سه سالن قرائتخانه، موزه و مرکز همایشها از جمله بناهایی است که در توسعه حرم حضرت امیر(ع) مورد توجه قرار خواهد گرفت.
در کربلا مجتمع خدماتی با چهارده هزار مترمربع برای زوار، آشپزخانهای با ده هزار طبخ غذا و آموزشگاه خدام در جوار حرم سیدالشهداء(ع) در حال احداث است. احداث دارالشفا با سی و چهار تخت، طرح جامع حرمین مطهر و طرح بزرگ کربلا با وسعت 40 کیلومتر مربع را در برنامه بازسازی داریم .
34 - « سردار دکتر» مهدی کوچک زاده از سرداران نزدیک به احمدی نژاد که از سوی وی برای مجلس دوره هشتم نیز معرفی شده است . این سردار سپاه در حال حاضر مقام نماندگی مجلس را در اختیار دارد . وی از سخنرانان مجالس انصار حزب الله و از یاران پر نفوذ آنان در مجلس می باشد .
35 - « سردار » دکتر یدالله جوانی : رییس اداره سیاسی ستاد مشترک سپاه پاسداران از سیاسی ترین فرماندهان سپاه که همواره در نزدیکی های انتخابات برای ترغیب سپاهیان و بسیجیان و دخالت آنان در انتخابات سخنرانی های می کند . از جمله ، گفته است :«...از نظر داخلی و در سطح ملی مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی رساندن مردم به سطح عالی خود باوری و اعتماد به نفس در چارچوب تعالیم اسلامی و آموزههای دینی است. ملتی كه زمانی نوعی خودباختگی داشت و احساس ناامیدی و عقب ماندگی میكرد امروز خود را باور كرده است. ...اسلام و رهبری دینی بود كه ملت ایران را به این نقطه رساند و امروز شاهدیم كه دنیا ملت ما را به عنوان ملتی پویا، باامید و رو به جلو باور كرده است.»سخنان او وارونه کردن واقعیت است . واقعیت اینست که مردم ایران در جریان انقلاب ، اعتماد به نفس پیدا کردند و رژیم با نفله کردن یک نسل از راه طولانی کردن جنگ و سرکوب وحشیانه ، در از بین بردن این اعتماد به نفس کوشید و می کوشد . وی دشمنشناسی را لازمه حضور در كربلای واقعی می داند و می گوید : « باید كاری كنیم كه در سطح حسینبن علی(ع) باشیم. چراكه در غیر اینصورت یا در صف مقابل هستیم یا آنكه بیتفاوت خواهیم بود. » و « ... حضور حداكثری در انتخابات یعنی خنثیكردن توطئههای دشمن. انتخاب كسانیكه تبعیت از رهبری دارند و وفادار به انقلاب و راه شهیدان و دلسوز این نظام هستند به معنی كمك به پیشرفت و تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی است ».« سردار » جوانی در همایش سیاسی پاسداران رده های سپاه استان کرمان با اشاره به انتخابات مجلس خبرگان و شورای اسلامی شهر و روستا گفته است : مسایل داخلی ، منطقه ای و بین المللی اهمیت انتخابات آینده را مضاعف کرده است. آحاد مردم می توانند با حضور و مشارکت حداکثری خودپای صندوقهای رای و انتخاب افراد با صلاحیت، کارآمد، لایق و شایسته دشمنان اسلام را که به انتخابات 24 آذرماه چشم دوخته اند، مایوس و ناامید سازند. » « سردار » جوانی در باره نقش سپاه پاسداران گفته است : « سپاه پاسداران با عدم مداخله در جناحهای سیاسی و دسته بندیهای حزبی با حضور حداکثری خود توانسته است نقش مثبت و اثر گذاری در انتخابات داشته باشد » !
36 - سردار عزت الله ضرغامی :رییس مورد اعتماد «رهبر» در صدا و سیما از جمله نیروهایی بود که زمانی در روابط عمومی سپاه پاسداران مشغول به کار بود . وی در زمان وزارت میر سلیم، در وزارت ارشاد مشغول به کار شد. تا زمانی که سردار علی لاریجانی از سپاه منفک شد و « وزیر» این وزارتخانه شد، در این وزارت خانه بود . بعد ، با او به به صدا و سیما رفت . این « سردار » مورد اعتماد و بحران ساز از جمله پاسدارانی بود که در حمله به سفارت امریکا شرگت داشت . او اینک در سازمان صدا و سیما، برنامه تبلیغاتی برای حذف بسیاری از نامزدها و تبلیغ گسترده برضد حذف شوندگان و به سود « اصول گرایان » ، در دست اجرا دارد . تبلیغ برضد نمادهای استقلال و آزادی کار مداوم او است .
37 - سردار دکتر علی لاریجانی ; از جمله « کادرهائی » بود که بعد از جنگ، صاحب مقام شدند . او به وزارت و ریاست صدا و سیما و دبیری شورای امنیت ملی و اینک نمایندگی مجلس رسیده است . او که سالها در روابط عمومی سپاه مشغول به دروغ سازی و دروغ پراکنی بود ، بسیاری از افراد سپاه وارد وزارت ارشاد کرد . همان کاری را که الان « سردار » حسین صفار هرندی انجام می دهد . به دلیل اعتماد بیش از حد خامنه ای ، وی سرپرست صدا و سیما شد . در سالهایی که در این مقام بود، بارها و بارها فرهنگ این کشور را لگد مال اهداف ولایت پسندانه خامنه ای کرد . از جمله کارهایی که او در این سازمان انجام داد - که در آن ، حسین شریعتمداری و سعید امامی و حسینیان و پور محمدی و میر حجازی شرکت داشتند - برنامه هایی بودند به نامهائی :
● هویت – که در این برنامه بسیاری از نویسندگان و بزرگان فرهنگ و شخصیتهای سیاسی ایران را با « اطلاعات » واواک و روزنامه کیهان ، بخاطر اهداف سیاسی پست خود، بگمان خویش، لجن مال کردند .
● برنامه چراغ که در حمایت از قاتلان قتل های سیاسی ( که جنایتکاران خود به آن « قتلهای زنجیره ای » نام نهادند »، با همدستی پور محمدی و شریعتمداری و حسینیان که از یاران سعید امامی ، تهیه و اجرا شد .
● برنامه کنفرانس برلین از جمله کارهایی بود که علی لاریجانی با گرفتن مجوز از برخی از « آیات عظام» سیاسی، طراحی و پخش کرد . برنامه حاوی صحنه های بسیار زشت و غیر اخلاقی را بر ضد اصلاح طلبان، بود .
● این « سردار » سالها در مقام « نماینده رهبر» در شورای امنیت ملی و سخنگوی آن، در کار با بسیاری از سرداران از جمله ذوالقدر و افشار و رضایی و ... همکار بود .
کدام خدا محور وحدت انسانهاست ؟

شهیدرامین پوراندرجانی؛پزشک دلیرآذربایجانی
که نخواست شریک جنایت کاران باشد

رامين پوراندرجانی جوان 26 ساله آذربایجانی،فارغ التحصیل دبیرستان شهید باهنر تبریز بود که بعدا نیز به عنوان دانشجوی ممتاز و بارتبه دو رقمی در کنکور سرتاسری قبول شد. وی ازچهره های جوان روشنفکر در تبریز محسوب می شد که به زبان و فرهنگ وتاریخ تورکی فوق العاده علاقمند بود. بطوریکه بنا به گفته دوستانش ،رامین پوراندرجانی با اشتیاقی بی مثال در محافل ادبی که به زبان تورکی برگزار می شد شرکت می کرد و همچون بسیاری از فعالان دانشجویی که در مناطق تورک نشین در جنبش ملی آذربایجان فعالیت میکنندبا فعالان جنبش ملی آذربایجان رفتاری صمیمانه داشت و حتی گفته می شود که در جریان تظاهرات میلیونی مردم آذربایجان در 1 خرداد که در اثر سرکوب نیروهای اطلاعاتی و امنیتی و یگان های ویژه ، تعداد زیادی از فعالین مدنی و ملی و مردم معترض به کاریکاتور توهین آمیز در روزنامه ایران، زخمی و شهید شدند. آقای رامین پور اندرجانی جزء معدود پزشکانی بود که به بدون چشمداشت مادی به مداوای بیماران و زخمیان این حادثه پرداخت .و به این ترتیب در میان فعالان ملی آذربایجان به چهره ای محبوب و در میان مردم به عنوان یک پزشک مسئولیت پذیر شناخته شد.بعد از پایان یافتن دوران تحصیلش در دانشکده پزشکی دانشگاه تبریز به عنوان پزشك وظيفه بهداری نيروی انتظامی تهران بزرگ در حال سپری کردن دوران خدمت سربازی اش بود که در نهایت تاسف و تاثر در روز سه شنبه17-11-2009 به طرز مشكوكی در استراحتگاه خود در ساختمان فرماندهی بهداری نيروی انتظامی تهران بزرگ درگذشت. علت فوت وی از سوی کارکنان نیروی انتظامی به خانواده اش که در تبریز زندگی می کنند ، سكته قلبی (در خواب) اعلام شده است.پيكر وی پس از شستشو و انجام مراسم كفن كه در غياب خانواده اش در تهران انجام گرفته بود با همراهی چند تن از مامورين انتظامی به تبريز منتقل شده و در صبح روز پنجشنبه 21/8/88 در فضايی امنيتی در وادی رحمت به خاك سپرده شد.و مراسم ختم شهید دکتر رامین پوراندرجانی نیز روز یک شنبه از ساعت 15- 17 در تبریز :مسجد کریم خان - چهار راه منصور در وضعیتی کاملا پلیسی برگزار شد.اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی روز چهارشنبه 18 – 11 – 2009 دلیل مرگ پزشک بازداشتگاه کهریزک را " خودکشی " اعلام کرد.بنا به گفته فرمانده نیروی سرکوبگر انتظامی (ناجا): رامین پور اندرجانی به عنوان متهم احضار شده بود. اسماعيل احمدی مقدم، فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی می گويد رامين پوراندرجانی، پزشک وظيفه بازداشتگاه کهريزک به عنوان متهم احضار شده بود و خودکشی کرده است.او افزوده "جسد اين پزشک در آسايشگاه جمعی در دادسرا کشف شد و وصيتنامهای هم در کنارش بود که در آن گفته است که او را تهديد کرده بودند و گفته بودند که پنج سال زندانی خواهد شد."
اسماعيل احمدی مقدم، مشکوک دانستنِ مرگ اين پزشک جوان را نادرست خوانده؛ و افزوده است که "نامه به جا مانده از او دال بر خودکشی اوست." فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی، دليل خودکشی رامين پوراندرجانی را "انگيزه شخصی يا از دست دادن روحيه دانسته است."
به گزارش خبرگزاری مهر، "اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی ایران گفت با توجه به وصیتنامه ای که کنار جسد رامین پوراندرجانی، پزشک بازداشتگاه کهریزک پیدا شده او احتمالا خودکشی کرده است."
همچنین به گزارش ایلنا، خبرگزاری کار ایران، آقای احمدی مقدم گفت: "رامین پوراندرجانی در وصیتنامه خود به ترسش از محکومیت زندان اشاره کرده است ".
به گفته آقای احمدی مقدم پزشک بازداشتگاه کهریزک به عنوان متهم حوادث اخیر در این بازداشتگاه احضار شده و با قرار وثیقه آزادشده بود.
این در حالی است که رضا قلی پوراندرجانی، پدر رامين پوراندرجانی، می گويد: شب پيش از فوت، پسرش با او تلفنی صحبت کرده بود؛ و فرزندش کاملا سرحال بوده و هيچگونه علائمی حاکی از اينکه قصد خودکشی داشته، در او ديده نمی شد."
پدر پوراندرجانی در گفتگو با آسوشیتدپرس گفته است:
" فرزندم پر از امید بود و برنامه هایی با دوستانش داشت."
وی تاکید می کند:" فرمانده پلیس تهران روز بعد با وی تماس گرفت و به وی اطلاع داد پسرش در یک حادثه رانندگی زخمی شده و به موافقت وی برای عمل جراحی بر روی پایش نیاز است."
پدر پوراندرجانی می افزاید: "زمانیکه وارد تهران شدم متوجه شدم مسئله این نیست ".
پدر این پزشک وظیفه می گوید:" به دلیل اینکه از وقوع این حادثه بسیارغمگین بودم جسد فرزندم را قبل از دفن ندیده ام."
"آخرین اطلاعات موثق دریافتی توسط خبرنگار سایت نوروز، حاکی از آن است که مادر رامین پوراندرجانی، قبل از شهادت پسرش با دکتر روح الامینی، پدر شهید محسن روح الامینی تماس می گیرد و ضمن بیان اینکه محسن توسط رامین پیش از شهادت مورد معاینه قرار گرفته بود. به او می گوید که جان پسر من به علت بیان حقایقی در مورد شکنجه و شهادت پسر شما در خطر است."
دکتر روح الامینی هم در پاسخ به مادر رامین میگوید:"شما می خواهید من چه کار کنم؟ اگر رضایت بدهم مشکل شما حل می شود.شما با کسانی طرف هستید که متهم پرونده هستند نه من".همچنین طبق اطلاع موثق خبرنگار سایت موج سبز آزادی، مرحوم دکتر اندرجانی یک روز قبل از مرگش برای درخواست کمک از جریانات پیش آمده برای استمداد به مجلس رفت و از دکتر صدر رئیس کمیسیون بهداشت و درمان و رئیس سازمان نظام پزشکی درخواست کمک کرده بود که وی حاضر به کمک و حتی شنیدن حرفهای او نشد.تحلیل خبرهای پس از انتشار خبر شهادت دکتر پوراندرجانی، مبین آن است که نیروی انتظامی و قوه قضائیه در مورد این خبر بسیار منفعلانه برخورد می کنند و غیر از تکرار ادعاهای قدیمی در مورد برخورد با حوادث کهریزک صحبت های جدیدی مطرح نمی نمایند.سایت موج سبز آزادی که پیش از این نیز گزارش مبسوطی را در مورد مرگ مشکوک رامین پوراندرجانی مطرح کرده بود .سوالاتی را از علی لاریجانی، ریاست مجلس و کمیته ویژه متشکل از نمایندگان مجلس برای بررسی وضعیت آسیب دیدگان پس از انتخابات مطرح کرده بود که در اینجا جهت روشن شدن اذهان عمومی مطرح می شود:
1- تاخیر طولانی در قرائت گزارش کمیته ویژه و عدم برگزاری دادگاه متهمان کهریزک، به چه علت و با فشار چه اشخاص و نهادهایی بوده است و ارتباط مرگ مرموز دکتر پوراندرجانی با این تاخیرها و خصوصا متن قرائت نشده گزارش کمیته ویژه مجلس چیست؟
2- با توجه به حضور و شهادت دادن دکتر پوراندرجانی در جلسه کمیسیون امنیت ملی و کمیته ویژه و با توجه به اینکه بارها این مرحوم قبل از مرگ نسبت به عدم امنیت جانی خود هشدار داده بود، چرا از وی محافظت نشد و او همچنان در اختیار نیروی انتظامی که مقامات عالی آن از متهمان اصلی پرونده جنایات کهریزک هستند، قرارداشت تا شب هنگام، در سن 26 سالگی و در خواب سکته داده شود یا شهادت وی خودکشی تلقی گردد؟
3- در حالی که خانواده این مرحوم ساکن تبریز هستند و او نیز در نهایت در تبریز دفن شده است، علت برگزاری مراسم تغسیل و تکفین در تهران چه بوده است؟
4- علت مخالفت مقامات امنیتی با کالبدشکافی جنازه وی توسط پزشکان مستقل که از حقوق مسلم خانواده متوفی بوده است چیست؟
5- اگر دکتر پوراندرجانی به مرگ طبیعی فوت شده است و یا خودکشی کرده است به چه دلیل مراسم ترحیم وی با حضور نیروهای امنیتی و در شرایطی غیرعادی برگزار شده است به طوری که حتی دوستان نزدیک آن مرحوم هم جرات حضور در مراسم تدفین را پیدا نکردهاند؟
6- ارتباط مرگ پرابهام دکتر رامین پوراندرجانی با متهمان اصلی جنایات شکنجهگاه کهریزک و به طور مشخص احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی، رادان جانشین فرمانده این نیرو و مسئول بازداشتگاه کهریزک و سعید مرتضوی دادستان وقت تهران که متهمان با دستور وی و معاونانش قاضی حداد و قاضی حیدری فر به کهریزک منتقل شده اند ،چیست؟ (اطلاعات ارائه شده مبین آن است که شخص احمدرضا رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی بارها رامین را مورد تهدید قرار داده و دستور به سکوت او داده بود.)
7- آیا شباهت عجیب نحوه اعلام شدن مرگ این جوان ۲۶ ساله یعنی ایست قلبی در هنگام خواب با قتلهای سیاسی در سالهای گذشته، سوال برانگیز نیست؟درحالیکه متهمان اصلی شکنجه ها و قتل های وحشیانه زندانیان در قتلگاه کهریزک که اکثرا از نیروهای انتظامی هستند تاکنون مورد مواخذه قرار نگرفته اندو در عین حال به علت فشار این نیروها بر نمایندگان مجلس ازقرائت گزارش کمیته حقیقت یاب مجلس هشتم جلوگیری به عمل می آورند.رامین پوراندرجانی، پزشک 26 ساله آذربایجانی ، متهم می شود که در ماجرای شهادت زندانیان کهریزک مرتکب قصور پزشکی شده است تهدید می گردد که پروانه پزشکی اش لغو و برای 5 سال راهی زندان خواهد شد.به دلیل عدم فاش شدن جنایات وحشیانه ای که در بازداشتگاه کهریزک یا گوانتاناموی ایران در رابطه با قتل و شکنجه و تجاوز انجام می گرفت و می گیرد و به علت فشار افکار عمومی و نیز مجامع جهانی ، قوه قضائیه هرچند به صورت صوری و ساختگی مجبور شد تا به اصطلاح پرونده ای در دادگاه نظامی قضات برای دادستان پیشین تهران و جانشین فرمانده نیروی انتظامی که به صورت مستقیم مسئول حوادث مرتبط با این بازداشتگاه بودند، تشکیل شود و مقامات قضایی هم وعده دادند تادر در سریع ترین زمان ممکن به این پرونده رسیدگی کنند. اما مطابق اکثر پرونده های مربوط به مقامات قضایی و نیروی انتظامی در طی سه دهه گذشته نه تنها افراد فوق مورد سئوال و محاکمه قرار نمی گیرند بلکه با امدادهای غیبی و بواسطه عملکرد سربازان امام زمان اتهامات و متهمان دیگری برای این همه جنایت هولناک علیه بشریت تراشیده می شود و پرونده از مسیر اصلی اش که دادرسی عادلانه است منحرف می شود و قربانیان جدیدی برای این پرونده ها معرفی می شوند که مورد اخیر آن نیز پزشک وظیفه مسئول در بازداشتگاه کهریزک آقای رامین پوراندرجانی می باشد.سایت خس و خاشاک در این مورد چنین می نویسد: "پیش از این در جریان حوادث کوی دانشگاه و اتفاقاتی که کشور را برای یک هفته در بحران فرو برد یک سرباز نیروی انتظامی تنها به اتهام سرقت ریش تراش مورد مواخده قرار گرفت و تمام افراد مسئول که در گزارش شورای امنیت کشور هم به دخالت آنها در این بحران اشاره شده بود تبرئه شدند.مشابه این اتفاق قرار بود برای متهمان پرونده قتل های زنجیره ای انجام شود اما اصرار محمد خاتمی بر کندن غده چرکین این وزارتخانه در نهایت منجر به دستگیری سعید امامی شد، هرچند او هم در زندان قوه قضائیه با آنچه که خودکشی با داروی نظافت خوانده شد، فرصت این را پیدا نکرد که همدستان خود را به صورت کامل معرفی کند. در این بین هرچند خودکشی این پزشک نکته ابهام پرونده متهمان بازداشتگاه کهریزک است، اما نفس خودکشی کسی که درون زندان جنایات وحشیانه علیه زندانیان را به چشم خود دیده است و می تواند هرلحظه نسبت به معرفی عاملان جنایت با دلیل و مدرک اقدام کند، ابهام آمیز به نظر می رسد. این سئوال جدی هم مطرح است در حالیکه افرادی مثل بهزاد نبوی به دلیل اخلال در ترافیک تهران از طریق شرکت در راهپیمایی به اقدام علیه امنیت کشور متهم می شوند و بیش از 5 ماه در زندان انفرادی قرار می گیرند و حتی در دادگاه ادعانامه های چندین صفحه ای علیه آنان قرار می شود، چطور ممکن است کسانی که مسئول مستقیم شهادت چندین جوان ایرانی هستند به آن اندازه اقتدار داشته باشند که نه تنها از قرائت گزارش کمیته حقیقت یاب مجلس جلوگیری کنند، بلکه خود را نیز از هر اتهامی مبرا بدانند و با اعمال نفوذ از انتشار گزارش های مربوط به رسیدگی به این پرونده نیز جلوگیری نمایند. افکار عمومی از یاد نخواهد برد بازداشت شدگان سیاسی حوادث اخیر اکثراً یک یا دو روز بعد از انتخابات دستگیر شدند و تا روز برگزاری انتخابات تمام فعالیت های آنان از نظر دولت مستقر هم قانونی بوده است. آنگاه برای این افراد ظرف دو روز اتهامات چندین صفحه ای قرائت می شود و صدا و سیمای دولتی از بیان هر اتهامی علیه آنان دریغ ندارد؛ اما افرادی که مسئول شهادت جوانان کشورمان هستند می توانند پرونده ای را تا آن اندازه به بیراهه ببرند که در نهایت دادگاه مدعی شود دلیل کافی برای متهم کردن و اثبات مجرم بودن این افراد ندارد. رویه ای که طی سالیان اخیر بارها و بارها در دستگاه قضائی کشورمان تکرار شده است و به نظر نمی رسد که اراده ای مبنی بر این راه و روش غیرعادلانه، غیرقانونی و غیرمشروع وجود داشته باشد."در همین حال روزنامه تایمز چاپ لندن هم در شماره امروز، 18 نوامبر خود گزارشی درباره رامین پوراندرجانی منتشر کرده است:
"مرگ بر اثرحمله قلبی؛ دکتری که درباره شکنجه در کهریزک زیاد می دانست"،
عنوان این گزارش است.
در گزارش روزنامه تایمز آمده:”دلیل رسمی مرگ آقای پور اندرجانی حمله قلبی اعلام شده است اما شواهدی وجود دارد مبنی بر این که مقامات رسمی او را کشته و یا مجبور به خودکشی کرده اند چون شاهد وحشی گری اعمال شده علیه دستگیر شدگان مخالف دولت در حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران بوده است در این گزارش از قول مسعود پزشکیان، وزیر پیشین بهداشت ایران و عضو کمیته بهداشت و درمان مجلس ایران نوشته شده که احتمال حمله قلبی آقای پور اندرجانی وجود ندارد. به گزارش تایمز، پزشک بازداشتگاه کهریزک به دوستان خود گفته بود که نگران امنیت خود است که متعاقب آن رفتار مقامات هم بدگمانی دوستان او را شدت بخشیده است.در بخش دیگری از این گزارش آمده، 4 ماه از تعطیلی کهریزک می گذرد و با وجود این، گزارش کمیته ویژه در این باره هنوز منتشر نشده و هیچ کس در این رابطه مجازات نشده است.این در حالی است که به گزارش ایسنا، اسماعیل احمدی مقدم، تاکید کرده که آقای پور اندر جانی به عنوان پزشک در کهریزک مستقر نبوده و تنها هفته ای یک یا دو روز به این بازداشتگاه می رفته است."(روزنامه تایمز چاپ لندن)افکار عمومی در داخل و خارج ازکشورخواهان آن هستند تا ابعاد جنایات کهریزک و شهادت افرادی چون محسن روح الامینی و رامین پوراندرجانی آشکار شود و عاملان این جنایت ها به مجازات اعمال ضد انسانی خود برسند.مردم ما با توجه به شناختی که از ماهیت جناحی و غیر مستقل قوه قضائیه در ایران دارند، بیش از این منتظر پاسخ روسای قوه مجریه و مقننه و همچنین رئیس کمیسیون امنیت ملی و اعضای کمیته ویژه بررسی حوادث پس از انتخابات وغیره نخواهند ماند و در برابر چنین حوادث دردناکی که وجدان بشری رامجروح ساخته و می سازد ساکت و منفعل نخواهند ماند و در اعتراض خود را در داخل و خارج از کشور به شیوه های مختلف نشان خواهند داد . سرمداران رژیم تروریست دولتی باید بدانند که در غیاب یک روند رسیدگی شفاف و عادلانه افکار عمومی خود به کرسی خواهد نشست و به قضاوت وجدانی خود اکتفا خواهد کرد. در یازده همین سالگرد قتل های زنجیره ای، و در کوران جنبش شکوهمند مردمی،زمان آن فرارسیده است تا خانواده های تمامی قربانیان تروریست دولتی در طی سه دهه ی گذشته ، جان باخته گان اعدام های دهه60، قتل عام سال 67، قربانیان قتل های زنجیره ای، ترورشدگان خارج از کشور، و جان باخته گان جنبش اخیر، با اتحاد و همبستگی، خیزش بزرگ دادخواهی همه داغدیدگان را به ایجادنمایند و خواهان شناسایی مسئولین و مجریان این کشتار های ددمنشانه باشند.این وظیفه همه مبارزین راه سبز رهایی و برابری است که بایدخود را در کنارخانواده های شهدا و جانباختگان راه آزادی حس کنند و مراسم و برنامه های مختلفی را در این رابطه برگزار کنند و نیز در مراسم اعتراضی که به این مناسبت ها در داخل وخارج از کشور برپا داشته میشود فعالانه شرکت کنندتا جنبش بزرگ دادخواهی امروز بزرگتر و فراگیر تر از دیروز باشد. باید از تمامی فعالین حقوق بشر خواست تا این پرونده ها را به نهادهای بین المللی و سازمان های حقوق بشری فرستاد و خواهان گشوده شدن پرونده رهبران رژیم تروریست دولتی ایران به عنوان متجاوزین حقوق بشر و جنایت علیه بشریت شد. کسانی که به راه قاتلان و شکنجه گران فروهرها و پوینده و مختاری رفتند و زندان ها را رنگ شکنجه و مرگ زدند، و رامین پور اندرجانی، پزشک جوانی راکه نخواست شریک جنایت آنها شود و برحقیقت سرپوش بگذارد؛ خودکشی کردند. باید بدانند که ما خود را در کنار خانواده های داغدیده، از هر عقیده و مرامی، وابسته به هر جریان سیاسی و اجتماعی می دانیم و خود را نه تنها در اندوه و حرمان آنها شریک که عضویی از این خانواده بزرگ می دانیم.و در یازدهمین سالگرد قتل های زنجیره ای، در برابر تمامی شهیدان راه آزای و برابری سوگند یاد می کنیم و با آنان پیمان می بندیم که تا تحقق یافتن آرمان های آزدایخواهانه و انسانی مان از مبارزه تلاش مستمر و آگاهانه از پای نخواهیم نشست . هرچند شهادت رامین اندرجانی برای خانواده و دوستانش ضایعه ای تلخ و دردناک محسوب می شود و شهرمادری ام تبریز، برای از دست دادن چنین فرزند شایسته ای در غم و حرمان بی کران خواهد ماند ولی بدو ن شک ، شهادت چنین انسان آزاده ای که حاضر نشد تا در قتل و شکنجه و تجاوز علیه زندانیان کهریزک با شکنجه گران و بازجویان و نیروهای داخل حاکمیت سهیم شود،برای همه آزادیخواهان و برابری طلبان جهان تجربه ای گرانسنگ و ارزشمند محسوب می شود که می تواند مبارزین جنبش آزادیخواهی و دموکراسی را در رسیدن به اهداف بزرگ و انسانی اشان یاری رساند.
شهناز غلامی25/11/2009
سپاه - حزب سیاسی مسلح - کودتا... ۴
(پیشینه سران حزب سیاسی مسلح)






سابقه دخالت سپاه در انتخابات و سیاست :
بر خلاف نظر خلیق، ما معتقدیم که سابقه دخالت سپاه در سیاست از همان ابتدای انقلاب بوده است : بعد از پیروزی بنی صدر در انتخابات ریاست جمهوری و شکست بسیار سنگین حزب جمهوری اسلامی ایران کلیه سران نظام ولایت برای اینکه بتوانند در مجلس شورای اسلامی با آوردن نمایندگان خود دست به مخالفت با بنی صدر بزنند از کلیه نیروهای خود تقاضا کردند که با ورود در انتخابات زمینه پیروزی افراد حزب جمهوری اسلامی را مهیا سازند .در آن دوره حزب جمهوری اسلامی از کلیه نیروهای وابسته به خود و کلیه روحانیون و نیروهای نظامی و انتظامی و سپاهی و کلیه امکانات دولتی و کشور استفاده کرد تا مجلس را به گونه ای که خود می خواهد سازمان دهی کند .
- دخالت در تصرف سفارت امریکا
- دخالت در انقلاب فرهنگی (یادداشتهای سال 60 هاشمی رفسنجانی ( عبور از بحران ) گزارش روز به روز نقش اطلاعات سپاه – که محسن رضائی سرپرست آن بود – و واحدهای سپاه که از جبه جنگ به تهران منتقل کرده بودند، در کودتای خرداد 60 هستند .)
- دخالت آشکار آنان در انتخابات مجلس پنجم . بنا به دستور خامنه ای: دخالت سپاه در انتخابات مجلس به مرحله دوم انتخابات مجلس پنجم برمیگردد. در آن دوره پیروزی تنی چند از کاندیداهای کارگزاران در انتخابات مرحله اول و راه یابی چند کاندیدای دیگر این جریان به مرحله دوم انتخابات، نگرانی جدی خامنه ای را برانگیخت. خامنه ای بلافاصله وارد میدان شد و شروع به ناسزاگوئی به لیبرالها نمود و از خطر افتادن مجلس بدست آنها سخن گفت. او به سپاه دستور داد که فعالانه در انتخابات شرکت کند و مانع ورود "لیبرالها" به مجلس گردد. بدنبال آن، فرماند کل سپاه، فرمان عملیات سیاسی را در مراسم صبحگاه لشکر ۷ حضرت رسول صادر کرد و گفت: "ما در مرحله دوم باید به صحنه بیائیم و با رای خود نگذاریم لیبرالها و لو یک نفر اینها به مجلس بروند و بخواهند برای ملت و کشور مشکل درست کنند"( کیهان ۲۹ فروردین سال ۱٣۷۵). بعد از انتخابات "حزب الله" با صدور بیانیه ای اعلام کرد که :"ما با تمام قوا به صحنه آمدیم و جریان انتخابات را به مسیر صحیح هدایت کردیم." و فرمانده سپاه هم از اولین "عملیات سیاسی این نیروی پرافتخار که در کارنامه آن ثبت و حفظ شد" صحبت کرد. رفته رفته دخالت آنان در کلیه امور نمایانتر می شد به گونه ای که اگر ملاحظه شود سپاه پاسداران در حال حاضر در بسیاری از انتخابات دخالت کرده است : دخالت در انتخابات ریاست جمهوری دور هشتم که مانع از دخالت آنان به نفع اقای ناطق نوری شدند . دخالت در مجلس هفتم . دخالت در انتخابات شورای شهر سوم و چهارم و دخالت در انتخاب ریاست جمهوری اقای احمدی نژاد که بسیار وسیع بود وكودتاي انتخاباتي خرداد88 ذوالقدر در این مورد می گوید :"انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری در نوع خود بی نظیر بود و باید پیچیده عمل میشد و نیروی اصولگرا بحمدالله با طراحی درست و چند لایه توانستند در یک رقابت واقعی و تنگاتنگ، حمایت اکثریت مردم را به خدمتگزاری بیشتر و موثرتر به آنها جلب کنند" (روزنامه ایران ۱٨ تیر سال ۱٣٨۴).
دخالت روباز و وسیع در انتخابات دوره هشتم :این روزها دخالت وسیع و گسترده و بی پروای سپاه پاسداران ، زیر عبای خامنه ای ، کار را به جایی رسانده که حسین شریعتمداری سوپر راست نیز زبان به انتقاد گشوده است . البته نا گفته نماند که انتقاد وی به این دلیل است که بتواند جلوی اعتراضات دیگر را بگیرد در این مورد سخنان فیروز آبادی در مراسم صبحگاهی ستاد کل نیروهای مسلح در روز ۱٣ بهمن گویا است : از ورود متحصنین و مرعوب شدگان امریکا به مجلس باید جلوگیری کرد . امریکا به عده ای مرعوب و فریفته غرب امید بسته است. آنها که نامه نوشتند تا با بوش بسازند و به رهبری نوشتند با بوش بسازد و در مجلس تحصن کردند و در دانشگاهی که ۵۰ سال مظهر مبارزه با امریکاست و هنوز خون شهیدان مبارزه با استکبار در آن می جوشد نفوذ کردند و به نفع امریکا شعار دادند که ملت ایران باید اینها را بشناسند. مباد آنها که امریکا به آنان دل بسته بتوانند به کرسی های مجلس شورای اسلامی دست یابند و باز آن کنند که کردند". حسن طائب جانشین فرمانده بسیج در همان روز، ضمن اشاره به طرح موسوم به "بصیرت"، گفته است: "بسیج در جهت اجرای نقش محوری خود فعالیتهائی را با هدف حضور حداکثری و ارتقاء بصیرت سیاسی و معرفت دینی مردم و آحاد بسیجیان برای انتخاب اصلح را صورت میدهد". به گفته وی این اقدامات غیر از نقشی است که از سوی دولت "در زمینه کمک به تأمین امنیت انتخابات" بر عهده بسیج گذاشته شده است. بنا به اظهارات طائب این نهاد نظامی: "برنامههائی برای تبیین فضای سیاسی جهان، منطقه و کشور و نقشی که انتخابات مجلس در تأمین اهداف انقلاب اسلامی و نظام دارد را دنبال خواهد کرد". گویا تر از این سخنان ، انتخابات رسوای مجلس هشتم است . بنا بر نتایج این « انتخابات » هم بر شمار پاسدارانی که « نماینده » شده اند و هم « اصول گرایانی» که اکثریت بزرگ مجلس را صاحب شدند.
با بررسی کوتاهی در میان برخی از سران سپاه متوجه می شویم که این سران به دلیل حضور در کودتا و دخالت در تصرف لانه جاسوسی و طولانی تر کردن جنگ و سرکوب مردم و مخالفین و... ، به درجات بالا رسیده اند .سپاه که در ابتدای تشکیل ادعای کمک به مردم و حمایت از انقلاب در برابر دشمنان خارجی و داخلی را داشت کارش به جایی رسید که به قول « سردار سرلشکر دکتر » عزیز جعفری تغییر استراتژیک داده و قرار شده که در کارهای امنیتی و انتظامی و فرهنگی در داخل کشور شرکت کند . این گفته او نشان می دهد که سران سپاه به خوبی خطر از دست دادن قدرت را احساس کرده اند و متوجه ریزش هواداران انقلاب و قوی تر شدن نیروهای مخالف استبداد فقیه شده اند .در اینجا تلاش می کنیم در حد امکان به معرفی برخی از سرداران سپاه بپردازیم تا مردم متوجه شوند این افراد چه کسانی هستند و در حال حاضر در چه مقاماتی قرار گرفته اند:
1 - « سردار سرلشکر دکتر» محسن رضایی – از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران است که سالها فرمانده کل سپاه بود . او از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و از مهره های اصلی در تدارک و اجرای نقشه کودتا و سرکوب مردم و به درازا کشاندن جنگ تا کشتن و مجروح کردن میلیونها نفر و ترور دهها مبارز ، بود. . این مهره وابسته به روحانیت که در ابتدا انگیزه خود را اسلام و حمایت از مردم به زبان می آورد به جایی رسید که گفته بود اگر لازم باشد برای دفاع از ولایت دو میلیون نفر را هم خواهد کشت . محسن رضایی با پایان جنگ وارد کارهای اساسی شد یعنی بخور و ببر شد . گفته می شود او یکی از واسطه های رانت خوار در اقتصاد کشور می باشد . در حال حاضر، او دبیر شورای مجمع تشخیص مصلحت می باشد که فرزندان خود را نیز «به خاطر عشق به اسلام و قرآن » به مقاماتی در این مجمع رسانده است . او یک بار اقدام به شرکت در انتخابات ریاست جمهوری نمود . اما وقتی متوجه شد « رهبر » طرفدار فرد خاصی است بدون اینکه اعتراضی بکند از گردونه خارج شد . هم اینک با یاری سردارانی دیگر از جمله « سردار سرلشکر دکتر» محمد باقر قالیباف و « سردار سرتیپ دکتر» علی لاریجانی برای مقابله با برخی از نیروهای دیگر سپاه از جمله « سردار دکتر » محمود احمدی نژاد و «سردار سرلشکر دکتر » محمد علی – عزیز - جعفری و ... وارد کارزار رقابت مجلس شده است .محسن رضایی از قدرتمند ترین سردران سپاه پاسداران است وسالها با حمایت وی ترورهای خارج از کشور صورت می گرفت او در جریان بسیاری از بمب گذاری های داخل و خارج از کشور دخیل بوده است احمد رضایی، فرزند محسن رضایی اخیرا" به سمت مشاور وی در دبیر خانه مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب گشته است . احمد رضایی اندکی پس از پایان فرماندهی محسن رضایی درسپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به دوبی وازآنجا به آمریکا گریخت ومطالب فراوانی را به نظام نسبت داد وموجب ایجاد مشکلات فراوان برای این سردار مستعفی گشت . همچنین علی رضایی پسر دیگر محسن رضایی که 26 سال دارد اخیرا" بعنوان معاونت ارتباطات دبیر خانه مجمع مشغول به کار شده است . مدتی پیش، تلاشهای گسترده ای برای انتصاب علی رضایی بعنوان مدیر عامل بیمه ایران شده بود که با عدم موفقیت این تلاشها، محسن رضایی فرزندش را به نزد خود برد .
2 - « سردار سرلشکر دکتر » غلامعلی رشید – - یکی از مرموز ترین فرماندهان سپاه از ابتدای انقلاب تا به حال و از جمله افردی است که در سپاه به کارهای اطلاعاتی و امنیتی مشغول است . غلامعلی رشید جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و از ارشد ترین فرماندهان سپاه پاسداران است که خامنه ای اعتمادی وافر به وی دارد .
3 - « سردار سرلشکر دکتر » فیروز آبادی از بی بنیه ترین سرداران سپاه است. او که در هیچ زمینه ای از جنگ توانایی نداشت و بعد از جنگ، با یاری برخی از سرداران که در زمینه زد و بندهای مالی و اقتصادی بسیار فعال بودند به مقام رییس ستاد فرماندهی مشترک رسید و هنوز هم در این مقام است ، از جمله افرادی است که بی محابا از دخالت نیروهای نظامی در سیاست حمایت میکند . بنا بر دستور او بود که در انتخابات ریاست جمهوری کلیه نیروهای نظامی مجبور به شرکت و تقلب در انتخاباتی شدند و احمدی نژاد را به ریاست جمهوری رساندند . برادر وی در جمعیت ایثارگران و در تلاش کسب قدرت بیشتر است .فیروز آبادی از جمله سیاسی ترین پاسداران است . او از ابتدای جنگ بدون اینکه در جریان جنگ باشد به مقام خود بیشتر از همه چیز فکر می کرد . در انتخابات ریاست جمهوری، کسی بود که دستور کتبی برای شرکت نظامیان در انتخابات و حمایت از احمدی نژاد را داد . تقلبها در اصفهان و تهران بنا بر دستور وی انجام شدند .فیروز آبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح به بحث انتخابات مجلس هشتم پرداخت و خواستار جلوگیری از ورود کسانی به مجلس شد که وی آنان را متحصنین و مرعوب امریکا شدگان خواند. به گزارش خبرگزاری فارس، فیروز آبادی موضع خود را در مراسم صبحگاهی ستاد کل نیروهای مسلح ابراز کرد. وی در این مراسم با تاکید بر ادامه « راه امام » و حفظ دستاوردهای انقلاب گفت : هر دهه فجری که می گذرد برکات انقلاب اسلامی در ایران و جهان روزافزون تر شده و تاثیرات مثبت بیشتری را به جا می گذارد وی با اشاره به پایبندی نیروهای مسلح به میثاق امام و شهیدان گفت: باید شکر نعمت ولایت فقیه، جمهوری اسلامی، پیشرفت های علمی و صنعتی، استقلال و آزادی و مردم سالاری در کشور را بدانیم و از دستاوردهای مهم امام یعنی ایمان، وحدت، خدمت به محرومان و عمل به ارزش های دینی، پاسداری و حمایت کنیم چرا که این ارزش ها، انقلاب اسلامی را ایجاد کرد و موجب تداوم آن شد . باید ضمن حمایت و تبعیت از رهبری انقلاب، قدردان مسوولان نظام نیز باشیم که به عنوان مثال دکتر احمدی نژاد امروز الگوی مسوول صالح در جمهوری اسلامی و الگوی مسوولان نظام است و باید قدر این رئیس جمهور مردمی و مسوول را بدانیم. رئیس ستادکل نیروهای مسلح با تقدیر از تلاش های رئیس جمهوری ، اظهار کرد : احمدی نژاد در خدمت به مردم سر از پا نمی شناسد و قلب قالب مردم ایران سرشار از محبت اوست و همیشه او بین مردم و با مردم است که مکرراً فعالیت ها و تلاش های او و نیز زنده کردن ارزش های امام در دولت او توسط رهبری انقلاب مورد تایید و تقدیر قرار گرفته است. وی تأکید کرد: امریکا به عده یی مرعوب و فریفته غرب امید بسته است. آنها که نامه نوشتند تا با بوش بسازند و به رهبری نوشتند با بوش بسازد و در مجلس تحصن کردند و در دانشگاهی که ۵۰ سال مظهر مبارزه با امریکاست و هنوز خون شهیدان مبارزه با استکبار در آن می جوشد، نفوذ کردند و به نفع امریکا شعار دادند . ملت ایران باید اینها را بشناسند. فیروز آبادی اضافه کرد:مباد آنها که امریکا به آنان دل بسته بتوانند به کرسی های مجلس شورای اسلامی دست یابند و باز آن کنند که کردند. ملت نیز با هوشیاری بایسته با اسوه قرار دادن خط امام، کلام رهبری و جهت گیری های رئیس جمهور، دلدادگان امریکا و غرب را کنار بگذارند و به کاندیداهای دلسوز، حامی محرومان و مومن اقبال داشته باشند ...فیروز آبادی ، عضو مجمع تشخیص مصلحت و عضو شورای امنیت ملی نیز هست . او از گروه ها و افراد سئوال کرد: چرا بوش که ایران را محور شرارت خوانده و دائم بر دشمنی با ملت ایران پافشاری می کند و هر روز ما را تهدید می کند، از برخی جناح ها و اشخاص حمایت می کند ؟ جز این نیست که این جناح ها و اشخاص مورد حمایت بوش منافع امریکا را تامین می کنند و بوش منافع خود را از طرف آنها تامین شده می بیند. مگر ملت ایران یک بار طعم این ننگ را نچشیده است. درایت، نیک اندیشی، عقل و عزتمداری حکم می کند که ملت ایران از اینها برائت بجوید و با توکل به خدا و توجه به راه امام و تاکیدات رهبری در انتخابات ۲۴ اسفند حاضر شده و بار دیگر دشمنان را ناامید سازد.
4 - سردار محمد باقر ذوالقدر از مخوف ترین فرماندهان سپاه پاسداران است . او بیشتر از آنکه نظامی باشد اطلاعاتی و امنیتی است و سالها در مقام فرماندهی های مختلف مشغول به کار بوده است . از آنجاکه بسیار امنیتی بود در دوران احمدی نژاد به عنوان معاون امنیتی وزارت کشور انتخاب شد و این در حالی بود که بنا به گفته سردار حجازی، همسر او نیز در معاونت بانوان وزارت کشور، معاونت خانم سلطانخواه را بر عهده داشت .بر اساس گفته های صریحش، ذوالقدر دخالت سپاه و بسیجیان بوده است که احمدی نژاد را به ریاست جمهوری رسانده است . در زیر برخی از نظرات این زور پرست را می آوریم : محمدباقر ذوالقدر كه تا امروز قائممقام فرمانده كل سپاه پاسداران بوده است . در سال 68، ستاد مشترك سپاه پاسداران كه هماهنگكننده پنج نيروي زميني، هوايي، دريايي، قدس و نيروي مقاومت بسيج سپاه بود را تشكيل داد و از سوي خامنه ای به عنوان نخستين رئيس اين ستاد منصوب شد.وی از جمله اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود که بعد از درگیری هایی که در سازمان به وجود آمد و منجر به دخالت خمینی و فرستادن راستی کاشانی به آن سازمان شد و انحلالش شد، از آن سازمان خارج و در سپاه ماندگار شد . ذوالقدر در همايش فرماندهان بسيج اداری و كارگری سراسری كشور، گفت : بسيج ادارات می تواند با همكاری و هماهنگی با مسئولان اجرايی، نقش تعيين كننده ای در تحقق دولت اسلامی داشته باشد. انتخابات نهمين دوره رياست جمهوری در نوع خود بی نظير بود و با وجود تلاش گسترده دشمنان و بدخواهان به بهترين نحو ممكن برگزار شد و با عنايت الهی و به مدد آگاهی و احساس مسئوليت مردم هم حضور حداكثری كه راهبرد تضمين شده از سوی مقام معظم رهبری بود تحقق يافت و هم فرد صالح و شايسته ای از مجموعه اصولگرايان اصلاح طلب به توفيق خدمتگزاری در اين عرصه دست يافت. وى با تخطئه کسانى كه نيروهای اصولگرا را در جريان انتخابات به بی برنامگی، اختلافات، قدرت طلبی و عدم تفاهم بر سر كانديدای واحد متهم می كردند افزود : در شرايط پيچيده سياسی كه قدرت های خارجی و جريان های فزون خواه در داخل از مدت ها قبل مترصد بوده و برنامه ريزی كرده بودند كه نتيجه انتخابات را به نفع خود تغيير دهند و از شكل گيری يك دولت كارآمد اصولگرا جلوگيری نمايند، بايد پيچيده عمل می شد و نيروهای اصولگرا بحمدالله با طراحی درست و چند لايه توانستند در يك رقابت واقعی و تنگاتنگ، حمايت اكثريت مردم را به خدمتگزاری بيشتر و موثرتر به آنها جلب نمايند. ملت ايران با اين انتخاب نشان داد همچنان به آرمان ها و اهداف اوليه خود پايبند است و سعادت و كمال خود را در تحقق اين ارزش ها جست و جو می كند. بنا بر گفته هایش، او یکی از سیاسی ترین فرماندهان سپاه از دخالت « چند لایه » در انتخابات اعتراف کرده است . و بدین دخالت توانسته است « دو رکن ، قوه های مقننه و مجریه کشور را پاک سازی کند .
5 - « سردار » اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی، از قرار، باجناق احمدی نژاد است. وی درجنگ فرماندهی تیپ، لشگر و قرارگاه حمزه را تجربه كرده و در طول سالهای پس از جنگ و در دوران سردار لطفیان در سمتهایی چون فرماندهی دانشگاه علوم انتظامی و معاونت هماهنگ كننده نیروی انتظامی خدمت كرده است . احمدی مقدم با ورود قالیباف به نیروی انتظامی به نیروی مقاومت بسیج رفت و جانشین سردار حجازی فرمانده نیروی مقاومت بسیج شد و همزمان فرماندهی بسیج منطقه تهران را به عهده داشت. احمدی مقدم، دارای مدارك تحصیلی كارشناسی علوم قضايی، كارشناسی ارشد مدیریت و دكترای مدیریت استراتژیك دفاعی امنیتی میباشد.آنچه در پی میآید بخشی از نظریات سردار احمدی مقدم است که در سخنرانیهای یک ساله گذشتهاش ابراز داشته است:«... حركت برخی گروههای فشار به دور از ضوابط و آیین نامههای قانونی بوده و نیروی مقاومت بسیج با اینگونه فعالیتها موافق نیست. »« ... در حال حاضر، ما باید مبارزهی فرهنگی را اصل قرار دهیم و اجازه ندهیم كه دشمنان فرهنگ خود را به ما تحمیل كنند، بلكه ما باید فرهنگ اسلامی و ایرانی خود را تحمیل كنیم.« ... مهمترین گردنهای كه انقلاب از آن عبور كرد، در سال 60 بود. در آن سالها بنیصدر حرفهای اصلاحطلبانه میزد، امروز حرفهای اصلاحطلبان با حرفهای بنیصدر تفاوت زیادی ندارد، عدهای امروز تضعیف روحیه میكنند كه ما باید تسلیم آمریكا شویم و در مقابل آمریكا كوتاه بیابیم، این در حالی است كه آمریكا هیچگاه مثل امروز در موضع ضعف نبوده است. » همچنین احمدی مقدم در روز انتخابات سوم تیر زمانی که مسئولیت بسیج تهران بزرگ را در دست داشت، در گفتوگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی در واکنش به اظهارات برخی مدیران وزارت کشور مبنی بر دخالت بسیجیان در امر انتخابات گفت : «اعلام تخلفات تبلیغاتی با نام بسیج، جوسازی بزرگی علیه بسیج و بسیجیان است. احمدی مقدم قبل از رسیدن به این مقام مسئول بسیج بود و در بسیاری از سرکوب های خیابانی به کمک نیروی انتظامی آمده بود . حال که خود در فرماندهی این نیرو قرار گرفته است بسیاری از بسیجیان را به مقامات بالای این نیرو گمارده است و علاوه بر آن بسیاری از نیروهای حزب الله را با وارد کردن به این نیرو مورد حمایت قانونی قرار داده است .
6 - « سردار » علی فضلی از سرداران ارشد سپاه پاسداران است . او کاندیدای نمایندگی در انتخابات مجلس شده است. وی از جمله افرادی بود که در جریان بعد از کوی دانشگاه به خاتمی نامه اعتراضی نوشت . او که مسئولیت مهمی در سپاه دارد، در جریان برف سنگین کشور، بنا به دستور فرماندهی سپاه و تبلیغ این نیرو برخی از ادوات سپاه را به کمک در راه ماندگان فرستاد و این عملیات کوچک سپاه را ریاست جمهوری و صدا و سیما بسیار تبلیغ نمودند .به گزارش روابط عمومی اداره کل تبلیغات اسلامی فارس، سردار فضلی جانباز جنگ تحمیلی در این مراسم گفت: عراق مقارن سی و یک شهریورماه سال پنجاه و نه به ایران اسلامی حمله کرد، دشمن در آن زمان دوازده لشکر پیاده مکانیزه، چهارصد قبضه پدافند در ارتفاع و یک هزار و چهار صد توپخانه در اختیار داشت . در آن زمان، دشمن قصد تصرف یک هفته تهران را داشت . با این طرز فکر پنج استان مرزی کشور را مورد محاصره قرار داد که با تلاش سی و چهار روزه رزمندگان، دشمن عقب نشینی کرد. در تمام این شرایط، کشور در دو جبهه مرزها و تهران وارد جنگ شده بود که در تهران امام، بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کرد و مجلس شورای اسلامی نیز به عدم کفایت بنی صدر رأی دادعلی افضلی به خوبی وضعیت جنگ را در ابتدا روشن می کند تا شاید خوانندگان بدانند که ارتش قوی عراق با تمام تجهیزات به ایران حمله کرد و ارتش ایران با وجود تمام بد رفتاری هایی که با آن شده بود با درایت فرماندهان رشیدش و نیز روحیه و فرماندهی فرمانده کل قوا ، بنی صدر، در عرض 34 روز قوای دشمن را ناگزیر کرد از شهرهای ایران عقب بنشیند . از آن پس، ابتکار عملیات از آن ارتش ایران شد . البته او تاریخ ها را جا به جا می کند . در حقیقت، در 34 روز اول جنگ و از آن پس ، تا 20 خرداد، فرماندهی کل قوا با بنی صدر بود . کودتا زمانی انجام شد که هیأت نمایندگی کنفرانس عدم تعهد قرار بود پاسخ موافق صدام را بیاورد و جنگ پایان بپذیرد . بنی صدر در جبهه بود و کودتاگران در تهران واپسین قسمت از نقشه کودتا را اجرا می کردند .
6 - « سردار » مرتضی رضایی از جمله مخوف ترین نیروهای فرماندهی سپاه پاسداران است .وی از زمان جنگ در حفاظت اطلاعات این نیرو مشغول به کار بود ه است و در سال جاری با توجه به اخباری که به فرمانده کل قوا یعنی خامنه ای در مورد سپاه رسیده بود او را به جانشینی فرماندهی سپاه منصوب کرد تا این مهره مورد اعتمادش بتواند نظارت کامل بر سپاه داشته باشد . وی سالها در نقش فرماندهی حفاظت اطلاعات سپاه کار سرکوب و دستگیری نیروهای مردمی و انقلابی را بر عهده داشت . او فرد مورد اعتماد خامنه ای بود به همین دلیل اطلاعات موازی را در سپاه پاسداران ایجاد کرد . در امور امنیتی و اطلاعاتی تحت نظر اطلاعات بیت رهبری کار کنترل نیروهای سپاهی و سیاسی را عهده دار است .
7 - « سردار » قاسم سلیمانی فرمانده لشکر ویژه سپاه پاسدران قدس است . مدتهاست که او از سوی خامنه ای برای دخالت درکشورهای خارج به این سمت منصوب شده است . این « سردار » سپاه مسئولیت سیاست خارجی ایران د رکشورهای لبنان و عراق و افغانستان و فلسطین و... را از سوی خامنه ای بر عهده دارد و بیشتر کادرهای این لشکر از سوی وزارت امور خارجه در این کشورها مشغول به کار هستند . از جمله « سفیر» ایران در عراق مسئول اطلاعات سپاه قدس بوده است . تعداد چند نفری که در اربیل به اسارت امریکاییان در آمدند ونیز سردار فرهادی که در شهر سلیمانیه عراق دستگیر شد، از کادرهای سپاه قدس هستند . دعوت سپاه از بچه های چه گوارا به ایران، از کارهای سپاه قدس بود که موردانتقاد برخی از سپاهیان قرار گرفت . سپاه قدس در کلیه ترورهای خارج از کشور تحت فرماندهی سید علی خامنه ای دست داشته و دارد .
8 - « سردار » پاسدار مسعود جزایریاز فرماندهان تبلیغات چی سپاه پاسداران است . طی یک گفتوگوی انتخاباتی با خبرگزاری ایسنا، او همان حرف هائی که خامنه ای در تبریز زد و پیش از او، فیروز آبادی رئیس ستاد نیروهای مسلح و عزیزجعفری فرمانده کل سپاه زده بودند را باز گفت : « همانطور که سرلشکر فیروزآبادی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح گفت « افرادی که مرعوب آمریکا و استکبار جهانی هستند، بدخواهان، بد سلیقهها، سودجویان و دنیاپرستانی که میلیاردها از بیت المال ملت را به کابین عقد خود درآوردهاند و نیز آنهایی که به رهبری نظامنامه نوشتند تا با بوش بسازند، در مجلس تحصن کردند، در دانشگاه نفوذ کرده و به نفع آمریکا شعار دادند، اینها دشمنان منافع ملی محسوب میشوند و نباید به مجلس بروند. ملت باید صف خود را از کسانی که سابقهی انقلابی ندارند و با تمایل به آمریکا، کشور را به سوی وابستگی میبرند و کسانی که در زمان پافشاری ملت ایران بر حق مسلم خود(اتمی)، به دلیل دل دادگی به آمریکا و غرب و همسو با جنگ روانی دشمنان و رسانههای بیگانه، مسوولان مقاوم نظام را به کوتاه آمدن در برابر دشمنان دعوت کرده و خواستار تعلیق فعالیتهای صلحآمیز هستهای شدند جدا کند و اجازه ندهد آنها در جایگاه حساس و تصمیمگیرنده نظام قرار گیرند. فرماندهان و مسوولان نیروهای مسلح، مبلغ و مروج این نگرش در عرصه انتخابات آتی خواهند بود. »
9 - سردار محمد کوثری از مخوف ترین فرماندهان ارشد سپاه است . او در بسیاری از سرکوب ها دخالت داشته است وی از جمله سردارانی بود که بعد از ایلغار کوی دانشگاه در 18 تیر ، طی نامه ای به خاتمی اعتراض کرد. او به فکر کودتا افتاده بود . او که در این روزها مشغول فعالیت انتخاباتی جهت ورود به مجلس از سوی گروه رایحه خوش خدمت است، در گفتگو با خبرگزاری حیات گفته است :« اساس تفکر بسیجی نشات گرفته از بطن کلام خدا، قرآن است که حضرت امام(ره) آن را عملیاتی کرد ... اول انقلاب، سپاه پاسداران یک نهاد نوپا بود و بیشتر درگیر مسائل داخلی کشور از جمله مقابله با ضد انقلاب و دستگیری افراد ساواکی بود. گروهی می گفتند که ارتش باید منحل شود اما امام نظرشان این بود که ارتش باید باشد اما از گروه های چپ پاکسازی شود، لذا پاکسازی انجام شد اما بازهم افراد نامناسب در آن بودند، به همین دلیل امام فرمان تشکیل ارتش بیست میلیونی را دادند. » خبر گزاری از او می پرسد : منظورتان از افراد چپی عوامل "کوتای نوژه" است؟ او پاسخ می دهد : « بله، افرادی که با کودتای نوژه می خواستند بیت رهبری را بمباران کنند و این اتفاق در تیرماه 59 یعنی درست هفت ماه پس از تشکیل بسیج رخ داد. » خبرگزاری از او می پرسد : احساس می شود که بدو تاسیس، حضور بسیج در عرصه های داخلی خیلی کمرنگ بوده، آیا دلیل خاصی داشته است؟ و کوثری پاسخ می دهد : « هنگامی که بنی صدر در بهمن 58 روی کارآمد، نه تنها بسیج را بلکه سپاه را هم قبول نداشت. اما جرات نمی کرد آشکارا مطرح کند. او می گفت: اگر مسوولیت نیروهای مسلح را داشته باشم کشور را اداره می کنم. فکر می کرد چون رییس جمهور شده، نیروهای سپاه زیر پروبالش را می گیرند و هر خلاف و خطایی هم انجام دهد به او چیزی نمی گویند. می خواست همان بنای قبلی را به شکل مدرن و با خط و خطوط آمریکایی ها پیاده کند... » خبرگزاری از او می پرسد : « آن سال ها گویا زمزمه تشکیل گارد ملی زیاد شنیده می شد؟ و او به دروغ می گوید : « این مسئله در مجلس خبرگان آن زمان عنوان شد و می خواستند با تشکیل گارد ملی، کشور را به همان سمت و سویی بکشانند که اربابانشان می خواستند. حتی بازرگان گفته بود که امام به قم برود و آن جا بنشیند و کارهای مملکت را به ما بسپارد. »در اینجا لازم است به این سردار گوشزد شود که اینکه « امام به قم برود و کار را به دولت بسپارد » حرف خود خمینی در پاریس بود ولی وقتی به ایران آمد عطش قدرت انچنان وی را سرمست کرد که حکومت کردن را بیشتر از درس دادن دانست و در تهران ماند و مانع از شکل گرفتن دولت حقوق مدار شد . خبرگزاری می پرسد : پس حساسیت و ضرورت تشکیل بسیج با آن حوادث و رویدادهای کشور بیشتر احساس می شد؟ و او پاسخ می دهد : « بله، حضرت امام(ره) دیدند که باید مردم به صورت سازمان یافته و منسجم در صحنه باشند . بنی صدر که در آن زمان فرمانده کل قوا بود، سپاه را اصلا قبول نداشت وآن زمان نیروهای سپاهی به عنوان شغل وارد سپاه نمی شدند، بلکه به خاطر تکلیف و عشق و علاقه ای که به امام داشتند وارد این ارگان می شدند. حتی آن ها از سپاه حقوق نمی گرفتند و هزینه های جاری آنها از طریق صندوق کمک های مردمی در بازار تامین می شد. یک نهاد کاملا مردمی که حتی هزینه های آن هم با کمک مردم تامین می شد و همین بس که امام درمورد سپاه فرمودند: "سپاه حافظ دستاورد انقلاب است و مسوولیت حفظ انقلاب را بر عهده دارد. »اما کوثری نمی گوید که امروز مثل اختاپوس بر سیاست و اقتصاد کشور چنگ انداخته اند و ارتشی ها از این که حقوقشان نصف حقوق پاسداران است، بنالند . آیا این « سردار » که نامزد نمایندگی مجلس است نمی بیند که پیش بینی بنی صدر راست از کار درآمد . سپاه و بسیج ستون پایه استبداد تبهکار شدند و آن روز ، آنها که امروز سران حزب سیاسی مسلح شده اند اگر هم آن روز بخاطر عمل به تکلیف وارد سپاه شدند، بتدریج که دولت استبدادیان شکل می گرفت، آلت قدرت استبدادی شدند و برای سهیم شدن در قدرت به رقابت با مدعیان دیگر برخاستند و در بردن و خوردن گوی سبقت از همگان ربودند ؟ ایا « سردار » قبول دارد سپاهیانی که قبلا به خاطر عشق به انقلاب حتی حقوق دریافت نمی کردند حالا کار را به جایی رسانده اند به حقوق کمتر از یک میلیون تومان و در خواست های مکرر جهت دریافت زمین – وام – خانه و... به چیز دیگری نمی اندیشند ؟ آقای « سردار » شما می دانید که هر کس نماینده می شود، با درآمدهای جانبی ای که دارد (راننده و محافظ و همراه ومسئول دفتر و... چیزی حدود 10 میلیون تومان در ماه در آمد دارد و خرج پای بیت المال می گذارد . این به جز حقوق حدود 2 میلیونی خود نماینده و حق دریافت ماشین صفر کیلومتر و زمین و خانه های جدید و ... است . آیا بنی صدر حق نداشت که در آن زمان با سپاه و بسیج مخالفت کند ؟ او به خوبی این وضع سپاه پاسداران و بسیج را پیش بینی کرده بود که سپاه ستون پایه اصلی استبداد می شود و عامل گسترش جنایت و خیانت و فساد استبداد می شود . ایران از ارتش دارای ساخت مردم سالار و توانمند به دفاع از کشور ارتش محروم می شود و چنین شد . همین تصرف عرصه سیاست از سوی شما سران سپاه خطری بود که وی نسبت به آن هشدار داده بود.خبرگزاری از او می پرسد : توان بازدارندگی بسیج درحال حاضر در چه سطحی است؟ و کوثری پاسخ می دهد : « وقتی در تاریخ 17 مهر 59 خبرنگاران خارجی به دیدار حضرت امام آمدند تا با ایشان گفت و گو کنند و نظر امام را نسبت به جنگ بدانند، امام با صلابت گفت: "ما برنده جنگ هستیم. حالا یک دزد آمده و سنگی انداخته است. ما آن چنان سیلی به گوش صدام می زنیم که نفهمد از کجا خورده است." این یعنی عملیات و جنگ روانی علیه دشمنی که تا دندان مسلح بود و نسبت به ما برتری نظامی داشت.ایشان سپس فرمودند: "اولا ما به تبع اسلام با جنگ همیشه مخالف هستیم و میل داریم که بین همه کشورها صلح و آرامش باشد، اما اگر جنگ را برما تحمیل کنند، تمام ملت ما جنگجوست و با تمام قوا مقابله می کنیم ولو اینکه همه ابرقدرتها دنبالمان باشد. برای اینکه ما شهادت را یک فوز عظیم می دانیم و ملت ما شهادت را به جان و دل قبول می کند و از جنگ نخواهند هراسید. ما مرد جنگیم." آقای « سردار » مردان جنگ چرا در روزهای آخر به مردان گریه و التماس تبدیل شدند ؟ مصاحبه اول بهزاد نبوی و نامه محسن رضایی را به یاد آورید و سرکشیدن جام زهر و... را. وقتی پاسخ خبرگزاری را اینطور می دهید و نمی گوئید در حال حاضر قدرت بازدارندگی بسیج چه اندازه است، اعتراف می کنید که مأموریت بسیج سرکوب مردم است و نه مقابله با دشمن . از این لحاظ، توان بازدارندگی ندارد .خبرگزاری می پرسد : فرهنگ بسیجی باید از چه راه کارهایی در جامعه نهادینه شود؟ و کوثری پاسخ می دهد :
متاسفانه آن گونه که دلمان می خواسته، این امر تحقق پیدا نکرده است. دوره دولت پیشین یکی از زمان هایی است که نه تنها نگذاشت بسیج رشد کند بلکه مانع آن هم شد. زیرا تفکر بسیجی را قبول نداشتند و در عمل و سیاست های کلان، مانع پیشرفت تفکر بسیجی که امام(ره) برای تحقق آن زحمت کشیدند، می شدند. امام (ره) در روزهای پایانی عمر پربرکت خود فرمودند: "تفکر بسیجی باید در تمام جامعه ترویج پیدا کند و اگر مسوولی به این موضوع توجه نکند مورد عقوبت خداوند قرار می گیرد."خبرگزاری از کوثری می پرسد : آیا سپاه وظایف خود را در این زمینه بطور کامل انجام داده است؟ و او پاسخ داده است : قبول دارم که سپاه هم می توانست بهتر از این عمل کند، اما برای نهادینه کردن این تفکر، سپاه به تنهایی نمی تواند موفق باشد، زیرا تمام مملکت در دست سپاه نیست که دقیقا آن چه که مدنظر امام و مقام معظم رهبری است را پیش ببرد. بالاخره دولت، وزارتخانه ها و مجلس تصمیم گیرنده اند و هرمیزان که آنها با این تفکر نزدیک تر باشند، کار راحت تر پیش می رود و به نفع کشور است. وقتی مقام معظم رهبری فرمودند: "به بخش فرهنگی ظلم شده است." این دولت و مجلس است که باید به سوی آن بروند و آن مشکل را حل کنند. در اینجا ملاحظه می شود که یکی از انگیزه های ورود این سرداران به مجلس و دولت همین است که او می گوید : سران سپاه، بمثابه حزب سیاسی مسلح، در کار کامل کردن تصرف دولت هستند .
38 - « سردار دکتر» حسین صفار هرندی :« وزیر » محبوب خامنه ای برای وزارت ارشاد او است . از زمانی که در حکومت احمدی نژاد به وزارت رسیده است، سانسور را تشدید کرده است . کتابهائی را هم که مجوز داشته و منتشر شده اند ، سانسور و مجوزهاشان را لغو کرده است . در سانسور ، کار را به جائی رساند که انتشار یادداشتهای سال 1364 هاشمی رفسنجانی را نخست موکول به اجازه « مؤسسه نشر آثار امام » کرد . پس از آنکه این مؤسسه با انتشار کتاب موافقت کرد ، این بار ، خواستار اجازه دفتر « مقام معظم رهبری » شد . تنها پس از « موافقت رهبر » به این کتاب اجازه انتشار داد . این شیوه عمل او با کتاب هاشمی رفسنجانی گویای تضاد حکومت احمدی نژاد و یکدسته از « سرداران » سپاه با هاشمی رفسنجانی نیز هست . وی که سالها در کنار حسین شریعتمداری در کار تواب سازی و بازجویی از زندانیان سیاسی بوده و در این کار به مقامات بالایی رسیده بود ، زمانی که حسین آقا در روزنامه کیهان به نمایندگی از « رهبر » مشغول به کار شد، وی در کنار او کار سردبیری را انجام می داد . از زمانیکه به پست وزارت ارشاد رسیده است، بسیاری از یاران پاسدار و سرکوب گر خود را به پست ها و مقامات بالایی در این وزارتخانه رسانده است .
39 « سردار » طلایی :از معاونان « سردار » قالیباف در پست فرماندهی نیروهای انتظامی تهران بود که در جریان سرکوب دانشجویان نیز در این نیرو خدمت می کرد . ایشان بعد از رفتن قالیباف به شهرداری تهران تلاش نمود تا به شورای تهران وارد شود و بعد از درگیری هایی که با ریاست جدید نیروی انتظامی در مورد سرکوب بروجردی، روحانی که دستگیر شده و تحت شکنجه است ، داشت از این مقام استعفا داد و به شورای شهر تهران رفت .
40 - « سردار » رادان :از بد عمل ترین و فاسدترین سرداران سپاه است که در نیروی انتظامی مسئولیت تهران را عهده دار است . وی در جریان سرکوب زنان « بد حجاب » و زنان طرفدار آزادی و کارگران و معلمان و دانشجویان دست دیگر سرکوب گران را از پشت بسته است وجود و حضور این « سردار » زشت کردار موجب شده است که نیروی انتظامی بار دیگر به یاد فرماندهان سرکوب گر ایران در دوره های گذشته بیفتند .« سردار » رادان که معاونت احمدی مقدم را نیز بر عهده دارد در جریان طرح های امنیت اجتماعی آنقدر دست به کارهای خلاف زد که هم مجلس و هم خود حکومت انتقاداتی را بر نیروی انتظامی وارد دانستند. او مدعی بود که این طرح ها توسط حکومت به او و قوای تحت امر او دیکته شده اند . اما وقتی کار خراب شد حکومت گفت نیروی انتظامی خود دست به این کارها زده است .در تشخیص « تبرج » ، رادان آنقدر وارد مسائل ریز شد که فریاد اعتراض برخی از آخوندهای دولتی را نیز بلند کرد . این اعتراض ها وی را وادار به عقب نشینی کردند .در جریان برخورد با مردم و به قول خودش ارازل و اوباش، بقدری بی رحمانه عمل کرد که قوه قضاییه نیز به اعمال او و مأموران او اعتراض کرد و مانع از ادامه کار آنها شد .
41 - « سردار » معمولی :فرمانده نیروی امنیت تهران که در ماجرای برخورد با مردم، به عذر اجرای طرح امنیت اجتماعی، نیروهای وی با نقاب و به صورت وحشیانه نیمه شب از دیوار خانه ها بالا میرفت و وارد خانه های مردم که در حال خواب بودند می شد و وضعیت بسیار رقت باری را برای خانواده ها به وجود می آورد . این « سردار » و افراد تحت امرش آنقدر وحشیانه به مردم حمله می کردند که از ترس واکنش مردم، مجبور شده بود به کلیه نیروهایش دستور دهد با نقاب وارد عمل شوند تا شناخته نشوند و مورد حمله قرار نگیرند .
42 - « سردار » صادق محصولی :نزدیکترین مشاور احمدی نژاد است . او از جمله « سردارانی » است که در طی بیست سال بعد از جنگ بر سرمایه ای بالغ بر 50 میلیارد تومان دست یافته است .وی در جریان « انتخابات »، از سوی احمدی نژاد ، مسئول تشکیل گروه رایحه خوش خدمت شد. اما این گروه در انتخابات شورای شهر تهران به سختی شکست خورد . در « انتخابات » مجلس نیز ، به عنوان نماینده رییس جمهوری در گروه 5 به اضافه 6 شرکت کرد و در تهیه لیست نامزدها که سر از صندوق ها در آوردند ، شرکت داشت . وی از جمله کسانی است که با استفاده از روابط شخصی خود، برخی از « سرداران » سپاه را در دستگاه حکومت مشغول بکار کرده است .
43 - سردار رستم قاسمی مسئول جدید قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا:وی قبلا مسئول قرارگاه سازندگی نوح وابسته به نیروی دریایی سپاه پاسداران بوده است . قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء یكی از بزرگترین و مهمترین سازمانهای اقتصادی در كشور است . دهها طرح مهم و استراتژیك در بخش نفت و گاز، حمل و نقل، بنادر و تونل را در دست اجرا دارد و تاكنون بیش از 1500 پروژه را در سراسر كشور به اجرا گذاشته است. فرمانده این قرارگاه، فرمانده كل سپاه است اما مسئولیت اجرایی آن با جانشین وی است كه اكنون « سردار » قاسمی این مسئولیت را بر عهده دارد. بدین سان است که بخش عمده اقتصاد کشور توسط سپاه پاسداران قبضه شده است . تکیه گاه عمده مافیاهای نظامی – مالی که رانت های بزرگ در اختیار آنها می گذارد ، این بخش از اقتصاد ایران است .
44 - « سردار » جلالی :از سخنان « سردار » جلالی ، یکی اینست : « شکی نیست که یکی از شاخصههای پیروزی در جنگ نسل چهارم، تعویض نظام سیاسی است و، در این نسل، از جنگ ممکن است تصرف خاک صرفا به عنوان یک وسیله منظر نظر قرار گیرد اما با توجه به اینکه نظام های سیاسی به مردم وابسته هستند، هدف نهایی نخواهد بود؛ بنابراین اگر تعادل اداره مردم را بر هم زنیم، دشمن در این جنگ به هدف خود رسیده است » . و باز او گفته است : « توان نظامی ما در برابر آمریکاییها از مفهومی به نام عدم تقارن یا عدم تعادل برخوردار است. بنابراین در این جا دفاع غیرعامل در کنار دفاع عامل مطرح میشود یعنی در برابر تهدیدات از مدلی استفاده می کنیم که در آن اسلحه و توپ و تفنگ نباشد. در این مدل میخواهیم نظام سیاسی کشور را به وسیله اقداماتی غیر از اقدامات نظامی پایدارتر کنیم و آسیبپذیریهای آن را که در چهار بخش حکومت، دولت، زیرساختها، مردم و بخش دفاع با اهمیت است، کاهش دهیم. بر این اساس مراقبت از تاسیسات و پیگیری تجهیزات و مدیریت بحران ناشی از جنگ با استفاده از ظرفیتهای بسیج از جمله اهداف پدافند غیرعامل است. در پدافند غیرعامل به دنبال پایدارتر کردن نظام سیاسی کشور به وسیله انجام اقدامات غیرنظامی هستیم » .و او در باره عملکرد بسیج گفته است : « از جمله کارکرد های بسیج می توان به دشمنشناسی تخصصی و شناسایی تهدیدات و آسیبها در دستگاههای مختلف، مشارکت در شورای پدافند غیرعامل، مدیریت در شرایط بحران و نیز فرهنگسازی و آموزش و اطلاعرسانی و کمک به برقراری امنیت و حفاظت اطلاعات اشاره کرد ».سخن او را که روشن کنیم عبارت می شود از : سازمان پدافند غیر عامل کارش مقابله با دشمن احتمالی نیست بلکه جلوگیری از سقوط آن است .
45- « سردار حجت الاسلام » ذوالنور فرمانده تیپ امام صادق و مسئول ستاد نمایندگی رهبری در سپاه :این فرمانده سرکوبگر در بسیاری از اغتشاشات مسئولیت و رهبری داشته است . از جمله در جریان حمله به بیت آیت الله منتظری، وی فرماندهی حمله به خانه این مرجع را داشته است . او، با هماهنگی کامل با شیخ محمد یزدی و جنتی و علی فلاحیان و فرماندهی سپاه به حسینیه منتظری و خانه او حمله کرد . قصد کشتن منتظری را داشت و اگر نبود اعتراضات آیت الله صانعی به خامنه ای، بعید بود منتظری اینک در قید حیات باشد . ذوالنور در باره جنگ می گوید : « جنگ اتكاي ما به ايمان مردم بود و مردم همه به امام و به مسئولين جنگ اعتماد داشتند و به واسطه همين اعتماد بود كه جوانانشان را به جبههها ميفرستادند. اين اعتماد و اعتقاد متقابل بود. اگر ما آتشبس را ميپذيرفتيم ابتكار عمل از دست ما خارج ميشد. پس با قبول آتشبس اولاً، ابتكار عمل دست دشمن ميافتاد. ثانياً دشمن از اين فرصت براي تجديد قوا استفاده ميكرد. اگر دشمن حملات گستردهتري را انجام ميداد با توجه به تقويت خودش و تجاربي كه كسب كرده ديگر چگونه به مردم ميگفتيم به جبههها بيايند. آنوقت ميگفتند شما اصلاً صلاحيت و كفايت سياسي نداريد؛ يعني ما اعتماد مردم را از دست ميداديم. فقط در اينجا من يك نكته عرض ميكنم. هيچ كس در آن زمان حرف از صلح به ميان نياورد. تنها كسي كه اتفاقاً گفت صلح حضرت امام (ره) بود. اين عبارت تقريباً مضمون عبارت امام است .فرمود: «چرا نميگوييد صلح چرا ميگوييد آتشبس. بگوييد صلح و اولين قدم صلح، تعيين و تنبيه متجاوز است.» كياست و زيركي حضرت امام مملكت را نجات داد؛ يعني اگر ما يك اشتباه مثل(آتشبس) مرتكب ميشديم، عواقبش براي ما بسيار بد بود. این یکی از اعترافاتی است که در مورد صلح و اتش بس در سال 60 مطرح بود زیرا بسیاری از مسئولین حتی در این مورد اشاره ای هم نمی کنند . البته او تمام واقعیت را نمی گوید . تمام واقعیت اینست که جنگ برای استقرار استبداد ملاتاریا و جانشین ارتش شدن سپاه بمدت 8 سال ادامه یافت . وگرنه ، سخیف تر از این ادعا نمی شود که اگر آتش بس پذیرفته می شد، دشمن خود را تقویت می کرد و... زیرا از نقض های این ادعا یکی این که جنگ 8 سال ادامه یافت و یک نسل ایرانی را نفله کرد و فرصت رشد در آزادی را به فرصت بازسازی استبداد بدل کرد و سرانجام نیز به آتش بس تن داد و جام زهر شکست خفت بار را سرکشید . بقول مک فارلین، مشاور امنیتی ریگان که سفر او، در رأس هیأتی به ایران، افتضاح ایران گیت را ببار آورد، خمینی در برابر امریکا زانو تسلیم بر زمین زد .
46 - « سردار دریادار دکتر » علی اکبر احمدیان:در سطوح عالی سپاه عهده دار مسئولیتهای مختلفی از جمله فرمانده نیروی دریایی سپاه و همچنین رئیس ستاد مشترک سپاه پاسدارن بوده است . او همواره به عنوان یکی از نامزدهای تصدی پست وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در محافل سیاسی کشور مطرح بوده است . علی اکبر احمدیان، رئیس ستاد مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دومین روز از همایش نهمین هم اندیشی اساتید بسیجی کشور که در فرهنگسرای بسیج مشهد ، به تبیین و تشریح تهدید نرم پرداخته و گفته است : ما در گذشته بحثی به نام قدرت نرم داشته ایم ولی تهدید نرم بحثی است که به آن کمتر توجه شده است. بسیج اساتید دو رسالت دارد که یکی خود یابی و دیگری دشمن شناسی است ... امروز باید این نظریه ها و تئوری هایی که توسط غرب ابداع و ترویج شده شکسته شود و این کار باید توسط بسیج اساتید انجام شود . رسالت بزرگ اساتید جریان سازی و جبهه آرایی از موضع انقلاب اسلامی و از تفکر بسیج در کشور است . بعد از آن باید به سیستم سازی و بعد کادر سازی بپردازیم تا بتوانیم در 15 سال آینده نظریه پردازانی بومی و اسلامی از جنس انقلاب داشته باشیم ... امروز در چنبره تهدید نرم گرفتاریم و برای رها شدن از این چنبره نیاز به جهادی عظیم تر و بزرگ از 8 سال دفاع مقدس داریم » .سخنان او و دیگر « سرداران » و موضوع کارشان گویای نگرانی شدید سران رژیم مافیاهای نظامی – مالی از سقوط رژیم است .
47 - « سردار » سلیمانی :رییس سازمان بسیج کارمندان، کارگران و اصناف است . او می گوید : خیال نکنید بسیج حاشیه نشین شده است. کسی خیال نکند که بسیج یک حاشیه است و در کنار نشسته و به خود مشغول است، بلکه بسیج متن حرکت نظام است. همه باید بسیجی باشند همانطور که دولت و مسئولان هم بسیجی هستند.
۴8 - « سردار » خورشیدوند فرمانده نیروی انتظامی استان قم :او قبلا فرمانده نیروی انتظامی سنندج و در قتل یک زندانی دخیل بوده است. سخنان او در باره جوانی که زندانی او بوده و کشته شده است ، گویای پندار و کردار او هستند:« این جوان كه پویا ابراهیم آبادی نام دارد روز یكشنبه ماموران نیروی انتظامی به وی و دو تن دیگر از دوستانش مظنون میشوند كه او را بازداشت و دوستانش میگریزند. از این جوان در حین دستگیری مقداری حشیش كشف شد. جوان بازداشت شده در كلانتری پس از ۱۵دقیقه بازجویی مختصر به بازداشتگاه انتقال داده شد. این فرد بعد از ۲۰دقیقه در بازداشتگاه درخواست دستشویی مینماید كه مامور نیروی انتظامی وی را به دستشویی هدایت میكند و نامبرده در دستشویی بند كفش خود را باز كرده و به دور از چشم مامور انتظامی آن را در جیب میگذارد. این فرد هنگامی كه به بازداشتگاه بر میگردد با استفاده از بند كفش، خود را حلقآویز میكند. این فرد بعد از حلقآویز كردن خود به مدت سه ساعت زنده بوده و به بیمارستان بعثت سنندج انتقال داده میشود كه پزشكان نیز نمی توانند برای وی كاری انجام دهند.» !! این یکی با « بند کفش » خود را حلق آویز می کند و آن دیگری، زهرا بنی یعقوبی خود را حلق آویز می کند و دست این جنایتکاران از جنایتها که مرتکب می شوند پاک است .
49 - « سردار » لطفیان :او فرمانده نیروی انتظامی در سرکوب دانشجویان بوده است و اینک قرار است به جای « سردار » نقدی و به خواست احمدی نژاد به ریاست ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز برسد . این شخص در کودتای خرداد 60 ، از جمله « سرداران » دست اندر کار بود .
50 - « سردار » جواد کریمی :فرمانده سپاه پاسداران خراسان شمالی و کاندیدای شهرداری مشهد – او در انتخابات با کمک دکتر خواجی مشاور خود که از گروه رایحه خوش است، نامزد نمایندگی مجلس از مشهد شد .
51 - « سردار » سعید قاسمی :سخن او گویای طرز فکر او است : او مراسم بزرگداشت مغنیه گفته است : « هر جا کار گره می خورد خون شهدا آن را باز می کند و این بار خون مغنیه حریم مبارزاتی گذشته را از میان برداشته و دیگر ساحت جهاد محدود به لبنان نیست.»
52 - « سردار » داوود احمدی نژاد :برادر محمود احمدی نژاد و در حال حاضر مسئولیت بازرسی دفتر وی را بر عهده دارد . او حکومتی در حکومت تشکیل داده است : در کنار اطاق هر استاندار و وزیری یک اطاق برای نظارت و دخالت در کارها ایجاد کرده است .
● دخالت وی در عزل و نصب برخی از استانداران از وزیر کشور نیز بیشتر و مؤثرتر است . وی زمانی در کار معامله چوب بود . حال به مقام رسیده است و خدا را هم بنده نیست .
● در جریان « انتخاب » احمدی نژاد، با کمک « سردار » فیروز آبادی و پسر توکلی متصدی صندوق پر کردن با آرای قلابی بنام محمود احمدی نژاد بودند .
53 - « سردار » فتاح :از افراد دست چندمی بود که به قول محسن رضایی در سپاه وجود داشتند . اما از نزدیکان به احمدی نژاد بود . به همین دلیل بعد از بر سر کار آمدن احمدی نژاد، به مقام وزیری بر وزارت نیرو رسید . برادر وی مسئول برق در آذربایجان شرقی است . او برای اینکه بتواند تا پایان ریاست جمهوری احمدی نژاد بر کار بماند، از افرادی مانند برادر هاشمی ثمره و یوسف پور جهت مشاورت و یا معاونت استفاده کرده است .
54 - « سردار دکتر » حسین الله کرم:از خشن ترین « سرداران » سپاه پاسداران است . او از خامنه ای انگشتری ، بهنگام تحصیل دکتری از « دانشگاه علوم استرتژیک » دریافت کرده است .وی رییس گروه چماقداران حزب الله و مسئول این گروه از سوی خامنه ای و در حال حاضر وابسته نظامی در کراوسی است . از آنجا که در باره این سر چماقدار بسیار نوشته شده است، نیازی به شرح جنایتها و خورد و بردهایش نیست .
۱5 - « سردار » جانلو : از « سرداران » بسیجی بود که با آمدن « سردار » افشار به وزارت کشور و گرفتن مقام ریاست انتخابات این وزارت خانه برای کمک به او، به این وزارت خانه آمد تا در کنار وی کار دخالت در سیاست و حذف نیروهای مخالف را به خوبی به انجام برساند و به انجام رساند .
56 - « سردار » فرجیان زاده رئیس سازمان بسیج فرهنگیاناو می گوید : از یک میلیون فرهنگی 300 هزار نفر از آنان عضو بسیج هستند . اینها از هیچ تلاشی در راه آموزش دیگر معلمان جهت کمک و یاری به بسیج فروگذار نمی کنند . با توجه به بزرگی شمار دانش آموزان و نقش معلمان، مأموریت او و افرادش جلوگیری از جنبش ملعمان و دانش آموزان و تفتیش عقیده است .
56 - ربیعی قایم مقام فرماندهی نیروی مقاومت بسیج تهران
57 - الیاس نادران نماینده مجلس
58 - زاکانی نماینده مجلس
59 - احمد فضائلی، از فرماندهان قبلی دانشگاه امام حسین و مشاور فرمانده سپاه .
60 - مجید سلیمان پور جانشین فرمانده دانشگاه امام حسین
61 - میراحمدی ِ جانشینِ فرماندهیِ نیروی مقاومتِ بسیج
62 - سید علی حسینی تاش رییس دانشگاه امام حسین از سوی « سردار » جعفری
62 - مرتضی صفاری فرمانده نیروی دریایی سپاه
63 - حجت الاسلام طائب جانشین فرمانده نیروی مقاومت بسیج
64 - علیرضا عظیمی جاهد معاون فرهنگي نيروي زميني سپاه و دبير ستاد راهيان نور
65 - شوشتري فرمانده ستاد راهیان نور
66 - مجید مشایخی رییس سازمان بسیج ورزش کشور
67 - محمد فرهادی جانشین کمیته بسیج ستاد
68 - محمدعلی نجفی مدیر كل نظارت بر اماكن عمومی
69 - هاشمی رییس راهنمایی تهران و فرمانده سابق نیروی انتظامی همدان
70 - ساجدی نیا جانشین فرماندهی تهران بزرگ
71 - علی عبداللهی سرپرست نیروی انتظامی
72 - فتحالله جعفری، از فرماندهان سپاه پاسداران
73 - عراقی از فرماندهان سپاه پاسداران
72 - فیصل باقرزاده رئیس بنیاد و حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس
73 - بهداد مشاور مطبوعاتی و فرهنگی احمدی نژاد
74 - حسین افشار از فرماندهان سپاه پاسداران
75 - زارعی فرمانده انتظامی استان تهران
76 - میرجانی از فرماندهان سپاه پاسداران
77 - کریمی فرمانده توپخانه و موشکی سپاه
78 - یوسف علیزاده فرمانده سابق سپاه خراسان که کاندیدای شهرداری مشهد بود .
79 - جعفری از فرماندهان سپاه پاسداران
80 - رمضانی – رییس جدید حفاظت اطلاعات سپاه
81 - حسن رستگارپناه فرماندهی قرارگاه حمزه سید الشهدا
81 - ربانی از فرماندهان سپاه پاسداران
82 - علیرضا تمیزی از فرماندهان سپاه پاسداران
83 - سلیمانی فرمانده لشکر امام حسین (ع)
84 - سعید قاسمی از فرماندهان سپاه پاسداران
85 - دکتر كرمینیا فرمانده دانشگاه امام حسین
86 - حاج آقامیر حمدعلی جعفری از فرماندهان سپاه پاسداران
87 - کریمی فرمانده بسیج در استانهای فارس و خراسان رضوی و ...
88 - غیاثی فرمانده بسیج استان خراسان رضوی که قبلا در نیروی انتظامی مشغول به کار بوده است .
89 - حسین سلامی از فرماندهان سپاه پاسداران
90 - عابد مسئول سابق قرارگاه خاتم الانبیا
91 - سلیمانی معاون هماهنگ کننده نیروی مقاومت بسیج
92 - سلیمانی معاون بازرسی ستاد مشترک سپاه
93 - عسگری از فرماندهان سپاه پاسداران
94 - شعاعی از فرماندهان سپاه پاسداران
95 - کریمی نماینده مجلس از کرمان
96 - حجت الاسلام فصیحی فرمانده سپاه منطقه قم
97 - کرمی از سرداران سپاه در کرمان که پسرش در قتل های کرمان دخیل بود .
98 - ربیعی از فرماندهان سپاه پاسداران
99 - دارایی فرمانده نیروی انتظامی کرمان
100 - سردار اجرلواز شکنجه گران دهه 60 و مسئول تیم ورزشی و معاون فرهنگی شهرداری تهران در حال حاضر .
این صد تن، همراه با « سردار» ها و « سرهنگهای دیگری ، دولت و اقتصاد را قبضه کرده اند .
سپاه - حزب سیاسی مسلح - کودتا... ۳


بعد از پایان جنگ و وارد شدن به دوران سازندگی و دریافت مجوزهای مخصوص، پاسداران دولت را وادار به دادن امتیازات بسیاری نمودند و توانستند اکثر مدیریت ها را در بسیاری از سازمانها و مؤسسات و نهادها و ادارات و ... ، در اختیار خود بگیرند . امروز ، بخش بزرگی از اقتصاد کشور در قبضه سپاه است .
کارشکنی در حکومت خاتمی
گردانندگان سپاه بعد از اینکه نتوانستند در انتخابات دوم خرداد به پیروزی دست یابند بحران سازی و کارشکنی در امور را شروع کردند از جمله :
- دخالت در ترورهای داخلی .
- دخالت در برهم زدن اجتماعات.
- دخالت در سرکوب زنان – معلمان – کارگران و دانشجویان .
- دخالت در سرکوب دختران و پسران به دلیل پوشش آنها .
- دخالت در امور اقتصادی و اجبار به بستن شرکتها .
-دخالت در حمله به مجالس سخنرانی نمایندگان و
- حمله به وزرای حکومت .
- حمله به دفاتر نشریات و کتابفروشی ها .
- جلوگیری از افتتاح فرودگاه « امام خمینی »
- دستگیری و شکنجه شخصیتهای سیاسی
- بحران سازیها
- نامه تهدید آمیز به خاتمی
- ایلغار خونین 18 تیر و گرفتن اجازه سرکوب از خامنه ای
و...
در حکومت دوران احمدی نژاد
با بر سر کار آمدن احمدی نژاد، دخالت گردانندگان سپاه و ایجاد کنندگان مافیاهای نظامی – مالی به صورت علنی گسترش یافت تا جایی که علنا اعلام کردند که سپاه و بسیج می توانند در کارها ی سیاسی دخالت کنند . بعد به دخالت در انتخابات پرداختند . بخصوص از دوره خاتمی ، در انتخابات ریاست جمهوری و شوراها و مجلس بود ، دخالتهای سپاه وسیع شد و از پرده بیرون افتاد . در این دوره، آنها با استفاده از کلیه رانت های موجود کلیه مناصب و مسئولیت های مهم سیاسی – فرهنگی – اجتماعی و اقتصادی را برای خود در اختیارگرفتند که به آنها اشاره خواهد شد .
خمینی و ورود نیروهای نظامی در سیاست
نخست خمینی بود که در 6 خرداد 1360 گفت اگر ملت موافقت کند من مخالفت می کنم . در همان سخنان ، او تهدید کرد که در دوران شاه نیروی مسلح نداشتیم حالا داریم . با آنکه دخالت سپاه و دیگر نیروهای مسلح را در سیاست ممنوع کرده بود، در کودتای خرداد 1360 ، سپاه را بکار برد . از آن پس، یکی از هدفهای طولانی کردن جنگ، بزرگ کردن سپاه و تبدیل آن به ارتش اول و اصلی بود . با اینهمه، تا خمینی زنده بود ، مراقب بود که سپاه بطور علنی در سیاست دخالت نکند . ولی از زمان بر سر کار آمدن خامنه ای، به دلیل محروم بودن از موقعیت خمینی، مجبور به استفاده از این سپاه در همه ابعاد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی واقتصادی و حتی ورزشی شد .با گذشت زمان، سپاه پاسداران و بسیج های تحت نظر این نیرو به کمک نیروهای اطلاعاتی و حراستی و امنیتی به عنوان پایه های نگهدارنده ولایت استبداد مورد استفاده یا سوء استفاده قرار گرفتند . هر چه زمان از دوران مرجع انقلاب، دور تر می شد و مردم متوجه خیانت رژیم ولایت مطلقه فقیه می شدند و از آن دور تر می شدند، ولی فقیه مطلقه برای اینکه بتواند بر بحران مشروعیت خود فایق شود، نیازمندی به نیروهای سرکوبگر و نظامی را بیشتر حس می کرد. تا جایی که در این اواخر به طور علنی از آنها خواست وارد قلمرو سیاسی شوند و کار حذف یکی از قدرتمندترین بخش های نظام خود را فراهم آورد .با بر سر کار آمدن دولت نامشروع « اصولگرای » احمدی نژاد، ولی فقیه که فکر میکرد که با یک دست کردن مجلس و دولت و قوه قضاییه دیگر مشکلی برای ادامه حاکمیت خود ندارد، به دلیل عملکرد نابخردانه سران رژیم، روز به روز، شاهد ریزش نیروهای هوادار خود می شد تا جایی که این ریزش طیف اصلی حامی رژیم را نیز دربر گرفت . اینک حتی هاشمی رفسنجانی و فلاحیان و کروبی و خاتمی و حسن خمینی و توسلی و موسوی تبریزی و ... را نیز مخالفان خود می بیند و برای اینکه بتواند اینان و هوادارانشان را نیز از گردونه خارج سازد، مجبور به استفاده تمام عیار از نیروهای نظامی سرکوبگر خود که برای چنین روزهایی آماده کرده، شده است .
نظر خمینی در مورد ورود نظامیان به سیاست در وصیت نامه ...
« وصيت اکيد من به قوای مسلح آن است که همان طور که از مقررات نظام، عدم دخول نظامی در احزاب و گروهها و جبههها است به آن عمل نمايند و قوای مسلح مطلقاً، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسيج و غير اينها، در هيچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازيهای سياسی دور نگه دارند. در اين صورت میتوانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلافات درون گروهی مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمايند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظيفه شرعی و ميهنی آنان است که اگر قوای مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و کشور بخواهند عملی انجام دهند يا در احزاب وارد شوند که ـ بیاشکال به تباهی کشيده میشوند ـ و يا در بازيهای سياسی وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت کنند. و بر رهبر و شورای رهبری است که با قاطعيت از اين امر جلوگيری نمايد تا کشور از آسيب در امان باشد ».خمینی در پيام ۲۹ فروردين ۱۳۶۱ خطاب به تمامی نيروهای نظامی می گوید :« ...از امور مهمی که بايد تمام نيروهای مسلح از آن پيروی کنند و اغماض از آن به هيچوجه نمیتوان کرد و باز هم تذکر دادهام، آن است که هيچيک از افراد نيروهای مسلح، چه ردههای بالا يا پايين در حزب و گروهی با هر اسم و عنوان نبايد وارد شوند، هرچند آن حزب و گروه صددر صد اسلامی و به جمهوری اسلامی وفادار باشند. و هر کس در يک حزب و گروه وارد شد بايد از ارتش و سپاه و ساير قوای انتظامی و نظامی و قوای مسلح خارج شود. و فرماندهان و مسئولان موظف هستند که هر کس در يکی از احزاب يا گروههای سياسی يا دينی وارد شد به او تذکر دهند که از حزب و يا گروهها و يا سازمان خارج شود، و اگر تخلف کرد او را از ارتش يا ديگر قوای مسلح اخراج کنند، و همه افراد موظفاند چنين اشخاصی را به فرماندهان معرفی نمايند. و بايد توجه داشته باشند که ورود قوای مسلح در احزاب و گروهها و سازمانها، پايه قوای مسلح را متزلزل خواهد کرد و غفلت از اين امر موجب پيگرد خواهد بود.».
در اینجا برای روشن شدن میزان اعتقاد به خمینی نظرات سردار محمد جعفری و حجت الاسلام علم الهدی امام جمعه مشهد را می آوریم :
نظرفرمانده محمد علی جعفری درمورد حضور نظامیان در سیاست :
خبرگزاری ایسنا ، در حاشيه دومين دوره طرح ولايت اساتيد جامعه پزشکی در مشهد، در جمع خبرنگاران و در رابطه با راههای بسيج برای حفظ وحدت اصولگرايان، سرلشگر جعفری گفت :« ... اينکه بسيج چگونه اين کار را انجام دهد، دارای ظرافتهای بسياری است. بسيج بايد با توصيه و تذکر در اين رابطه تمام تلاش خود را انجام بدهد. هرکس خلاف مسير اصولگرايی حرکت کند يا وحدت ميان اصولگرايان را از ميان بردارد، بايد طرد شود.
... بسيج اگر حضور در صحنه انتخابات را يک تکليف انقلابی برای خود بداند، بايد تلاش کند تا حضور مردم را هرچه بيشتر پای صندوقهای اخذ رای پررنگ کند و در اين صورت است که میتواند نقش موثری در انتخابات ايفا کند.
... بسيج چون يک نيروی انقلابی است، اصولگرايی راه و منش اوليه بسيجيان است، در نتيجه میتواند ديگران را در انتخاب اصلح راهنمايی کند. برای تداوم راه انقلاب اسلامی، حمايت از جريان اصولگرايی ضرورتی قطعی، اجتنابناپذير و تکليف الهی نيروهای انقلابی و ارزشی کشور به شمار میآيد. »
خبرگزاری ایسنا – سرلشکر جعفری طی سخنانی در همايش « دانشجو ، انتخابات ، مشارکت حداکثری و اتحاد ملی» با حضور مسوولان بسيج دانشجويی يک صد دانشگاه کشور و مسوولان فرهنگی و سياسی اين تشکل در دانشگاه تربيت معلم تهران،گفت ... بسيج به عنوان بخشی از جامعه بايد بداند که در رابطه با انتخابات چطور کار و حرکت کند.
... امروز مرزبندیهای سياسی گذشته به هم ريخته است. به گونهای که در هر مقطع از انتخابات شاهد تغيير و تحولات عمدهای در کشور هستيم. زمانی صحبت از چپ و راست، زمانی ديگر صحبت از جبهه ارزشی و غيرارزشی بوده و امروز میبينيم اين تقسيمبندی، تقسيمبندی کاملتری {است} و به جريانی به نام جريان اصولگرايی رسيده است که به نوعی میتوان گفت انقلابی در انقلاب، توسط مردم و بسيجیها بود.
... بايد از اين جريان مراقبت و آن را کامل و ضعفها را برطرف کنيم. جريان اصولگرايی بعد از گذشت ۲۵ سال از انقلاب دوباره زنده شده است و اکنون در حاکميت دو قوه از سه قوه کشور قرار گرفته؛ البته قوه قضاييه حسابش جداست و انشاءالله همين اصولگرايی را دنبال کند.
... امروز در قوه مجريه و مقننه جريان اصولگرايی حاکم است. از اين رو اگر بسيج میخواهد در اين رابطه کاری کند، ابتدا بايد از اين جريان مراقبت و در حفظ ، توسعه و پيشرفت آن و برطرف کردن نقاط ضعفش تلاش کند.
... از آفتهای جريان اصولگرايی بیتوجهی به بحثهای مديريتی و هماهنگی و اختلاف نظرها است. البته اين اختلافنظرها طبيعی است و همانطور که امام (ره) میفرمودند اختلاف نظرها رحمت و نعمت است و مطمئنا اين اختلاف عقيدهها نيز چنين است. بنابراين همه بايد در جهت پويايی اين جريان حرکت کنيم ... امروز شاهد وحدت تشکيلاتی در بين جريان اصولگرا هستيم و با وجود اين که نتايج کارهای اين جريان مشخص است اما اين جريان آسيبپذيری نيز دارد که بايد از آن مراقبت و حمايت کنيم.از اين رو با توجه به مشکلات موجود وظيفه قشر جوان و دانشجو اين است که به اين جريان توجه کنند. البته در بين اقشار مختلف بسيج قشر دانشجو تکليف خاصی بر دوش دارد و میتواند جنبههای راهبردی اين جريان را تبيين کند.
...تا کنون وحدت بين جريان اصولگرايی که مساله استراتژيک و مهم اين جريان نيز به شمار میآيد، حفظ شده است و بايد تلاش کنيم که اين وحدت هم چنان حفظ شود و هر جريانی از بسيج بايد در اين راه تلاش کند. جريانی که مقابل جريان اصولگرايی قرار دارد اکنون برای شما خيلی شفافتر از گذشته است. اما اين موضوع برای اقشار ديگر به اين روشنی نيست.از اين رو اميدواريم خداوند متعال کمک کند که به وظيفه انقلابی و بسيجی خود عمل کنيم. اسلام در دو مقطع، با حکومت اسلامی مواجه بود : يکی از اين مقاطع صدر اسلام بود که بلافاصله بعد از رحلت پيامبر به انحراف کشيده شد و به مرور زمان به پادشاهی تبديل شد و اسم و رسمی از حکومت اسلامی باقی نماند. يکی ديگر از اين دوران که با مجاهدت امام(ره) و مردم شکل گرفت، انقلاب اسلامی ايران است که دوباره حکومت اسلامی که آرزوی پيامبر و ائمه بود و به قول امام(ره) همه ائمه به دنبال تشکيل حکومت اسلامی بودند، شکل گرفت و امروز اين حکومت به دست شما عزيزان رسيده است. جعفری با تاکيد بر اين که امروز به نظر میرسد مرحله تثبيت انقلاب اسلامی را در داخل کشور پشت سر گذاشتهايم، گفت: در مقطعی هفت هشت ساله شاهد تلاشهای بسياری برای توقف انقلاب و انحراف آن در داخل، در عمل و سخن بوديم. ولی با اتفاق رخ داده در سه چهار سال اخير و تغيير رويکرد مردم نسبت به جريان انقلاب، اهداف و انديشههای آن، باعث شد که تثبيت انقلاب در داخل، نااميدی دشمنان انقلاب را در داخل رقم زند. البته نمیتوان از نااميدی کامل آنها با اطمينان سخن گفت. »
سید احمد علم الهدی امام جمعه مشهد و از یاران مصباح یزدی در مورد سخنان خمینی در مورد دوری نظامیان از انتخابات اینگونه می گوید و امام را دشمن می گرداند :
« ...معنای این که بسیج در سیاست دخالت نکند، این است که بسیج سکولار و بیدین شود، در صورتی که همه محور بسیج دین، ایمان و اعتقاد به خداست . امام رحمة الله علیه هیچگاه چنین چیزی نفرمودند و شما حواستان جمع باشد که مورد سوء استفاده دشمنان قرار نگیرید ... سپاه در همه صحنههای سیاسی بسیج حضور دارد و باید حضور داشته باشد و من از فرماندهان میخواهم که در جلسات مقابل این شایعهها مقاومت کنند ...در زمان انتخابات مجلس دوم یا سوم بود که امام رحمة الله علیه فرمودند نیروهای نظامی اعمال نفوذ نکنند. یعنی مردم را به زور وادار نکنند که به چه کسی رای بدهند، چرا که خلاف انتخابات آزاد است و از اول انقلاب تا به امروز الحمدالله این کار صورت نگرفته است... اولین بسیجی و فرمانده بسیج در تاریخ اسلام امام رضا علیهالسلام است. چرا که در حقیقت ایشان در برابر جریان استکباری و غاصب مامون به عنوان اولین امام و رهبر مانور بسیج را به منصه ظهور گذاشتند. ما سابقه بسیج را از امام رضا علیهالسلام داریم و این که امام خمینی رضوان الله تعالی علیه فرمان ارتش 20 میلیونی میدهند، یک نقطه تجربه شده در زندگی سیاسی حضرت رضا علیهالسلام بود....امروز پس از 29 سال دشمن به این نتیجه رسیده است که از بیرون نمیتواند انقلاب را بین ببرد، چرا که در جنگ 8 ساله این مساله را تجربه کرد. جنگ، انقلاب را بیمه و نظام را تثبیت کرد. چرا که قبل از جنگ انقلاب ما مثل آب لرزان بود و جریانات مختلف فکری مانند مارکسیستهای ملحد، منافقهای مشرک و فرصتطلبانی که ماسک دین زده بودند، اما دستشان در دست آمریکا بود از نظام اسلامی سهمخواهی میکردند. 8 سال جنگ و خون شهدا معلوم کرد که انقلاب باید دست چه کسی باشد و امروز کار به جایی رسیده است که مردم حاضر نمیشوند یک فرد کمتر از حزباللهی ذوب شده در ولایت را قبول کنند. جنگ عملیات روانی دشمن این گونه است که به مقاومت شما حرکت ضد دموکراتیک، ضد آزادی، خشن و چماقداری اتلاق میکنند و شما باید حواستان جمع باشد، ...سوژه این عملیات روانی قرار نگیرید، چرا که آن چیزی که برای شماست خشونت نیست، بلكه مقاومت است، یعنی نیروی مقاومتی که هیچچیزی نمیتواند تکانش بدهد . »
چرا و چگونه سپاه وارد سیاست داخلی و خارجی کشور شد:
اكبرگنجی در مطلبی اشاره ای ناقص به این موضوع دارد . وی می نویسد :
« ...آقای خمينی به شدت مخالف دخالت نظاميان( يعنی سپاه) در امور سياسی بود و لذا در موارد عديده مخالفت علنی خود را به شدت تمام اعلام داشت . به این دلایل
-آقای خمينی يکی از مراجع مسلم تقليد بود، اين امر پايگاه مهمی در حوزه های دينی و توده های ديندار برای وی فراهم می آورد.
-آقای خمينی رهبر انقلاب و شخصيتی کاريزماتيک بود.
-او برای زمامداری سياسی به ورود نظاميان به عرصه ی سياست و اقتصاد نيازی نداشت.
اما آقای خامنه ای فاقد همه ی اينها بود.
- حتی جامعه ی مدرسين حوزه ی علميه قم حاضر نبود وی را به عنوان يکی از مراجع تقليد به مردم معرفی کند.
سپاه پاسداران پس از محاصره اجلاس جامعه ی مدرسين موفق به دريافت گواهی مرجعيت آقای خامنه ای از آنان شد.
- آقای خامنه ای نه رهبر انقلاب بود، و نه شخصيتی کاريزماتيک دارد. از اين رو ،استفاده از نظاميان، برای يک رهبر غير دموکراتيک، تنها راه پيش روست.
-آقای خامنه ای از ابتدا به کارهای نظامی- امنيتی علاقه داشت. وقتی دکتر چمران در کابينه بازرگان وزير دفاع شد، او هم زمان معاون وزير دفاع و نماينده ی آقای خمينی در وزارت دفاع بود.
- در ستاد مشترک ارتش مستقر شد. ری شهری را به عنوان رئيس دادگاه ارتش معرفی کرد.
-در جريان کودتای نوژه از نزديک مسائل را تعقيب می کرد.
- آقای خامنه ای در مقام رياست جمهوری، با اين استدلال که برای رئيس جمهور چيزی باقی نمانده، می گفت سازمان اطلاعاتی نظام بايد زير نظر رئيس جمهور باشد.
-وقتی به عنوان رهبر از سوی مجلس خبرگان انتخاب شد، در اولين ديدار اعضای هيأت دولت با وی، "نظريه رعب" خود را با آنها در ميان می گذارد. براساس تلقی آقای خامنه ای از قرآن و تاريخ اسلام، يک اقليت فداکار با ارعاب و ترور توانست اکثريت خاموش را دور خود گرد آورد و بر آنها حکومت کند. آقای خامنه ای به اعضای کابينه ی مهندس موسوی گفت : "حکومت بايد متکی بر يک جمع فداکار باشد. اکثريت مردم در حکومت خاموشند. يک جمع فداکار می تواند از طريق ايجاد رعب حکومت را پايدار نگاه دارد".
-آقای خامنه ای رفته رفته پای سپاهيان را به سياست و اقتصاد ايران گشود و هر چه زمان پيش رفت، اين حضور و دخالت بيشتر و پر رنگ تر شد.انتصاب سپاهيان به رياست صدا و سيما يکی از مصاديق اين پروژه بود. هريک از فرماندهان نظامی که بخواهد در يک پست سياسی مشغول به کار شود، بايد اجازه ی رهبر جلب شود.
-در هفتمين دوره ی مجلس شورای اسلامی، تعداد بيشتری از نظاميان به مجلس راه يافتند
-.پس از آنهم در انتخابات شوراهای شهر تعداد ديگری از آنها وارد شوراهای شهر شدند.
-در حوزه ی اقتصاد، از آغاز زمامداری خامنه ای، نه تنها امتيازهای بسياری به نظاميان داده شد، بلکه رفته رفته پروژه های اقتصادی کلان به سپاه واگذر شد.
-در انتخابات دوم خرداد ۷۶ ذوالقدر به طور جدی برای پيروزی ناطق نوری فعاليت می کرد.
-دخالت فرماندهان سپاه و بسيج در مسائل سياسی، برای نابودی اصلاحات، در دوران اصلاحات افزايش يافت.
...حضور اينان در عرصه ی سياسی در سه دوره رياست جمهوری گذشته است.در اينجا به برخی از موارد گسترش حضور نظاميان در عرصه ی سياست و اقتصاد در دوره ی احمدی نژاد اشاره خواهد شد:
-در دوره ی احمدی نژاد بودجه ی نظامی ايران، نسبت به دوره ی خاتمی، دو برابر شد.
-تعداد افراد نظامی حاضر در مجلس، کابينه، استانداران، معاونين وزرا، شهرداری ها و شورا های شهر بسيار رشد کرده است. بيشتر نيروهای معرفی شده توسط احمدی نژاد دارای سوابق نظامی ، اطلاعاتی و دادستانی هستند.
-حضور نهادهای نظامی در فعاليت های اقتصادی افزايش چشمگير پيدا کرده و رسميت يافته است.
-واگذاری قراردادهای نفتی به سپاه پاسداران ، يک نمونه از اين گونه فعاليتهاست.
- نمونه ی ديگر، " حل و فصل" اختلافاتی است که در مورد فعاليت های غير قانونی اين نهادها وجود داشته و به آنها جنبه ی رسمی و قانونی بخشيده است.کل نوار شمال تهران در ارتفاعات البرز در دهه های ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ به زير شهرک های مسکونی، آپارتمان سازی و غيره رفت. سازنده ی تمام اين پروژه ها نيروهای نظامی و انتظامی (سپاه، ارتش، نيروی انتظامی) بوده اند.شهرداری ها تادوره ی احمدی نژاد از صدور پايان کار ساختمانی به اين ساخت و سازها خود داری کردند و اين امر امکان رسميت يافتن و دريافت سند قانونی برای اين واحدها را ناممکن می کرد.در دوره ی احمدی نژاد شهرداری برای تمام اين واحد ها پايان کار صادر کرد و در برابر آن، از ماشين آلات اين نهادها در پروژه های شهرداری ها استفاده کرد.دريافت "پايان کار" و رسميت يافتن اين تأسيسات ارزش آنها را به شدت بالا برد ، آنها را از خدمات کامل شهری و حمل و نقل بهرمند ساخت و باعث جا به جا شدن مقادير عظيم سرمايه شد.
-دستيابی بيشتر اين نهادها به اعتبارات بانکی و وام های ارزان. يکی از مشکلات نظام بانکی "بدهی های معوقه" است. بخش بزرگی از مشتريان بد حساب و دارای "بدهی معوقه" شرکت های اقماری نهادهای نظامی و انتظامی و امنيتی هستند.
-آخرين مورد ثروتمند کردن نظاميان، "طرح تشکيل سازمان بسيج سازندگی" جديدترين مصوبه ی مجلس است که پروژه های اقتصادی را به بسيج واگذار کرد. اين طرح به شدت تبعيض آميز،دستگاه بورکراسی دولت را بزرگتر و بخش خصوصی را منتفی می سازد[۱۹].»در نوشته گنجی برخی از مسائل که توضیح داده اند درست است و در خور تشکر و سپاس . اما باید بر آن افزود دخالت های سپاه پاسداران و نیروهای بسیج قبل از این دوره هایی است که او ذکر کرده است .قطعا هم او و هم دیگر خوانندگان عزیز می دانند که سپاه قبل از آمدن خامنه ای بر سر کار در مقام رهبری نیز در بسیاری از برنامه ها دخیل بوده است که به برخی از آنها اشاره می شود :
- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در تصرف سفارت امریکا .
- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در انقلاب فرهنگی .
- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در سرکوب مردم قبل از کودتای سال 60 .
- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در انجام کودتای سال 60 تحت رهبری خمینی و سران حزب جمهوری اسلامی . - دخالت نیروهای سپاه پاسداران در دستگیری و اعدام جوانان وطن در سالهای بعد از 60 و در کشتار سال 67 در ندانهای کشور .
- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در خرید و فروش های نظامی و غیر نظامی در دوران جنگ .
- دخالت نیروهای سپاه در سرکوب مردم به دلیل پوشش آنها .
- دخالت نیروهای سپاه در حمله به کتابفروشی ها و نشریات و سینماها.
- دخالت نیروهای سپاه در حمله به اجتماعات مردمی و سخنرانی ها .
- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در ساخت و تشکیل اسکله و بنادر غیر مجاز .
- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در واردات کالاهای اساسی .
- دخالت نیروهای سپاه و بسیج در توزیع کالاهای اساسی .
- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در سرکوب دانشجویان – معلمان – کارگران – زنان و ...
- دخالت نیروهای سپاه در مراکز مختلف اعم از : صدا وسیما و وزارت ارشاد و وزارت کشور و وزارت امور خارجه و وزارت آموزش عالی و وزارت اطلاعات و فن آوری و وزارت آموزش و پرورش و وزارت راه و ترابری و بنیاد مستضعفان و ستاد اموال امام و رهبری و ستاد امر به معروف و نهی از منکر و ستاد ائمه جمعه و جماعت و ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز و سازمان فرهنگ و ارتباطات و سازمان تبلیغات اسلامی و سازمان تربیت بدنی و اکثر فدراسیون ها و تیم های ورزشی و سازمان اوقاف و حج وزیارت و سازمان گمرکات سراسر کشور و راهنمایی و رانندگی کل کشور و قوه قضائیه ( در کار دادگاههای انقلاب از اول و در کار بقیه دستگاه قضائی بخصوص از زمان حکومت خاتمی بدین سو ) .لازم به ذکر است که این نیروها قبل از اینکه وارد این مراکز شوند در ادارات و یا سازمانها و شرکتهایی مشغول به کار بوده اند و بعد از شرکت در جنگ و حتی در همان زمان جنگ با این مراکز در ارتباط بوده اند و بعد از جنگ نیز برخی از این نیروها به سازمانها و محل های خود برگشته اند و در محلهای کار خود، به پست ها و مقاماتی جدید رسیده اند و دامنه نفوذ و تسلط را گسترش داده اند .البته بعد از انتصاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری، این گسترش شدت یافته است .
سپاه به دخالت در انتخابات قانع نیست، بلکه میخواهد فرماندهانش هم کرسی های مجلس را به تصاحب در آورند. در دوره هفتم مجلس تعدادی از فرماندهان در انتخابات شرکت کرده و به مجلس راه یافتند. گفته میشود حدود ۷۰ ـ ٨۰ نفر از نمایندگان مجلس هفتم به سپاه وابسته هستند. سپاه برای بالا بردن سهم خود در مجلس آتی، چند ماه قبل ۵۰ تن از فرماندهان خود را برای شرکت در انتخابات از سپاه مرخص کرد. چرا سپاه پاسداران میخواهد در مجلس حضور یابد؟ چرا سپاه پاسداران فرماندهان خود را که برای تربیت آنها سرمایه گذاری سنگینی کرده، از سپاه بیرون کشیده و راهی مجلس میسازد؟ آیا هدف سپاه صرفا تامین کادر برای جمهوری اسلامی است؟ آیا جمهوری اسلامی از کمبود کادر سیاسی و عناصر واجد شرایط برای کاندیداتوری مجلس رنج می برد که سپاه مجبور شده است عناصر نظامی را که فاقد تجربه در عرصه سیاسی هستند، وادار به استعفا از سمت نظامی کرده و از آنها بخواهد که وارد عرصه انتخابات شوند؟آنچه مشخص است جمهوری اسلامی باندازه کافی در طی نزدیک به سه دهه کادر پرورش داده و از کمبود کادر رنج نمی برد. بنابرین حضور نظامیان در مجلس ناشی از کمبود کادر سیاسی نیست، بلکه از انگیزه های دیگری ریشه میگیرد که میتوان به چند مورد آن اشاره کرد:
۱. سپاه پاسداران به کار نظامی قانع نیست و فرماندهان سپاه ولع سیری ناپذیری برای کسب قدرت و حضور در ساختار سیاسی دارند. گرچه از میزان حضور فرماندهان سپاه در مقامهای دولتی آماری در دست نیست، ولی با یک نگاه میتوان این امر را به وضوح مشاهده کرد.
۲. مجلس محل قانونگذاری است. سپاه همچنانکه میخواهد در کابینه حضور داشته باشد و در اداره کشور سهیم گردد، در قانونگذاری هم میخواهد مشارکت داشته باشد.
٣. سپاه بدون اینکه اذعان کند میخواهد همانند احزاب سیاسی در جامعه ما عمل کند. حضور در مجلس به تامین این هدف کمک میکند.
۴. سپاه سالها است که به فعالیت اقتصادی می پردازد. در پرتو فعالیت اقتصادی سپاه، فرماندهان و نزدیکان آنها به ثروتهای کلانی دست یافته، شرکتهای تولیدی، ساختمانی و تجاری راه انداخته و در تعدادی از شرکتها صاحب سهم شده اند. سپاه با حضور در مجلس میخواهد از منافع اقتصادی خود و فرماندهانش دفاع کند.
-خطر نهادینه شدن دخالت سپاه در انتخابات و حضور در مجلس : دخالت سپاه در انتخابات و حضور فرماندهان در مجلس شورا، پیآمدهای فوق العاده زیانباری برای کشور ما دارد. سپاه از این حضور بسود منافع اقتصادی خود بهره میگیرد. اگر دخالت سپاه در انتخابات و حضور در مجلس تداوم یابد، این امر به تدریج نهادینه شده و جزو ساختار سیاسی کشور ما خواهد شد. در چنین صورتی منفک کردن سپاه از انتخابات، مجلس و ساختار سیاسی کشور به امر فوق العاده دشواری تبدیل خواهد گشت. لذا از هم اکنون لازم است که به کار روشنگرانه دست زد و از نیروهای سیاسی درخواست نمود که خواست بازگشت فرماندهان سپاه به پادگانها و منحصر شدن فعالیت سپاه به امر نظامی را در شعارها و برنامه خود قرار دهند.آنچه مسلم است جای فرماندهان سپاه در مجلس و دولت نیست و قاچاق کالا، راه اندازی شرکتهای ساختمانی، تجاری و صنعتی در چارچوب وظائف سپاه نمی گنجد. جای فرماندهان نظامی در پادگانها است و وظیفه سپاه حفاظت از مرزهای کشور در مقابل تجاوز کشورهای دیگر است...
سپاه- حزب سیاسی مسلح - کودتا...2

هنوز چند ماهی از شروع جنگ نگذشته بود که سران کودتا به این نتیجه رسیدند که اگر بنی صدر جنگ را با پیروزی به پایان رساند، توانی برای قدرت طلبان نمی ماند و نخواهند توانست مراحل بعدی کودتا را اجرا کنند . در آن روزها که ارتش ایران زیر ضربات شدید کسانی چون بهشتی و ری شهری و محسن رضایی و خامنه ای قرار گرفته بود تا مگر شیرازه آن را چنان از هم بپاشند که از آن جزنامی باقی نماند، بنی صدر نسبت به خطر تجاوز نظامی به ایران هشدار می داد و دست بکار تجدید سازمان ارتش و بالا بردن توان رزمی آن بود . تجاوز عراق به ایران زمانی انجام گرفت که نیروهای سه گانه ارتش، بخصوص نیروی زمینی ، هنوز توان رزمی خود را بدست نیاورده بودند . زیر ضربات دشمن، بنی صدر ارتش را از سازمان مردم سالار برخوردار کرد و این ارتش توانست پیشروی دشمن را متوقف کند و ابتکار عمل را بدست آورد . از ماه دوم جنگ، این ارتش ایران بود که حمله های خود را به ارتش زمین گیر شده عراق آغاز کرد . از آنجا که سران حزب جمهوری اسلامی و بخشی از پاسداران مرتب در کار ارتش اخلال می کردند، بنی صدر همه روز در جبهه های جنگ حاضر بود . قدرت طلبان با این شعار که نیمی از ایران برود بهتر از آنست که بنی صدر پیروز شود، در تهران، همچنان مشغول دسیسه چینی بر ضد رئیس جمهوری بودند . آنها ، به دست خمینی ، افراد سپاه را در تهران و شهرهای بزرگ نگاه داشتند و از آنها در تعطیل باشگاههای سازمانهای سیاسی و تعطیل روزنامه ها استفاده می کردند . همزمان، وظیفه حکومت رجائی و مجلس را ضدیت با رئیس جمهوری می کردند . با مرور کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی ، در آن سالها متوجه می شویم که سپاه پاسداران ، بخشی که در اختیار سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب جمهوری اسلامی بود ، در کودتا بر ضد بنی صدر نقش مهمی ایفا کرده است . هاشمی رفسنجانی در « عبور از بحران » ما را آگاه می کند که در مرحله پایانی کودتا، در خرداد 60، از جبهه ها افراد سپاه را به تهران منتقل کرده اند . هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطرات خود از رفتن به همراه بهشتی جهت بازدید از نیروهای سپاه خوزستان که در پارک ارم مستقر شده بودند می نویسد. نقش محسن رضایی و خسرو تهرانی و علی شمخانی و رضا سیف اللهی و... که از جمله سرداران سپاه بودند در کودتا به خوبی نشان می دهد که این سرداران با دستور سران کودتا وارد کارهای سیاسی شده و برای مقابله با رییس جمهوری ، مأمور بوده اند مانع از اجتماع مردم در اعتراض به کودتا ، بهنگام بررسی طرح «عدم کفایت سیاسی» رییس جمهوری و حمله به اجتماعات مردم در آن روزها و همکاری با « دادگاه انقلاب » در دستگیریها و اعدامها بوده اند . هاشمی رفسنجانی ، در همان کتاب، می نویسد این نیروها را برای دفاع از انقلاب و مجلس به تهران فرا خوانده بودند.افراد نظامی که حق دخالت در سیاست را نداشتند، بنا بر کتاب « عبور از بحران » در تمامی جلسات که برای اجرای این یا آن بخش از کودتا تشکیل می شد، شرکت داشتند . بخش مهمی از اجرا نیز برعهده آنها بود . با شرکت در این جلسات و ایفای نقش تعیین کننده بود، که گردانندگان سپاه متوجه شدند ستون فقرات رژیم جدید هستند . بیرون راندن مردم از صحنه ، مردمی که مخالفتشان با کودتا چنان عیان بود که خمینی می گفت : اگر 35 میلیون نفر بگویند بله، من می گویم نه ، دیگر پایگاه رژیم نبودند . بدین ترتیب، معامله پنهانی بر سر گروگانها با گروه ریگان و بوش و با کودتا ، نقش سپاه در جنگ و در سیاست داخلی و خارجی ( ایران گیت ) ، روز افزون شد . بیهوده نیست که این سرداران تا امروز، همواره در بهترین مقامات کشوری و سیاسی و نظامی قرار داشته اند و دارند و هرگز مورد سئوال و یا بازخواست قرار نگرفته اند .در بهار 60، دشمن متجاوز آماده قبول صلح و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس آماده پرداخت غرامت به ایران بودند . با پذیرفتن پیشنهاد کشورهای غیر متعهد از سوی رژیم صدام ، جنگ می باید در خرداد 60 پایان می پذیرفت . از این رو، بهشتی و هاشمی رفسنجانی و خامنه ای نزد خمینی رفتند و به او گفتند : امروز اگر همه روحانیت بر ضد بنی صدر شود، از پس او بر نمی آید . فردا که جنگ را تمام کرد، سوار تانكهایش می شود و به تهران می آید . آن وقت شما هم دیگر حریف او نخواهید شد . این شد که مانع از آمدن هیأت کشورهای غیر متعهد و آوردن پاسخ موافق صدام به پیشنهاد غیر متعهدها شدند و به کودتا شتاب بخشیدند . بنی صدر در هشدارنامه 22 خرداد، تأکید کرد که یکی از هدفهای کودتا، ادامه دادن به جنگ است . زیرا هم انگلستان و امریکا و اسرائیل بدان نیاز دارند و هم بازسازی استبداد بدون آن نمی شود . آن ایام، آنها که مشغول زد و بند با قدرتهای خارجی شده بودند، در ضرورت جلوگیری از پایان پیروز جنگ، متحد بودند . از جمله، مهندس غرضی که بعنوان استاندار خوزستان، از هیچ کارشکنی دریغ نمی کرد و بعدها یکی از طرفهای انگلستان در ایران شد، در آن ایام گفته بود : ما حاضریم خوزستان را از دست بدهیم اما بنی صدر پیروز نشود . در همان زمان که در جبهه ها جنگ جریان داشت و کشور نیازمند حضور نیرهای رزمنده در جبهه ها بود، نیروهای سپاه به تهران آورده شده بودند و روحانیون قدرت طلب شعار می دادند : بنی صدر از حضور سپاهیان در جبهه ها جلوگیری می کند و به آنها اسلحه سنگین نمی دهد و... حال آنکه آنها بودند که به سپاه در شهرها برای تصرف قدرت نیاز داشتند . به قول سردار فضلی هنوز بیش از 34 روز از شروع جنگ نگذشته بود که ارتش ایران توانسته بود نیروهای عراقی را از بسیاری از شهرها خارج سازد . بر اساس برنامه گذاری فرماندهان ارتش، قرار بر این بود که طی دو ماه اول ، ارتش ایران قوای عراق زمین گیر کند و آنگاه ابتکار عمل را از آن خود کند . در عمل، در همان ماه اول، ارتش عراق زمین گیر شد . در ماه ششم جنگ، صدام و سران عرب نگران شکست ارتش متجاوز شدند و آماده قبول صلح و پرداخت غرامت گشتند . یکی از دلایل سانسور مداوم اولین رییس جمهوری این است که اگر قرار بر انتشار حقایق شود، خمینی و هاشمی رفسنجانی و خامنه ای و... و همه سرداران سپاه و کسانی چون بهزاد نبوی و آرمین و حجاریان و تاج زاده و امین زاده و ... می باید در باره نقش خود در گروگانگیری و پاشاندن شیرازه ارتش ، و انتخابات قلابی مجلس اول و کودتا و طولانی کردن جنگ توضیح بدهند . می باید در باره ایران گیتها توضیح بدهند . می باید بگویند حکومت انگلستان با چه کسانی ارتباط داشت و آن کسان چه مقامی داشتند که انگلستان توانست از طریق آنها جنگ را طولانی کند . درخور یادآوری است که آلن کلارک، بمناسبت ایران گیت انگلیسی ، در دادگاه گفت : جنگ ایران و عراق در سود انگلستان و غرب بود اسباب ایجاد و ادامه آن را فراهم کردیم . جنگ را از طریق رژیم صدام ایجاد کردند و از طریق رژیم خمینی اسباب ادامه آن و قربانی شدن یک نسل را فراهم آوردند . عواملشان در رژیم خمینی چه کسانی بودند ؟ از آن روز ها تا امروز، رژیم خون می ریزد . آمران روحانیان قدرت طلبند . اما مأموران کسانی بوده اند که به نوبه خود آمر بوده اند و سپاه را وسیله جنایت و خیانت و فساد رژیم کرده اند .
آنها که در آن کودتای ننگین شرکت کردند ، اینها هستند :
● روحانیان : خمینی ، هاشمی رفسنجانی ، بهشتی ، خامنه ای ، با هنر و...
● در سپاه پاسداران ، محسن رضایی – محسن رفیق دوست –غلامعلی رشید – رضا سیف اللهی – محمد باقر ذوالقدر – رضا امراللهی – خسرو تهرانی و ...
● کمیته ها ، بهزاد نبوی – علی فلاحیان – مهدوی کنی و ...
● دادگاه انقلاب ، محمدی گیلانی - اسدالله لاجوردی – اسدالله بادمچیان – احمد توکلی - عسکر اولادی – باهنر – تاج زاده – عباس عبدی – روح الله حسینیان - موسوی تبریزی – هادی غفاری – محمد یزدی – جنتی – دعاگو و...
● اطلاعات نخست وزیری ، سعید حجاریان - فریدون وردی نژاد – و...
● از اینها برخی ، در سال 60 ، با استفاده از افراد سپاه، دست به کشتار بیش از 4000 نفر از مردم ایران که خواهان آزادی بودند زدند. نامهای بیشتر از 2000 تن از اعدام شدگان در دست هستند . در شهرهای مختلف ، یا بستن تظاهر کنندگان به رگبار گلوله و ترور شمار بسیاری را کشتند .
نقش کسانی که با کودتا به فرماندهی سپاه رسیدند در طولانی کردن جنگ و بالا بردن میزان تلفات : با انجام کودتا بر ضد بنی صدر و قبضه دولت ، شعار « جنگ ، جنگ تا رفع فتنه در جهان » و « راه قدس از کربلا می گذرد »، بنا را بر ادامه دادن به جنگ گذاشتند . فرماندهان سپاه می خواستند با استفاده از جنگ، سپاه را ارتش اول کنند و در اداره دولت در شمار تصمیم گیرندگان قرار گیرند، بعد از روحانیان قدرت طلب که جنگ را برای برقرار کردن استبداد خویش لازم می دیدند، بیشتر از همه طرفدار ادامه جنگ بودند . این شد که از موجهای انسانی در جنگی که دامنه آن را گسترده می کردند، استفاده کردند .آنها می دانستند که با ادامه جنگ هر اعتراضی را می توانند سرکوب کنند و می توانند ارتش را به تحلیل ببرند و سپاه را حزب سیاسی مسلح بگردانند . تصفیه های گاه خونین در سپاه که در این سه دهه انجام گرفته اند بهترین مدرک بر قصد سران این حزب در تبدیل سپاه به حزب سیاسی مسلح است .این نیروها که آموزشهای نظامی ندیده بودند و از استراتژی و تاکتیک جنگی هیچ نمی دانستند، با سوء استفاده از مردم فداکار کشور، خمینی را وسیله به جبهه کشاندن نوجوانان و جوانان کردند و با قربانی کردن آنها ، توانستند جنگ را طولانی کنند . در طول جنگ، حدود یک میلیون نفر از جوانان این کشور را به کشتن دادند . بیش از سه میلیون نفر از آنان را مجروح و معلول ، وارد شهرهای خود کردند. در طول 8 سال جنگ، فرصت رشد را از نسلی گرفتند و به قول خود، حدود یک هزار میلیارد دلار خسارت به این کشور وارد آوردند .رژیم ولایت فقیه و نیروهای سرکوب گرش که هیچ دلیلی به جز قدرت طلبی بر ادامه جنگ نداشتند، در پایان جنگ با شکست های پی درپی روبرو شدند . کار به جایی رسید که با گریه از خمینی خواستند که با قطعنامه 598 شورای امنیت موافقت کند قبل از اینکه ارتش عراق بار دیگر خوزستان را اشغال نماید .مردم ایران باید به یاد داشته باشند که در پایان جنگ، با وجود این که خمینی جام زهر را سرکشید و مبلغان رژیم با وقاحت تمام گفتند به علت خیانت ملت به دولت در جنگ شکست خوردیم ، اما پس از برقرار شدن آتش بس، هم سران رژیم ولایت فقیه و هم فرماندهان سپاه پاسداران شعار دادند که در جنگ پیروز شده اند . اما حقیقت اینست که پایان جنگ در سال 60، یک پیروزی بود و سبب می شد رژیم های دیکتاتوری از پی هم از پای درآیند . ایران راه رشد را طی کند و امروز پیشرو کشورهای آزاد و رشید باشد . در خرداد 60 ، تلفات ایران در طول جنگ 5 هزار تن و شمار زخمی ها 28 هزار نفر بودند . خسارت چندانی نیز وارد نشده بود . غرامت کلانی نیز به ایران پرداخت می شد . اما روحانیان قدرت طلب و همدستانشان در سپاه، نسلی را قربانی بازسازی استبداد کردند و به قول مک فارلین ، خمینی را ناگزیر کردند جام زهر در دست، در برابر امریکا زانوی تسلیم بر زمین بزند .یه مناسبت بخشی از مصاحبه بهزاد نبوی را نقل می کنیم . در این مورد ، محسن رضایی نیز، در مصاحبه ای ، سخنان مشابهی را بر زبان آورده است :
● مصاحبه بهزاد نبوی با خبرنگاران اعتماد ملی( 4 بهمن ماه 1386 ) :« ...امام در جنگ ايران و عراق چرا آتش بس را پذيرفت؟ اگر می خواست عاشورايی عمل کند پس چرا آتش بس را قبول کرد؟ مگر نگفت اگر اين جنگ ۳۰ سال طول بکشد ما تا آخر ايستاده ايم. پس چرا چنين کرد؟ در نامه يی که بعد از پذيرش آتش بس نوشتند مستدل و قوی و واضح علت تصميم خود را مطرح کردند و همه قبول کردند که اساس انقلاب و نظام در خطر است و خطر اشغال خوزستان وجود دارد. من که در ستاد فرماندهی کل قوا بودم به شما می گويم آن زمان اگر قطعنامه را نمی پذيرفتيم، اين خطر وجود داشت که تمام خوزستان از دست ايران خارج شود. لذا می بينيم امام مسووليت را پذيرفت و گفت جام زهر را می نوشم و آتش بس را اعلام کرد. در عين حال امام عمل به تکليف هم کرده است. عمل به تکليف همان پذيرش آتش بس بود که انجام داد، تکليف مگر چيست؟ تکليف ما اصلاح وضع کشور است. هميشه ما بايد به تکليف عمل کنيم. »
نقش حزب سیاسی مسلح در سرکوب مردم بعد از جنگ :با پایان جنگ و برگشت بسیاری از کسانی که خود را طلبکار انقلاب می دانستند به داخل کشور ، درخواست های نامعقول آنان برای دریافت پست و مقام و امتیازات شروع شد . آنها که در ابتدا می گفتند برای رضای خدا به جبهه ها رفته اند و به قول کوثری حتی از گرفتن حقوق هم خودداری میکردند، با بازگشت به شهرها، مدعی شدند که آنها از کلیه امتیازاتی که چشم پوشی کرده بودند و از دست داده بودند پشیمان شده اند و با دریافت پست و مقام و درجه های آنچنانی تلاش داشتند تا به اصطلاح عقب ماندگی خود را جبران کنند. برخی از این نیروها با بازگشت به شهرها به منصوب شدن به مدیریت بالا و متوسط امیدوار بودند . هاشمی رفسنجانی و خامنه ای نیز که می دیدند با استفاده از این نیروها بود که توانسته بودند دولت را از آن خود کنند و برای بعد از خمینی نیز به آنان نیاز دارند ، با توقعات آنها موافق بودند و ستاره هایی را بر دوش آنان گذاردند . بخشی از اقتصاد را به اختیار آنها درآوردند و راه را برای رسیدن به مقامات اداری برویشان گشودند .این نیروها که متوجه شده بودند سران رژیم نیازمند آنها هستند روز به روز بر خواسته ها و امتیازات خود افزودند به گونه ای که هر روز خواستار یک امتیاز بودند از جمله :
● امتیاز ورود به دانشگاهها با سهمیه خاص برای خود و خانواده ، مادام العمر . در آذرماه امسال محمد رضا مردانی رییس بسیج دانشجویی در همایشی گفته است :« طبق مصوبهاي که در کميته مشترک بسيج دانشجويي و وزارت علوم به رتصويب رسيده است نفرات برتر جشنواره ممتازين بسيج دانشجويي ميتوانند بدون کنکور ادامه تحصيل دهند و در صورت تاييد اين کميته تسهيلات ديگري همچون معافيت از خدمت سربازي نيز به اين افراد اختصاص مييابد».مشيري نماینده مجلس گفته است : « بسيج الان نيز در زمينه کارداني، کارشناسي و کارشناسي ارشد سهميه دارد، البته چون امروز تقريبا ورود فرزندان خانواده شهدا، اسرا و جانبازان به دانشگاهها کمتر شده، وزارت علوم جايگزين اين سهميه 40 درصد بسيج دانشجويي را قرار داد که طبق آن، هر فردي با يک نامه از سوي بسيج محلهاش ميتواند از امتياز سهميه برخوردار شود » . و...
● امتیاز گرفتن رتبه های علمی بدون طی مراحل قانونی .
● امتیاز ساخت دانشگاههای مخصوص جهت دریافت مدارک علمی از جمله دانشگاه امام حسین – امام صادق – مالک اشتر – تربیت مدرس و ...
● امتیاز دریافت مجوز صادرات و واردات کالا .
● امتیاز دریافت مجوز هر گونه نشریه و انتشارات .
● امتیاز دریافت پست های مدیرتی کلان در کشور از جمله وزارت – معاونت – سرپرستی – نمایندگی مجلس – سفارت و...
● امتیاز دریافت سهمیه های استادی و دانشجویی بدون طی مراحل قانونی .
استادان بسيجي در عين حال وظيفه دارند "با مديريت دانشگاهها و دفاتر نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري و ساير تشكلهاي دانشگاهي براي تحقق دانشگاه اسلامي همکاري کنند: تلاش براي ايجاد وحدت حوزه و دانشگاه در جامعه اسلامي. كمك به دولت و نهادها درهنگام بروز حوادث غير مترقبه و شرايط بحراني . مشاركت در انجام تحقيقات مورد نياز كشور از طريق ارتباط با سازمانهاي دولتي و مراكز علمي. مشاركت در برگزاري همايش ها و نشست هاي علمي – پژوهشي. تقويت روحيه همكاري و ايثار در بين استادان دانشگاهها » .
تشکیل تیم های ترور و ترور مخالفان رژیم در داخل و خارج کشور :راه اندازی تیم های تروریستی در داخل و خارج از کشور : از زمانی که این نیروها از جبهه برگشتند تاریخ ایران نشان دهنده ترورهای روز افزون سیاسیون و فرهنگیان در داخل و خارج از کشور است . این امر نشان می دهد که با بازگشت این نیروها از جبهه ها و تشکیل تیم های متحد با وزارت اطلاعات، کار ترورهای مخالفین در داخل و خارج از کشور را شروع کردند . طی مدت 8 سال که با ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و وزارت فلاحیان بر وزارت اطلاعات و فرماندهی محسن رضایی بر سپاه همراه بود،مافياي ترور خامنه اي صدها تن را در داخل و خارج از کشور با برنامه ریزی ومدیریت ترور شدند . سازماندهی ترور ، نخست توسط سپاه ، زیر نظر ذوالقدر ، انجام گرفت . او قصر فیروزه را مرکز کرد و در آن، پرونده های کسانی که باید ترور می شدند، تشکیل و برای تصویب مقام رهبری در اختیار آنها قرار می گرفت . به تدریج، سازمان ترور شکل گرفت و هریک از وزارت خانه و سازمانهای دولتی ( نظیر صدا و سیما ) بخشي از کار ترور را برعهده گرفتند . پس از پایان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی ، سازمان ترور تجدید شد . سازماندهی جدید تحت نظر « بیت رهبری » قرار گرفت . قتلهای سیاسی که رژیم به آنها « قتلهای زنجیره ای » نام داد و به « محفلی ها » نسبت داد، در شمار نخستین ترورهای سازمان جدید ترور بود . به دنبال آنها ، سعید حجاریان ترور شد . در این سازماندهی ، « روحانیان » که کمیته فتوا را تشکیل داده اند و واواکی ها و پاسداران وابسته به مافیاهای نظامی – مالی ، نقش اصلی را دارند . بدین ترتیب، شرکت در ترورها که جنایتکارانه ترین شیوه دخالت در سیاست است، تنها بخاطر تشکیل حزب سیاسی مسلح مسلط بر دولت ، به عمل آمده اند .
بحران سازی ها در داخل کشور : این نیرو که روز به روز از مردم و انقلاب طلب کار تر می شد کار را به جایی رساند که هر کاری را منوط به خود می دانست و از آنجا که رژیم نیز خود را مدیون این نیرو می دانست به هر امتیازی که آنها می خواستند تن می داد تا جایی که آنها را نیز وارد کلیه امور سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی نمود . و این سهم خواهی آنان تا جایی پیش رفت که آنها هم ریاست جمهوری را طلب می کردند و هم نمایندگی مجلس را و هم وزارت را و هم استانداری ها را و هم شهرداری ها را و نمایندگی شوراها را و هم نمایندگی خبرگان رهبری را و هم ....سران سپاه متوجه این نکته شده بودند که دیگر در این کشور جایی برای کار علی وار وجود ندارد. بنابراین تلاش کردند تا هر چه بیشتر به منافع مورد نیاز خود دست یابند . گرفتن قراردادها و امتیازات بسیار زیاد مالی و تشکیل سازمانها و شرکتهای خصوصی تحت پوششی برای سرمایه دار کردن ای نیروها از جمله امتیازاتی بود که نظام به آنها واگذار کرده بود .هر چه به زمان حال نزدیک تر می شویم دخالت کادرها در کلیه امور بیشتر می شود. تا جایی که بسیاری از سران این نیرو با نادیده گرفتن حرفهای امام خودشان تلاش می کنند هر چه بیشتر سهم خود را از قدرت افزایش دهند .طی چن سال اخير به خوبی مشاهده می شود که این نیرو به کمک واواک آمده و برای اینکه بتواند مانع از حرکت اعتراضی مردم و دانشجویان و معلمان و کارگران شود به عمله چماقدار این نظام تبدیل شده است به صورتی که در کلیه تهاجمات به دانشجویان و معلمان و زنان و کارگران سپاهیان و بسیجیان و نیروهای انتظامی در راس سرکوب گران قرار گرفته اند و در واقع رژیم با استفاده از این نیرو و در عین حال با دادن امتیاز به آن ، از وجودش استفاده کرده و مورد استفاده اش قرار گرفته است . بحرانها یی که در دوران خاتمی ایجاد شدند و خاتمی می گفت در 9 روز، یک بحران می سازند، توسط این حزب سیاسی و آلت فعلهایش، انصار حزب الله ( که تحت فرمان افسران سپاه بودند ) و بسیج ایجاد شده اند . در حکومت احمدی نژاد این بحران سازی ادامه یافته است . اما این بار ، بسود حکومت احمدی نژاد و به قصد تحکیم سلطه حزب سیاسی مسلح بر دولت ساخته می شوند .
سپاه قدس و در دست گرفتن بخش حساس سیاست خارجی توسط حزب سیاسی مسلح :
حضور افراد سپاه در سفارتهای خانه های ایران در کشورهای مختلف امر تازه ای نیست . در یکچند از کشورها، سفیران از سپاه پاسداران هستند . اما سیاست خارجی ایران ، در کشورهائی چند یکسره در دست سپاه قدس است . می دانیم که سپاه قدس برای مأموریت در بیرون از مرزهای کشور بوجود آمد . نقش این سپاه در لبنان و فلسطین و عراق و افغانستان و ترکیه ( عملیات تروریستی ) بر کسی پوشیده نیست . به تدریج ، کشورهای آسیای میانه و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس نیز در قلمرو حزب سیاسی مسلح، قرار گرفته است . بودجه ای که در اختیار سپاه قدس برای « صدور انقلاب » است، اندازه نمی شناسد . سپاه قدس سالها دارایی های کشور را صرف هزینه های ویرانسازی در دیگر کشورها کرده است.تا اینکه در سال جاری، امریکا سپاه را یک سازمان تروریستی اعلان کرد . از این رو، از اواسط سال ، فعالیتهای سپاه قدس پوشیده تر شده است . در حقیقت ، کشور چند وزارت خارجه و چند سیاست خارجی دارد . وزارت خارجه اسمی کارش بیشتر اداری است . وزات خارجه اصلی در « بیت رهبری » و سپاه قرار دارد . البته مافیاهای مختلف هریک روابط خارجی و مأموران ارتباط خود را دارند . از این رو است که می بینیم ، لاریجانی ( که از سپاه است ) و یا ولایتی از سوی خامنه ای به روسیه و کشورهای اروپائی می روند و پیشنهادهائی را می پذیرند اما احمدی نژاد یا دیگری توی دهن آنها می زنند . بحران اتمی را گروه بندیهای موجود در این حزب بوجود آورده اند و تشدید کرده اند . زمانی رسید که خطر حمله نظامی به ایران جدی شد . در داخل نیز بحران سازیها سبب بروز جنبشهای اعتراضی گسترده شدند . رحیم صفوی جای خود را به جعفری داد و او دفاع از کشور را وظیفه ارتش و دفاع از « انقلاب » را در داخل کار سپاه دانست . در واقع، از ابتدای امسال سران حزب سیاسی مسلح متوجه شدند که وضعیت در داخل کشور نیز رو به راه نیست و باید برای کنترل مخالفان خود در داخل کشور همه نیروهای خود را آماده سازند . سنجش های افکار پیاپی که انجام گرفتند معلوم کردند اگر رقابت میان « اصول گرایان » یا نامزدهای حزب سیاسی مسلح و نامزدهای دیگر وجود داشته باشد، « اصول گرایان » شکست سختی خواهند خورد . این شد که سردار افشار به وزارت کشور منتقل و مأمور انجام انتخابات فرمایشی شد . انتخاباتی فرمایشی تر از انتخابات دوران پهلوی ها . با این همه، حزب در سیاست داخلی و خارجی با وضعیتی روبرو است که نمی داند چه بایدش کرد . انزوا در منطقه و جهان و ناتوانی در حل مسائل داخلی و افزودن بر مسائل داخلی و خارجی، حزب را در درون کشور و در درون رژیم نیز به انزوا درآورده اند .
سپاه- حزب سیاسی مسلح - کودتا 1

برای کسانی که خود از این نیرو بوده اند و از سالهای ابتدای انقلاب عضو آن بوده و با آن از نزدیک آشنا هستند به خوبی مشخص است که حضور این نیرو ، بعد از انقلاب ، وسیله کار خمینی و دستیاران او در کودتای خزنده بود . از آن پس، در جریان جنگ 8 ساله، به نیروی نظامی اول بدل شد و روز به روز، در سیاست داخلی و خارجی کشور نقشی بیشتر یافت . تا این که اینک خود را عنان دار قدرت می داند و برآنست که آلت بازان دیروز را آلت دست خود کند . امری که عیان است اینست که در حال حاضر، حضور علنی و بدون وحشت این نیرو، در عرصه سیاست ، با تایید « رهبر »است . این حمایت نشان می دهد که خامنه ای به دلیل نیاز به این نیرومانع از حضورش در این حد گسترده نیست .تحول این نیرو را می توان در مراحل مختلف مورد بررسی قرار داد . از آنجا که در سپاه گروه بندیها بوده اند و هستند ، بهتر آنست گروه بندی ها را نیروها بخوانیم و منظور از نیروها را گروههایی بدانیم که در سپاه پاسداران و بسیج و نیروهای امنیتی و حراستی و انتظامی مشغول به کار بوده و هستند .
مرحله تشکیل: بخاطر اوضاع و احوال در هفته های اول بعد از انقلاب، به جای آنکه ساخت قدرت محور ارتش تغییر داده شود ، وجود ارتش و خطر کودتا، دست آویز تشکیل سپاه پاسداران شد . دکتر یزدی که معاون نخست وزیر در امور انقلاب و مأمور تهیه طرحهای انقلابی بود، به گفته خود او، طرح تشکیل سپاه پاسداران را تهیه و به تصویب خمینی و حکومت موقت رساند و به اجرا گذاشت . سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز ، با انگیزه به دست گرفتن قدرت نظامی و مقابله با سازمان مجاهدین خلق تشکیل شد. قرار بر این بود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای مقابله با خطر کودتا و گروههای مسلح ، یعنی سازمان مجاهدین خلق – چریکهای فدایی خلق – گروه پیکار و ... تشکیل شود . گروههای عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به عضویت سپاه در آمدند . در آن دوره، افراد 11 گروهی که قبل از انقلاب در برخی از فعالیت های سیاسی دخیل بودند تصمیم گرفتند که برای حمایت از خمینی گروهی ر ا تشکیل دهند . آن را تشکیل و نامش را سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی گذاردند . این گروهها نخست به عضویت کمیته های انقلاب درآمدند . یعنی از خمینی مجوز تشکیل کمیته ها را دریافت کردند و خود عضو آن شدند . هدف آنها از تشکیل کمیته ها از آن خود کردن قدرت نظامی ای در دولت جدید بود . با ایجاد سازمان و کمیته ، آنها کار دستگیری نیروهای انقلابی رقیب خود را نیز در دستور کار خود قرار دادند . از کارهای اولشان و بسا مهمترین آنها، دستگیری فرزندان آیت الله طالقانی توسط محمد غرضی بود . در آن زمان، او فرمانده یکی از پایگاهها بود . دستگیری فرزندان ، موجب قهر آیت الله طالقانی شد . غیر از فرزندان طالقانی، فرزندان آیت الله لاهوتی و برخی از مسئولان دیگر را نیز دستگیر کردند . جرمشان این بود که چپ بودند . بخشی دیگر از دستور کار این سازمان جذب نیرو و بزرگ کردن سپاه و کمیته ها و فراهم آوردن اسباب انحلال ارتش بود . مرتب از انحلال ارتش شاهنشاهی سخن می گفتند تا جایی که بهشتی، در شورای انقلاب، طرحی برای تشکیل شورائی از نمایندگان شورای انقلاب و سپاه و کمیته ها و دادگاه انقلاب برای اداره کشور و انحلال ارتش ، مطرح کرد . در مخالفت با این طرح، مهندس بازرگان گفته بود کاری که شما می خواهید بکنید کودتا بر ضد رئیس جمهوری است . دست کم صبر کنید او از سفر خوزستان بیاید و در حضور خود او، این طرح را مطرح کنید . بنی صدر مانع از تصویب طرح شد و در نامه ای به خمینی نسبت به قصد تهیه کنندگان طرح که برقرار کردن رژیم استبدادی بود، هشدار داد . یاد آور می شود که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بیانیه ای نیز در باره لزوم انحلال ارتش صادر کرد . اگر در هویت سیاسی آن زمان برخی از نیروهای این سازمان تأمل کنیم متوجه می شویم که از روز اول در پی به دست آوردن قدرت از راه یک حزب مسلح بوده اند .محسن رضایی –محمد باقر ذوالقدر –بروجردی –رحیم صفوی – محسن آرمین – محمد سلامتی و ... کسانی بودند که از همان ابتدای انقلاب ، کار تشکیل حزب سیاسی مسلح را در درون رژیم ، در پیش گرفتند و تا این زمان، مقامات فرماندهی در سپاه و کمیته ها را در اختیار داشته اند . از آنجا که با روحانیان قدرت طلب وابستگی هایی داشتند مورد تایید آنان بودند و با احساس نیاز آن به خود، تلاش کردند تا با استفاده از قدرت روحانیان موجبات گسترش خود را فراهم آورند .
مرحله دخالت در تصرف سفارت امریکا
از جمله مراحلی که این نیروها که در پروسه زمان و به دستور خمینی تبدیل به سپاه پاسداران شده بود دخالت در تصرف سفارت امریکا بود . این نیرو ها که سپاه پاسداران را تشکیل داده بودند و در همان حال کمیته ها را نیز در اختیار داشتند و نیرویی به نام بسیج را نیز به دستور خمینی به عنوان ارتش بیست میلیونی ایجاد کرده بودند با نفوذ در میان برخی از دانشجویان و با حمایت اطلاعات نخست وزیری و نیز با برنامه ریزی سازمانهای جاسوسی امریکا اقدام به تصرف سفارت امریکا نمودند که سالها ایران را در گروگان امریکا نگاه داشت تا به حال .با تصرف سفارت امریکا با مشارکت سپاه و با حضور فعال کسانی چون سیف اللهی و افشار و ضرغامی و ... ، دانشجویان تحت تاثیر و حمایت سپاه دست به کار به اصطلاح افشاگری ها زدند تا به کمک روحانیان قدرت طلب بتوانند مانع از ادامه کار نیروهای وطن دوست و فداکاری شوند که عامل تداوم جبشهای ایرانیان در راستی آزادی و استقلال بودند . محسن رفیق دوست از کمک رضا سیف اللهی برای به قدرت رسیدن محسن رضایی به فرماندهی سپاه قبل از تسخیر سفارت می گوید و رضا سیف اللهی از برنامه ریزی ای که برای تصرف سفارت امریکا، از جمله ایجاد دیده بانی در ساختمانهای روبروی سفارت و مشرف بر آن، در صدا و سیما ، سخن می گوید . وی به عنوان خاطره می گوید: در آن زمان برای اینکه بتوانیم کار نگهبانی از سفارت و چگونگی تغییر شیفت نگهبانان و رفت و آمد ها را کنترل کنیم روزها از طریق ساختمانهای روبروی سفارت با تجهیزاتی که در اختیار داشتیم ، سفارت را تحت دیده بانی و مراقبت قرار داده بودیم .بنا به گفته ضرغامی هنگامی که وارد سفارت شدیم . چون می دانستیم از حمایت نیروهای سپاه برخورداریم و این نیروها آنجا را در کنترل خود دارند، مطمئن بودیم که مورد حمله قرار نخواهیم گرفت . بدین سان بود که نیروهای سپاه پاسداران با حضور در میان دانشجویان و شرکت در تصرف سفارت ، علاوه بر سیاست داخلی ، در سیاست خارجی نیز دست اندر کار شدند و عامل تبدیل امریکا به محور سیاست داخلی و خارجی رژیمی گشتند که خود ستون پایه آن شدند .
قطعی کردن حضور سپاه در عرصه سیاست داخلی از راه سازماندهی سرکوب مردم:
با شروع جنگ و مخالفت های مردم با سران مستبد نظام از جمله خمینی و بهشتی و خامنه اي و ... مردم و دانشجویان برای خارج شدن از وضعیتی که هرگز فکر نمی کردند در آن گرفتارشان کنند، دست به تظاهرات و مخالفت زدند . با بر سر کار آمدن بنی صدر ، بعنوان رییس جمهوری که مردم برگزیده بودند ، قدرت طلبان متوجه شدند که اگر نتوانند مانع از گسترش حمایت مردم از رییس جمهوری شوند و صحنه سیاست در اختیار مردم باقی بماند ، دیگر نخواهند توانست استبداد را باز سازی کنند . این شد که در جلسات مخفیانه - که از جمله در یادداشتهای هاشمی رفسنجانی از آنها یاد شده است- ، طرحهای فراوانی برای مقابله با بنی صدر که از خواسته های مردم دفاع می کرد، پی در پی تهیه و به اجرا می گذاشتند . نامه های هاشمی رفسنجانی در سال 58 و نامه های هاشمی رفسنجانی و بهشتی و خامنه ای و موسوی اردبیلی و باهنر در سال 59 گواه بر این است که قصد آنها بر انگیختن خمینی برای استقرار « سلسله روحانیت » ( به قول مشکینی ) بوده است . همانطور که در نامه خود به خمینی نوشته اند و در گفتگو با او تأکید کرده اند ( به روایت هاشمی رفسنجانی ) ، انتخاب بنی صدر را برهم خوردن طرح ایجاد دولت استبدادی به نام « اسلام فیضیه » میدانستند . این ادعای آنها که ریاست جمهوری بنی صدر موجب می شود تا «اسلام جواهری » و «اسلام مجلسی » به خطر افتد ، خمینی را از این واقعیت آگاه می کرده اند که با ادامه کار بنی صدر، ولایت مطلقه پا نمی گیرد .خمینی و همکاران او ، در این مرحله، با استفاده از « دانشجویان خط امام» ، بدست سپاه پاسداران سفارت امریکا را تصرف کردند و تقلب در انتخابات مجلس اول، مرحله بعدی کودتا بر ضد بنی صدر را که بسیارمهم بود ، فراهم کردند . پیش از آن، لازم بود دانشگاه را بمثابه پایگاه بنی صدر تعطیل کنند . اگر آن روز ، نوار حسن آیت مدرکی بود که معلوم می کرد تعطیل دانشگاه مرحله ای از کودتای خزنده بوده است، از اعترافات امروز برخی از « دانشجویان خط امام » می دانیم که طرح « انقلاب فرهنگی » یا تعطیل دانشگاه ، توسط بخشی از حزب جمهوری اسلامی ( حسن آیت و دیگر کسانی که پیرو بقائی و در خط سید ضیاء بودندازجمله احمدي نژاد واطرافيان فعلي وي ) تدارک دیده شده بود .آنها به خوبی میدانستند تا زمانی که دانشگاهها باز باشد و دانشجویان به دانشگاهها رفت و آمد کنند، انجام مراحل بعدی کودتا بر ضد رییس جمهوری به خوبی انجام دادنی نیست . به همین دلیل برنامه های فراوانی جهت زمینه سازی کودتا طراحی و اجرا کردند تا زمان مناسب را به دست آورند . برای روشن شدن برنامه گذاری این گروه نظامی که در سیاست دخالت می کرد، به سخنان حسن آیت ( بنا بر اسنادی که رژیم خود به دست آورده است ) عامل انگلیس ، در جلسه با محارم خود، باید مراجعه کرد . وی در مصاحبه خود گفته بود که برنامه ای طراحی شده و شامل دامی هائی است که پدر بنی صدر هم نمی تواند ازآنها بدر آید . ما دانشگاهها را تعطیل می کنیم و ... ( نقل به مضمون )
احکام بیدادگاه آپارتاید در مورد برادران مرادپور
و برخی دیگر از فرزندان آذربایجان به اتهام شرکت
در سومین سالگرد قیام ملت آذربایجان در یک خرداد در شاه گلی تبریز

تبریز فردین مرادپوربه شش سال حبس و برادرش مرتضی مرادپور به سه سال حبس محکوم شده اند.
لازم به ذکر است که فردین مرادپور به هنگام بازداشت شدن در اعتراضات سومین سالگرد سلسله قیامهای ضد آپارتاید ملت آذربایجان در منطقه شاه گلی تبریز از ناحیه شانه مورد اصابت گلوله جلادان رژیم فاشیست آریائی قرار گرفته بود.
مجروحیت فردین سبب شده بود تا وی و خانواده اش به شدت تحت فشار ماموران اطلاعات قرار بگیرند. در خبری تکان دهنده و ضد انسانی گفته می شود که مادر معظم، مظلوم و البته شیردل برادران مرادپور حداقل 15 روز را در بازداشت گاه اطلاعات در تبریز سپری کرده است.
همچنین خبر می رسد که روز گذشته فردین مرادپور از ساعت 15 الی 20 شب توسط اعضای اعزامی وزارت اطلاعات از تهران، به نقطه نامعلومی در تبریز منتقل شده و برای ساعتها تحت بازجوئی و تهدید مجدد قرار گرفته است.
از سوی دیگر خبر می رسد که برخی دیگر از بازداشت شدگان اعتراضات سومین سالگرد سلسله قیامهای ضد آپارتاید ملت آذربایجان در تبریز که اسامی یازده تن دیگر از این فدائیان وطن در متن احکام ذیل آمده است براساس اطلاعات دریافتی به زندانهای طویل المدتی بین 3 تا 6 سال محکوم شده اند.
اسامی افتخار آفرین این قهرمانان ملی عبارت است از:
حسن مرادپور، جلال رجب زاده، ناصر بدلی،علی بدلی، علی رحیمی، امین پاشا قره داغی،احد فتحی کندرود، آرش عشق مولان، بهزاد صادقیان فرد، وحید اقاجانی...
سازمان ترور مافیای خامنه ای
و مراحل عملیات قتلهاي زنجيره اي









و...
قتل فروهرها:
مراحل مختلف انجام عملیات در ترورهای داخل کشور، در مورد قتل فروهر ها، از زبان سعید امامی (اعترافات او) و مطالب نشریات به خصوص کیهان در مورد دیگر مقتولین و پیام ها و سخنرانی ها و اطلاعیه ها و مندرجات نشریات، بدین شرح هستند:
مرحله اول کسب اطلاعات:در این مرحله کلیه اطلاعات در مورد سوژه و یا سوژه هائی که باید ترور شود یا شوند، به بیت رهبر، مرکز فرماندهی اطلاعات آن، ارسال می شود .در این مرکز، گروههای خاصی مأمور بررسی اطلاعات هستند. آنها به علامتها و نشانی های تعیین شده توجه مخصوص می کنند. روزنامه کیهان به دلیل اینکه یکی از نشریات بخش رسانه ای مافیاها می باشد، معمولا، با هماهنگی و همکاری با واواک، در مواردی خاص، با دادن نشانی های مخصوص، ورود به عملیات ترور را اعلام می کند. در برخی موارد با هماهنگی کامل با اطلاعات بیت رهبری، بعد از عملیات نیز تبلیغات لازم را تصدی می کند.
دو نمونه از کار روزنامه کیهان:
نمونه اول اول - ماجرای دستگیری مسئولین نشریات دانشجویی دانشگاه امیر کبیر: چندی پیش از کار حسین شریعتمداری، دانشجویان، به هنگام حضور احمدی نژاد در این دانشگاه، تظاهرات مهمی را برپا کردند. اما بهانه ای به دست قوای سرکوب ندادند. چون بهانه ای در دست نیروهای سرکوب نبود، حسین شریعتمداری و روزنامه کیهان، با همکاری واواک، وارد عمل شدند: باندهای اطلاعاتی - نظامی - رسانه ای، بنا بریک برنامه هماهنگ، ابتدا نشریه ای را طراحی و مطالب آن را مهیا ساختند. بعد، در چاپخانه کیهان به چاپش رساندند و توسط افراد نیروی نظامی آن را پخش کردند. پس از آن، روزنامه کیهان فغان برآورد که به رهبری و پیامبر توهین شده است. و مأموران واواک دست بکار شدند و دانشجویان را دستگیر کردند و تحویل «دادگاه انقلاب» دادند. از آن زمان تا به حال، دانشجویان در بند «دادگاه انقلاب» هستند.
نمونه دوم - هر زمان که مافیای خامنه ای به برخورد با برخی از افراد یا اجتماعات نیاز پیدا می کند، ابتدا از چند روز قبل، بخش رسانه ای مافیا، به خصوص روزنامه کیهان، با درج خبر یا شرح حال دروغی سوژه را مشخص می کند. بدین ترتیب معلوم می کند قربانی چه کس و یا چه سازمانی است. به همین دلیل است که بسیاری از سیاسیون و افراد مبارز همیشه صفحات خاصی از روزنامه کیهان را می خوانند تا از نشانی های داده شده توسط این نشریه آگاه شوند و یا اگر مورد خود آنها هستند، فکری به حال خود بکنند.
مرحله دوم، تحلیل اطلاعات: در این مرحله اطلاعات دریافت شده به دقت بررسی و تجزیه و تحلیل می شود. حاصل کار جهت عملیات بعدی به دو گروه ارسال می شود. یک گروه مرکب از افراد «آماده به خدمت» که تعدادشان به صدها تن می رسد کار خواندن مطالب و نکته یابی و ایراد جوئی را بر عهده دارند. با به دست آوردن نکات و ایرادها لازم، آنها دسته بندی می کنند و را تحلیل کرده و دسته بندی نموده و برای گروه دیگر ارسال می کند.
مرحله سوم، بولتن سازی: گروه دیگر، گروه بولتن ساز است. این گروه با اطلاعاتی که در یافت می کنند، بولتن های خاص و تحلیلی را برای شاخه فتوای سازمان ترور، آماده می کنند. سعید امامی در بخشی از اعترافات خود می گوید :«...ما فقط به آقايان اخبار و اطلاعات ميرسانديم و بعد هم منتظر دستور ميمانديم » . این «آقایان» که سعید امامی می گوید به آنها اخبار و اطلاعات می دادیم، «روحانیان» عضو شاخه فتوای سازمان ترور هستند.
مرحله چهارم، فتوای مفتیان: بولتن های آماده شده برای گروه فتوا ارسال می شود. تا آنان با تأمل در اطلاعات، موارد بیانگر ارتداد و یا ناصبی گری را، صد البته با در نظر گرفتن خدا و پیامبر و امام عصر و «مصلحت نظام» احکام قتل را صادر کنند .در این مورد، اعترافات سعید امامی گویا هستند:«...کساني که حذف شدهاند، مرتد، ناصبي و محارب بودهاند ... فلاحيان با وجود آنکه خود حاکم شرع بود، اما معمولاً و در موارد حساس، احکام حذف محاربان را شخصاً صادر نميکرد. او اين احکام را از آيتالله خوشوقت ، آيتالله مصباح، آيتالله خزعلي، آيتالله جنتي و گاها نيز از حجتالاسلام محسني اژهاي دريافت ميکرد و بدست ما ميداد. ...» ( اعترافات سعید امامی) .روح الله حسینیان یکی از عاملان قتل های داخل کشور و خارج از آن، در سخنرانی معروف خود می گوید :ارتداد این آقایان و ناصبی بودن برخی از انها مشخص بود ( نقل به مضمون )وی در برنامه چراغ صدا و سیما نیز می گوید: آنها مرتد و ناصبی بودند .در اطلاعیه گروه جعلی «فداییان ناب محمدی – نواب» نیز به ارتداد و ناصبی بودن مقتولان اشاره شده و گفته شده است که دادگاه آنان با حضور سه قاضی و حاکم شرع برگزار و حکم محکومیت آنها به قتل صادر شده است .
(اطلاعیه های گروه جعلی فداییان اسلام ناب - نواب )
مرحله پنجم، ابلاغ حکم قتل: در این مرحله، بعد از صدور حکم قتل، به دلیل نیاز به انجام شتابان آن، به افراد واسط میان آمر و مأمور ابلاغ می شود. به آنها تأکید می شود که کار می باید در نهایت دقت و اختفا انجام گیرد و نتیجه گزارش شود. در این باره، سعید امامی گفته است:«... حکم مجازات آنها مثل هميشه به ما تکليف شده است و ما آنچه کردهايم اجراي تکاليف شرعي بوده است نه قتل و جنايت... »(اعترافات سعید امامی) .
«...دستور قتل داريوش فروهر و پروانه اسکندري را به روال معمول هميشگي، حجتالاسلام علي فلاحيان به من داد. احکام اعدام ساير محاربين قبلا در زمان وزارت فلاحيان صادر شده بود. ...» ( اعترافات سعید امامی ). برخی دیگر از اعترافات که «حجت الاسلام» پروازی و امیر فرشاد ابراهیمی و کیانوش مظفری نموده اند، در صورت صحت، حاکی از آنند که دستور قتل ها از کانالهای خاصی به آنها می رسیده و آنها را برای انجام عملیات آماده می ساخته اند .( نمونه های حرکت به اصفهان جهت سرکوب مردم و آیت الله طاهری و برنامه ریزی جهت ترور عبدالله نوری در دانشگاه تهران) .
مرحله ششم، زمینه سازی: در این مرحله، گروه رسانه ای وارد عمل می شود و با انتشار اخبار و گزارش و حمله تبلیغاتی، زمینه اجتماعی ترور را فراهم می آورد. مقاله ها نوشته می شوند و در مطبوعات درج و توسط صدا وسیما بازخوانی می شوند تا که زمینه ترور فراهم شود .«...از مدتها پيش قرار بر اين بود که عوامل مؤثر فرهنگي وابسته که توطئه تهاجم فرهنگي را در ايران پياده ميکردند و جمعا صد نفر بودند اعدام شوند. حکم حذف 29 نفر از نويسندگان از مدتها پيش مشخص و احکام قبلاً صادر شده بود که در مورد 7 تن از آن عناصر احکام در دوره وزارت علي فلاحيان اجرا شده بود. وقتي حکم اعدام فروهر به ما ابلاغ شد پرسيديم که تکليف احکام معطل مانده اعضاي کانون نويسندگان چه ميشود که حاج آقا دري نيز گفتند هرچه سريعتر اقدام شود بهتر است و اين بار نيز مثل ماقبل انجام شد با فرق اينکه بجاي ابلاغ از سوي فلاحيان امور از طريق حاج آقا دري نجفآبادي هماهنگ ميشد...( اعترافات سعید امامی) .و نیز توجه شود به نقش روزنامه کیهان در مورد دستگیری فرج سرکوهی و آماده کردن زمینه قتل او و نیز زمینه سازی دستگیری سیعد سیرجانی و به قتل رساندنش.
مرحله هفتم، هماهنگی ها :در این مرحله، جلساتی میان مفتیان با مجریان حکم قتل برگزار می شود تا کاملا توجیه شوند و بدانند که برای خدا این کار را انجام می دهند .
نمونه اول - جلسه «آیت الله» مصباح یزدی و حسین الله کرم است برای توجیه کشتن عبدالله نوری.
نمونه دوم - جلسه سید احمد خمینی و «آیت الله» یزدی است برای توجیه ضرورت شرعی ساکت کردن «آیت الله» شریعتمداری ( کتاب خاطرات محمد یزدی ، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی) .
نمونه سوم – توجیه ضرورت شرعی قتل سید احمد خمینی توسط مصباح یزدی در ملاقات با فلاحیان .
مرحله هشتم ، آماده سازی گروه عملیات: در این مرحله، فرماندهان و ناظران عملیات مشخص می شوند و کار آماده سازی آنها، با دقت طراحی می شود. و برطبق آن، تمرین ها انجام می شوند. کلیه افراد مرتبط با عملیات باید با دقت کار خود را تمرین و آمادگی کامل و همکاری و همآهنگی لازم را پیدا کنند. از جمله
وزارت مخابرات مأمور شنود گذاری می شود
افراد گزیده سپاه پاسداران عملیات حمایت از گروه ترور را تمرین می کنند.
افراد نیروی انتظامی مراقبت از محل انجام ترور را برعهده می گیرند.
مأموران وزارت کشور خود را آماده کارهای لازمی می کنند که بعد از انجام ترور باید بعمل آورند. و...
سعید امامی در باره ترور فروهر ها می گوید :«...از روز قبل من تیم را آماده باش داده بودم و شب قبل هم شبیه سازی عملیات را انجام دادیم ،کار در سه گروه انجام شد ،...قبلا، ما کروکی خانه را داشتیم و مشکلی نبود و تلفن خود منزل را هم چک کرده بودیم و می دانستیم که فقط آن دو نفر در خانه هستند ( روشن است که مخابرات کار شنود را انجام می داده است) ( اعترافات سعید امامی) .در جریان سقوط اتوبوس نویسندگان زمانی که اتوبوس به دره سقوط نمی کند و نویسندگان جمع می شوند به ناگاه سرو کله افراد واواک و انتظامی پیدا می شود. چرا؟ زیرا از پیش، در جریان طرح ترور نویسندگان بوده اند.در جریان مفقود شدن فرج سرکوهی نیز، همه مأموران واواک، وزارت امور خارجه،اداره گذرنامه، نیروهای انتظامی و ... هماهنگ بودند زیرا در جریان امور قرار داشتند .
مرحله نهم، انجام عملیات: در این مرحله،گروه ترور وارد عمل می شود. کلیه «سربازان گمنام امام زمان» و دیگر گروههای همکار تیم ترور کارهای خود را همآهنگ آغاز می کنند و حکم قتل سوژه مورد نظر را اجرا می کنند.سعید امامی در باره چگونگی ترور فروهر ها می گوید :«...از روز قبل من تیم را آماده باش داده بودم و شب قبل هم شبیه سازی عملیات را انجام دادیم ،کار در سه گروه انجام شد ،گروه اول را خودم سرپرستی کردم و در خیابان ظهیر الاسلام مستقر شدیم و زاپاس بودیم تا مسئله ای خلاف برنامه ریزی اتفاق نیفتد . گروه دوم به سرپرستی مصطفی - مصطفی کاظمی، معاون امنیت - بود که با نیروهایش در اطراف خانه متمرکز شده بود و رفت و آمدها را زیر نظر داشته . گروه سوم را سید صادق - مهرداد عالیخانی، معاون عملیات، سرپرستی می کردند که به داخل منزل رفته بودند . قبلا ما کروکی خانه را داشتیم و مشکلی نبود و تلفنی خود منزل را هم چک کرده بودیم و می دانستیم که فقط آن دو نفر در خانه هستند ، کار حدود یک ساعتی طول کشیده بود ، قرار بر نیم ساعت بود که من نگران شدم با سید صادق تماس گرفتم و علت را جویا شدم که اظهار داشت برای انتقال پروانه فروهر به بالا مقاومت می کرد ، اما کار تمام شده و الان داریم خانه را جستجو می کنیم ، بعد گذشت یک ساعت سید صادق تماس گرفت و گفت الان در راهیم و کار تمام شد . من باید به ستاد برمی گشتم چون معلوم بود تا ساعاتی دیگر حتما خبر از طریق ناجا به استعلام ما می رسید (اعترافات سعید امامی ).
مرحله دهم، سیاه بازی ها: در این مرحله، «پدر خوانده» یعنی ولی فقیه مبسوط الید و مأموران او وارد صحنه می شوند. با سخنرانی ها و پیام ها که ننه من غریبم بازی بیش نیستند، به تصور جود، مردم را دچار سردرگمی می کنند تا فرصت برای لوث کردن جنایت فراهم شود. .در جریان قتل فروهر ها، خامنه ای گفت: من اینها را از سالها قبل می شناختم. آدمهای خوبی بودند (نقل به مضمون).روزنامه ها و باندهای رسانه ای جهت گم کردن رد جنایتکاران به فرمان رهبر، آنها را وابسته به اسراییل و امریکا خواندند و صحنه دشمن شناسی آراستند و خود بازیگران آن شدند. در نماز جمعه گفتند: ( نماز جمعه ١٨ ديماه ١٣٧٧)«... دشمن سعی دارد در لوای فتنه تبليغات جنگ اطلاعاتی و امنيتی، موج ترور راه بياندازد. اين قتلها به ضرر ملت، دولت و حكومت ايران بود و ممكن نيست كه بدون سناريوی خارجی انجام شده باشد.» این جنایتها را جناياتی زشت، نفرتآور و حقيقتا درخور محكوميت توصیف کردند و از تلاشهای وزير، معاونان، مديران واواک و هيات سه نفرهی رييسجمهوری برای کشف هویت جنایتکاران تشكر كردند.در آن زمان، محسن رضایی حتی صحبت از جاسوسان پاکستانی می کرد. نیروی انتظامی مدعی می شد متهمان به قتل از دوستان خود فروهر ها بوده اند و با جعبه شیرینی به خانه او رفته بوده اند و...آنها حتی سیاه بازی را پیشتر کردند: عده ای را دستگیر و شکنجه کردند و از آنها «اعترافات» گرفتند. فیلم شکنجه های آنان در بازار پخش شد. ولی همه اش بازی بود برای گم کردن رد پای رهبر و مفتیان بطوری که مردم نتوانند بفهمند مافیای خامنه ای سازمان تروری دارد که کارش شکار انسانهای آزاده و مدافعان حقوق مردم است.اما بازی بازیگران اثر وارونه بخشید. برای همه مشخص شد کار خود رهبرو مافیای او بوده است. او حتی به زن سرباز فداکار خود ، سعید امامی، هم رحم نکرد و مأموران او آن سبعیت وصف ناپذیر را با او روا دیدند. به گونه ای که مروی داماد «آیت الله» خزعلی که معاون قوه قضاییه در آن روزها بود، از شکنجه وحشتناک زن سعید امامی صحبت می کرد بهنگامی که او در بیمارستان بستری شده بود و...در اینجا لازم است نامه گلپور را در مورد برخی از افراد که در آن شکنجه ها دخالت داشته اند. را باز آوریم. او این نامه را به حسین شریعتمداری نوشته است. نامه معلوم می کند آنهایی هم که این بلاها را بر سر زن سعید امامی و دیگر متهمان آورده بودند، نیز از مأموران خامنه ای و مافیای او بوده اند:
متن جوابیّه ی رضا گلپوربه خبرمندرج در ستون "ویژه"ی صفحه ی دوّم روزنامه ی کیهان:
«بسمه تعالی مکره
(دوشنبه 19/11/1383):
جناب "حسین شریعتمداری" مدیر مسؤول روزنامه کیهان.
تنها از آن بابت که معمولا" سمت نمایندگی ولیّ فقیه در مؤسّسه ی پر امکانها و ویژه ی کیهان موجب بروز شبهه ی رعایت اصول تقوا و اخلاق دینی در گفتارها و نوشتارهایت پیرامون اینجانب رضا گلپور چمرکوهی برای برخی از دوستان عزیز گردیده است به عنوان تکلیف شرعی، قانونی و انقلابی در دفاع از شرافت و حیثیت خود، کلّیّه ی مطالب مندرج توسّط روزنامه ی تحت مسؤولیّت شما تحت عنوان "به نام خودی به کام دشمن" منتشره در صفحه ی دوّم روز دوشنبه 19 /11/1383 را تکذیب نموده، سطرسطر آن را علائم بروز رذایل اخلاقی موجود در روح و روان بیمار شده ات تحت تأثیر کار در فضاهای جاسوسی و ضدّ جاسوسی دیدم. بیماری توهّم توطئه دانستن همه ی حوادث و رویدادها ناشی از عدم رعایت اسلوب و دیدگاه فقهی مبتنی بر فرهنگ فقه شیعی می باشد و چون در تمامی فعّالیّتهای سرویس های امنیّتی جهان به دلایل کاملا" روشن عدّه ای چنان بیمار می شوند که برای فرار از واقعیّتهای موجود در سوابق نه چندان درخشان خود یا همکاران بسیار نزدیکشان به مضحکترین روشها آنچه در ضمیر ناخودآگاه خود احساس می کنند به دیگران نسبت می دهند. شما ارزشهای مقدّسی چون چهره ی امام و ولایت فقیه را سپری برای فرار خود از برخورد با واقعیّات در افکارعمومی قرار داده اید و نمی فهمید درعرصه ی افکار عمومی منصف اگر کسی در استناد و برهان و استدلال کم بیاورد و پشت عبای مقدّس رهبری و ارزشهای اسلامی موضعگیری کند، خود مصداق ضدّیت با آن ارزشها و سوءاستفاده کننده و منفعت طلب خواهد بود. بخشهایی از استنادات و علائمت را قبلا" از زبان تفاله های ضدّ انسانی که اتّفاقا" از مرتبطین نزدیک با حضرتعالی در فعالیّتهای اطّلاعاتی تو نیز بوده اند شنیده و خوانده ام هر چند هر پنج نفر آنان از وزارت اطّلاعات اخراج گردیده و به انفصال دائم از خدمات دولتی و نیز حبس و تعزیر محکوم شدند و یکی از آنها هم تعزیر گردید امّا حدّاقل بیندیش که چگونه 5 نفر از آن کسانی که محور استدلال ریاست بر علیه اینجانب (در کلّیّه مکتوباتت) بوده اند و عاقبتی اینچنین داشته اند می توانند امین و متعهد بوده باشند. برخلاف تو که حتّی با وجود پشتیبانی ولایت فقیه جرأت طرح اسم را هم در برخی زمینه های کلیدی نداری اینجانب از "علی اکبر باوند" معروف به "مجتبی بابایی" مشهور به "امیری" و "جواد عباسی کنگوری" معروف به "آزاده" مشهور به "آملی" و "احمد شیخها" معروف به "احمد نیاکان" مشهور به "تفتازانی" و مصطفی منتظری معروف به "فرقانی" مشهور به "شربیانی" و از همه مهمتر و کلیدی تر "مهدی قوامی هنر" معروف به "قوام" به عنوان جنایتکاران شنیع، دون و همکارانت در بازجویی از برخی متّهمان مجرم و غیرمجرم نام می برم.برخی فجایع ایجاد شده توسّط این افراد که امروز اینچنین در دفاع از اتّهامات بی پایه شان که بنده را جاسوس اسرائیل می خوانند و شما به لطایف الحیل برای فرار از عواقب حقوقی آن بر ترویج و نشر اینگونه ای آن می پردازید در کیس دستگیری "مظفر بقایی" بدون هیچ گونه مستند به اثبات رسیده و متّهم کردن بخشی از کیفی ترین نیروهای سیاسی امنیّتی کشور در چتر آن؛ در کیس موسوم به "میکونوس"! در کیس موسوم به جاسوسان عراقی "لشکر بدر"!در کیس ارتباطات "راننده جماران"!در کیس بازجویی های کرمان!کیس مربوط به آذربایجان و جناب علوی امروز بسیار روشنفکر دوّم خردادی مقاله نویس درعرصهاصلاحات!و از همه فاجعه آمیزتر کیس مهم کشف پیچیده ترین شبکه ی جاسوسی قرن؛!!! یعنی پرونده ی سعید امامی و همراهانش و ... چنان هویداست که فرار کبک گونه ی شما کمکی به فراموشی فجایع نخواهد داد.خیال می کنی رفاقتت با "کاظم دارابی" بدبخت در انگلیس و آلمان قابل فراموشی است. رفاقتت با مهرداد عالیخانی بدبخت تر قابل اغماض است. فرض کن من بدبخت ترین را هم در گوشه ای دیگر به کنج زندان بیندازی مگر میتوانی این واقعیّتها را بپوشانی؟ از مجاهدین خلق شروع کردی و نماینده ی ولیّ فقیه و یکی از اعضای حزب الّلهی شورای هماهنگی هم شدی ! تا کی تا کجا! واللّه یعلم ما فی صدور کلّنا و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.»
چندی بعد، رسانه ها، در پی خاموش شدن فریاد ها، بار دیگر دست بکار شدند: روزنامه کیهان در بیستم دیماه 77 گزارشی از مصاحبه با روح الله حسینیان در مورد قتل ها نوشت و تلاشن کرد آن جنایتها را به دیگران نسبت دهد و نظر مردم را مشوش کند. گردانندگان نشریه به کمک واواک و جانیان آمد . فردای آن روز، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران وارد عمل شد. همین مصاحبه را که قبلا تمرین کرده بودند به کمک پسر عموی پور محمدی از مدیران صدا وسیما و مدیر شبکه فعلی ورزش، تحت سرپرستی علی لاریجانی، سرپرست وقت صدا و سیما و یکی دیگر از اعضای شاخه رسانه ای سازمان ترور و مافیای خامنه ای، در برنامه چراغ، به اجرا در آوردند . ولی در نهایت گند کار در آمد. معلوم شد که بچه های واواک وابسته به سازمان ترور بوده اند که دست به این جنایت زده اند. ناچار، رهبر وارد صحنه شد. درآستانه اعلام دست داشتن عوامل واواک در جنایتها، درنماز جمعه تهران، خامنه ای گفت:« وزارت اطلاعات يك تجربه سخت را از سر گذراند و نقطه ضعفی را كه در پيكرهاش وجود داشت، صادقانه به اطلاع مردم رساند و به نظر من شجاعت برادران وزارت اطلاعات دربيان اين حقيقت قابل تحسين است. اينجانب، از رييس جمهور و مسولان وزارت اطلاعات خواستهام و در حضور مردم نيز از آنان میخواهم كه سر نخها را پيدا كنند و هوشياری به خرج دهند. ممكن است عواملی كه جزو وزارت اطلاعات بودند، فريب خورده باشند و يا تحت تاثير بيگانگان قرار گرفته باشند، بايد گشت و عوامل را پيدا كرد و به آسانی نبايد از اين حادثه گذشت.»
مرحله یازدهم، جلسه اعلام نتیجه و آمادگی:در این مرحله، با برگزاری جلساتی میان آمران و واسطه ها و مأموران و دیگر دست اندرکاران، موید باشید ها به یکدیگر می گویند و برای موفقیت بازهم بیشتر یکدیگر در مأموریت های بعدی، «دعا» می خوانند! سعید امامی در اعترافات خود، در باره دادن گزارش های بعد از عملیات در جلسات واواک و بیت رهبری می گوید :«.... فردای آن روز به گمانم دوشنبه بود و طبق روال هر دوشنبه در وزارتخانه ما شورای عالی وزارت داشتیم که از طرف ... اتفاقا یا طبق هماهنگی (من اطلاعی ندارم) آمده بودند که در آنجا من و آقا مصطفی و سید صادق رفتیم و مشروح عملیات را شرح دادیم. منتها طبیعی بود که چند نیروی غیر وزارتی در آن جلسه بودند و ... هم آنجا بود ما مواردی را ذکر نکردیم که عصر همان روز در جلسه ای که با حضور حاج آقا دری و حاج آقا فلاحیان در دفتر آقای حجازی تشکیل شده بود، تمام موارد و حتی کشفیات از منزل را ذکر کردیم که آقای حجازی عنوان کردند موید باشید و برای مابقی کار آماده شوید .( اعترافات سعید امامی ).
مرحله دوازدهم ، اطلاع ولایت از انجام عملیات :هر چند رهبر مافیاها از ابتدا در طرح و اجرای جنایت بود و انجام آن را به افراد مورد اعتماد واگذار کرده بود، اما منتظر شنیدن خبر مانده بود. وقتی از سوی فرمانده عملیات خبر انجام موفقیت آمیز جنایت به گوشش رسید، لبخندی بر چهره سفاکش پدید آمد. این امر را هادی قابل در نامه خود به او، یادآور شده است: وقتی خبر کشته شدن فردی را که قرار بوده است کشته شود، برای شما می آورند و آن را می شنوید یا لبخند میزنید و یا با سکوت تایید می کنید. (نقل به مضمون)اسامي تعدادي از اصحاب قلم و متفكرين آزاد انديش كه بوسيله مافياي ولايت فقيه خامنه اي كشته شدند:
●کشیش میکائیلیان از کشیشهای مسیحی مقیم ایران .
● منوچهر صانعی و همسرش فیروزه کلانتری
● داریوش فروهر – دبیر حزب ملت ایران .
● پروانه اسکندری همسر و همرزم داریوش فروهر .
● سعیدی سیرجانی نویسنده معروف کتاب ضحاک مار دوش
● خسرو بشارتی که به وسیله گلوله در شهر کن به قتل رسید .
● حسین سرشار خواننده ایران ای مرز پر گهر که در آبادان به قتل رسید .
● فاطمه قائم مقامی سرمهماندار هواپیما
● دکتر فلاح یزدی پزشک آقای منتظری
●دكتر محمدتقی زهتابی مورخ و زبان شناس شهير آذربايجان كه به طرز مشكوكي در منزل شخصي خود در تبريز كشته شد
● شیخ محمد ضیائی امام جمعه بندرعباس
● حمید حاجی زاده و پسرش کارون بخاطر اینکه اشعار ملی می سرود
● معصومه مصدق نوه دکترمحمد مصدق
● مهندس کریم جلی و همسرش فاطمه امامی
● دکتر جمشید پرتوی متخصص بیماریهای قلب که پزشک احمد خمینی بود و در خانه خود بطور مشکوکی کشته شد.
● جواد امامی کارشناس داد گستری و همسرش سونیا ال یاسین که در خانه خود کشته شدند
● سعید قیدی از پرسنل نیروی هوائی که جنازه او با ضربات چاقو کشته شده بود در سعادت آباد پیدا شد
● پیروز دوانی نویسنده و فعال سیاسی
● فرزینه مقصود لو و خواهرزاده اش شبنم حسینی
● ابراهیم زال زاده نویسنده و روزنامه نگار
● کشیش محمد باقر یوسفی ( روان بخش )
● دکترعبدالعزیز مجد استاد دانشگاه زاهدان از پیروان مذهب تسنن
● دکتراحمد صیاد از متفکران اهل سنت
● سیامک سنجری که توسط همین باند با چاقو به قتل رسید .
● فاروق فرساد اهل سنت که با آمپول هوا کشته شد .
● محمد ربیعی امام جمعه کرمانشاه که با آمپول هوا کشته شد.
● اشرف السادات برقعی در قم
● احمد میرعلایی نویسنده و مترجم در اصفهان
● مهندس حسین برازنده در مشهد
● حسین شاه جمالی که یک مسلمان مسیحی شده بود
● کشیش دیباج
● کشیش هاپیک هوسپیان در کرج
● شمس الدین امیر علائی نخستین سفیر جمهوری اسلامی در فرانسه همکار زنده یاد دکتر محمدمصدق و از رهبران جبهه ملی
● دکتر تقی تفتی و همسر و دو فرزندشان
● جواد سنا
● زهرا افتخاری
● جلال متین
● سید محمودمیدانی
● محمد مختاری
● جعفر پوینده
● مجید شریف نویسنده
● و ...
پيغامِ منع برگزاری بزرگداشت فروهرها چيست؟
یکشنبه یکم آذرماه ۸۸ مصادف بود با سالگرد قتل وحشیانه داریوش و پروانه فروهر که یازده سال پیش در بعداز ظهر یک روز پاییزی در منزل شخصی خود، توسط افراد ناشناس و بر اساس طرحی از پیش طراحی شده با ضربات متعدد چاقو کشته شدند. قتل فروهرها پردهای از نمایش مخوف قتلهای زنجیرهای بود که قربانیان متعددی گرفت. پروندهای که هیچگاه متهمان ردیف اول و اصلی آن محاکمه نشدند و همه چیز به خودکشی سعید امامی منتهی شد. آنچه از پی میآید گزارش تحلیلی خبرنگار موج سبز آزادی از مراسم پرماجرای بزرگداشت یازدهمین سال درگذشت این زوج محبوب سیاسی است که قرار بود دیروز بعدازظهر در منزل شخصی آنان و به همت فرزندانشان برگزار شود و باز هم با منع و اهانت کودتاگران به شرکتکنندگان همراه شد:در خيابانهاي منتهي به مقصد، حضور پليس و نيروهاي امنيتي چشمگير بود. پليس كساني كه به سر كوچه ميرسيدند و مي خواستند به خانه فروهرها بروند را برميگرداند. شب قبل شايعه لغو مراسم را منتشر كرده بودند كه پرستو فروهر با تاكيد تكذيبش كرد وگفت كه حتماً مراسم سالگرد پدر و مادرش را برگزار ميكند. اما كساني كه ميخواستند مراسم برگزار نشود، در «عمل» اين شايعه را به حقيقت بدل كردند و نيروهاي امنيتي جمهوري اسلامي بهعنوان يك «وظيفه» و با تمام توان از برگزاري مراسم بزرگداشت دو كشته 11 سال پيش، جلوگيري كردند.از اين منع و اهانت، خيليها خشمگين شدند. خيليها از خشم لب به دندان گزيدند. اما گويا هيچ كس از اين اتفاق تعجب نكرد. انگار همه منتظر همين شرايط بودند. انگار همه كساني كه ميخواستند به مراسم فروهرها بروند وپليس مانعشان شد، از همان لحظه حركت با خود گفته بودند «خب، بعيد است بگذارند مراسم برگزار شود...»، و مراسم هم برگزار نشد.با اين همه، اگر لحظهاي خود را از شرايطي كه در آن هستيم فارغ كنيم، اين تعجب نكردن و آن جلوگيري كردن ميتواند عجيب به نظر بيايد: يازده سال پيش، چند نفر از فعالان سياسي و نويسندگان به دست نيروهاي حكومت كشته شدند. حاكميت، بعد از پافشاري خاتمي رييس جمهور وقت، و پس از مدتي كشمكش پذيرفت كه مسئوليت قتل اين افراد با نيروهاي امنيتياش بوده. حاكميت اما آنها را خودسر خواند و دامان خود را از آمريت اين قتلها مبرا دانست.رهبر جمهوري اسلامي در خطبههای نمازجمعهاي كه پس از افشاي دست داشتن نيروهاي وزارت اطلاعات وقت در اين قتلها خواند، از شخص خود رفع اتهام كرد و گفت كه نميتوانسته انگيزهاي براي دادن دستور چنين قتلهايي داشته باشد. او گفت كه نويسندگان كشته شده، كه از اعضاي اصلي كانون نويسندگان ايران بودند، افراد ناماوري نبودند واو حتي آنها را نميشناخته است. ايشان با به كار بردن عبارتي غريب در مورد داريوش و پروانه فروهر گفت كه آنها اگرچه «دشمن» بودند، اما «دشمن نجيب»ي بودند!با همه اين اوصاف، در تمام اين سالها خانوادههاي جانباختگان قتلهاي زنجيرهاي نتوانستهاند مراسم يادبود درخوري براي عزيزانشان برگزار كنند. اين يعني همان حكومتي كه قتلها را بر عهده گرفت، و همان حكومتي كه به ناچار قتلها را نادرست و مقتولان را بيگناه دانست، نگذاشت و نميگذارد كه خانوادههاي اين بيگناهانِ سرشناس همچون خانواده هر درگذشتهاي براي از دست رفتگان خود عزاداري كنند. آيا اين كه حكومت، خود مانع برگزاري مراسم سالگرد كساني شود كه بر نادرستي قتلشان صحه گذاشته نبايد عجيب باشد؟بايد يا نبايد، اما براي هيچكدام از ما كه حافظه تاريخياي به درازاي اين سي سال يا دستكم به طول اين يازده سال داريم عجيب نيست. ولي چرا عجيب نيست؟ زيرا ما ديگر با پيغامهايي كه حكومت با گفتار و كردارش ميفرستد با گوشت و خونمان آشناييم. ما آموختهايم كه حتي اگر قتلها از سوي مراجع رسمي محكوم شده باشند، و حتي اگر حكومت خود را مبرا دانسته باشد، باز هم مهمترين اظهار نظر درباره اين واقعه همان است كه بر زبان رهبر جاري شد: اين كه مقتولان «دشمنِ نجيب» بودند؛ يعني هر چه بودند، نهايتاً باز دشمن بودند.چنين نگاهي به جان باختگان قتلهاي زنجيرهايست كه نميگذارد آنها حتي پس از مرگ از مزاياي مردمان عادي برخوردار باشند. اگر پوينده و مختاري و شريف و فروهرها و... در زمان حياتشان مدام سايه نظارتها و پيگيردهاي امنيتي را بر زندگي سياسي و اجتماعيشان ميديدند، اگر از اين موهبت برخوردار نبودند كه همچون بسياري از مردم عادي بتوانند بي دغدغه تلفني بزنند، ديداري با همفكران و دوستان داشته باشند، و مصون از پيگرد زندگي كنند، امروز هم خانواده و دوستان شان پس از مرگ آنها و به خاطر اينكه بستگان آنها هستند از حق داشتن مراسم و پرسه محروماند. چرا كه كشتهگان، حتي اگر كشتهگاني «بيگناه» يا «نجيب»، باز دشمن بودند.پيغامِ منع برگزاري سالگرد فروهرها همين است: حكومت آنها را هنوز دشمن ميداند، و حتي پس از مرگ نيز با آنها همچون «دشمن» برخورد ميكند. اما اين پيغام وقتي فرستاده شود، در عين حال معناي ناخواستهاي هم دارد، و آن اين است كه صف دشمنان حكومت بسيار وسيع است: از معترضان خاموش پنج ماهِ پيش كه حال به شعار دهندگاني تبديل شدهاند كه مايه نگراني همه اند؛ تا جانباختگانِ يازده سال پيش و بيست سال پيش و ديروز و فردا كه اگرچه از صف زندگان حذف شدهاند، اما گويا از جمع دشمان كم نميشوند.پيغامي كه حاكميت ميفرستد بسيار روشن است: اگر كسي را دشمن حساب كنيم، زنده يا مرده يا كشته، به حال خود رهايش نميكنيم. اين پيغام روشن در عين حال به اين معناست كه حاكميت، حتي از كشتهگانی كه دشمن خوانده نيز فارغ و آسوده نيست. وقتي دشمني حتي بعد از مرگ هم پايان نيابد، صف دشمنان هر روز بلندتر ميشود، حتي اگر از دنياي زندگان به عالم اموات كشيده شود. و اين يعني حاكميت از آنچه با «دشمانش» ميكند، خود بيش از همه ناآسوده خواهد بود؛ چه قتل فروهرها در يازده سال پيش باشد، چه آنچه بر رامين پوراندرجاني در همين چند روز پيش رفت.
موج سبز
